زبانی که شخصی نیست




عنوان مجموعه اشعار : سیندرلا
شاعر : سین. قاف


عنوان شعر اول : Sin.drel.la

تو جنگیدی برای اون کسی که
تو رو بازیچه‌ی دستِ خودِش کرد
تو قلبِت پاکِ و یکرنگِ امّا
نَزار این قلبُ توو دستِ یه نامَرد

کسی که لایقِ قلبِ تو باشه
تو رو می‌بینه هر جوری که باشی
یه لنگه کفش ِکهنه‌م که بپوشی
تو خانومی واسَش، سیندرلاشی

کسی که سهمِ دستایِ تو باشه
خودِش دستایِ سردِتُ می‌گیره
نمی‌زاره بری، برات می‌جنگه
واسَت لازم بشه، حتّی می‌میره

تو رو می‌خواد برایِ هر چی هستی
تو آزادی خودِت باشی همیشه
اگه بابِ دلِش نباشی گاهی
بِهِت می‌خنده، ناراحت نمی‌شه

نَتَرس از این‌که تنهایی عزیزم
نزار سهمِ کسی شی که نباید
یه جایِ قصّه اونَم چشم به راهه
همون که سیندرلاشی تو شاید

بهار 93

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
به شاعر یا - بهتر است بگویم- ترانه سرای این اثر درود می فرستم.
مهمترین کار برای شاعران تازه کاری چون صاحب این اثر، نوشتن و نوشتن و نوشتن است. شاعر یا ترانه سرایی که تازه به این عرصه قدم نهاده است در واقع هنرجویی است که با تمرین های پی در پی و مشقهای متعدد و پر تکرار، کم کم به مهارت لازم برای سروده های ایده آل دست خواهد یافت. پس، از اینکه می بینم شور و اشتیاق سرودن همواره در جان خداوندگار ابن ابیات وجود دارد ابراز خرسندی میکنم.
این یعنی طلب و از آنجا که به ما یاد داده اند که "من طلبی وجدنی" اطمینان دارم این شاعر به انچه استحقاق اوست خواهد رسید - اگر بر همین منوال حرکت کند و چشمة خواستن و دانستن در او چون گذشته جوشان باشد.

و اما این ترانه یاشعر محاوره:
من شخصا این اثر را ترانه نمی دانم و مختصات ترانه را در آن نمی بینم و ابن بحث کمی دنباله دار است و محال دیگری می طلبد. پس به عنوان یک شعر محاوره به آن نکاه میکنم. قالب ابن اثر چهارپاره است که با ترانه مرز مشترک دارد اما در ترانه، نشستن شعر بر محمل ملودی معمولا حرف اول را می زند، ضمن اینکه اغلب در ترانه، علاوه بر شکستن کلمات از حالت هنجار، به اصطلاحات و ببان فولکلوریک و مثلها و چیزهایی از ین قبیل بیشتر نیازمندیم.
مواردی که معمولا به عنوان بیت ترجیع در ترانه ها تکرار می شوند.
نکته دیکر اینکه در ترانه الزاما به یکنواختی اوزان ابیات وابسته نیستیم چون انجا ملودی حرف اول را میزند. البته ترانه های فراوانی داریم که بر روی شعرهای کاملا یکسان از نطر عروضی نوشته شده اند.

این شعر محاوره از نظر وزنی و عروضی خالی از اشکال است و نشان میدهد شاعر از حداقل های اشنایی با وزن برخوردار است.
انتخاب چهارپاره یا دوبیتی پیوسته نیز برای اثر مورد نظر، حاکی از شناخت خوب سراینده از قالبها دارد.
از نظر محتوایی ما با یک شعر تقریبا ملودرام عاشقانه مواجهیم که بیان ساده و راحتی دارد. با یک عنصر محوری یعنی "سیندرا" که در ابتدا و انتهای شعر به آن پرداخته شده است. در واقع محور عمودی شعر کاملا رعایت شده است.(البته یک اشکال محتوایی در شعر به چشم می خورد که داستان سیندرلا و موضوع این شعر ، تناسب و یا تطابق معنایی ندارند. زیرا در داستان سیندرلا ، بحث خیانت یا بی وفایی طرف مقابل مطرح نیست و عشق شاهزاده به سیندرلا پیوسته و دائمی است اما در ابن اثر، ایتدا بحث نامردی و بازیچه قرار داده شدن مطرح می شود.. مخاطب حق دارد در مواجهه با این اثر دچار سردرگمی شود.)
با اینحال که شعر کاملا عاطفی است، مهمترین مطلبی که ذهن من را به خودش جلب کرده زبان عادی و غیر متمایز اثر است. چیزی که من از آن به" زبانی که شخصی نیست" تعبیر کرده ام.
این نوع بیان و این زبان از هیچ نظر برجستگی خاصی ندارد که بتوان ان را به نام شاعری خاص نسبت داد. همه جوان ها و شاعران می توانند چیزی شبیه به این بسرایند و اگر اسم شاعر را از پایین این اثر حذف کنیم بی تردید حتی نمی توان حس زد شاعر و سراینده این شعر، مرد است یا زن ؟ اهل کدام جغرافیاست؟ با چه دنیایی از واژگان و کلمات مانوس و محشور است؟ چه خاستگاه فکری و اندیشه ای دارد.
برای خیلی از کارشناسان واقعی شعر و ترانه، اثار ترانه سرایان صاحب سبک، قابل شناسایی است و اگر بخواهم از اغراق دور باشم باید بگویم حداقل قابل حدس است.
در شعرهای دیگر و قالبهای دیگر هم همین "پی رنگ" قابل بررسی است. مثلا شعر سپید سهراب سپهری از جنس شعرهای شاملو یا فروغ فرخزاد قابل تشخیص است.
یا ترانه های استاد علی معلم و مرحوم افشین یداللهی از نظر فضا اگر چه نزدیکی هایی دارند اما از نظر ساختار و واژگان متفاوتند در حالیکه اثار هر دوی آنها با شخصی همچون یغما گلرویی متفاوت است.
این تشخص زبانی البته برای شاعر ابن اثر هنوز دیر نیست آما به نظرم رسید اکر قرار است به این ترانه سرا کمکی کرده باشم شاید بهتر باشد از همین ابتدای راه، ابن مطلب گوشزد شود.
من همانطور که در ابتدای این نوشته تصریح کردم اطمینان دارم روزی که نه چندان دور است ترانه های خاص و ممتازی از این شاعر خواهم خواند و شنید اگر بیش از پیش تلاش کند متفاوت ببیند، متفاوت حس کند و متفاوت بنویسد.
با ارزوی روزهایی بهتر و شعرهای درخشان تر برای شاعر.

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۱
سین. قاف » یکشنبه 20 خرداد 1397
از نقد و راهنمایی شما بسیار ممنونم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.