ترجمان گنگ اندیشه



‎نشستم تو این خونه و
‎هوا یخ زده توی چشمای تو
‎هواسرده اما فقط این نیست
‎داره میشکنه هرم چشمای تو

‎چقدجای من خالیه تو نگات
‎چقد سخته بی تو بمونم گلم
‎قراربودبیای و بمونی برام
‎قرار بودنرم توی لاک خودم

‎قرار بود که سرمای دستای من
‎بمونه فقط توی جیبای تو
‎قراربودکه سرمای بی موقَ(ع) رو
‎بزاریم فقط زیرکفشای تو

‎تومی چرخی و میدونی باصدات
‎منومیکشی بدترم می کنی
‎دیگه بسه اینقد ندو توسرم
‎دیگه بسه!اروم ترم میکنی؟

‎دیگه پنجه عصره بایدردبشی
‎بری و تویِ همهمه غرق شی
‎هواسرده لطفا فراموش کن
‎بایدبشکنی تاکه خوشبخت شی

‎کنارت نشسته بهت زل زده
‎هواعالیه توی چشمای تو
‎هوا سرده اما مهمه مگه؟
‎داره اب میشه غول چشمای تو
تقديم به احسان رعيت
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
بیان نزد نویسنده ابزار خلق هنری است و ضرورت دارد که هر صنعتگر و هنرمندی پیش از هر چیز ابزار کار خود را بشناسد.
در ادامه از چند منظر به بررسی سه متن با مطلع‌های « نشستم تو این خونه و» ، «رها کردنم کار آسونیه بیا از همه دلخوشی هام برو» و «رفتن همیشه ‎انتخاب تازه‌ای نیست» پرداخته خواهد شد.
1- نارسایی وزن و قافیه
هر چند که وزن و قافیه جزء ذات شعر نیست اما چنانچه مؤلف قصد کرده باشد برای ایجاد موسیقی از آن‌ها بهره بگیرد، استفاده‌ی صحیح از این ابزار ضروری است.
در هر سه متن با موارد متعددی از نقص در وزن و قافیه مواجهیم که در ادامه به برخی از موارد اشاره خواهد شد.

نقص قافیه
در متن اول با مطلع «نشستم تو این خونه و» قافیه در تمام موارد ناصحیح است و موارد متعددی از ایراد قافیه در هر سه متن به چشم می‌خورد که بیت‌های زیر ازاین‌دست است.
«این خونه خوابای خیالیشم/ بعضی شبا تو رؤیاهای تو می بینه// جایی نرو وقتی تموم زندگیمی/ وقتی تموم خاطراتت پیش رومه»
«راهی واسه ظاهر شدن رو قلب تو نیست/ می‌سوزم و خاکستری میشم تو عکست// عکاسُ خیلی وقته که تنهاش گذاشتی/ دنبال عکاس جدیدی توی عکست؟»


عدم رعایت صحیح وزن
در ادامه به چند مورد از موارد نقصان در وزن اشاره خواهد شد.
«هوا سرده اما فقط این نیست»، «یه میز پر از حکم افسردگی یه باد خزون بی اختیار»، ‎«این خونه خوابای خیالیشم/ بعضی شبا تو رؤیاهای تو می بینه»، «می خوابی و آرامشت توی کتاباتن»
دستور خط
به‌کارگیری صحیح دستور خط فارسی از چند منظر اهمیت دارد:
1- حفظ چهره‌ی خط فارسی، 2-حفظ استقلال خط، 3- تطابق مکتوب و ملفوظ، 4-فراگیر بودن قاعده، 5- سهولت نوشتن و خواندن
6- سهولت آموزش قواعد، 7- فاصله‌گذاری و مرزبندی برای حفظ استقلال کلمه و درست‌خوانی
بنابراین رایج شدن شلختگی در به‌کارگیری دستور خط به‌خصوص در میان اهالی و علاقه‌مندان ادب و هنر آسیب جبران‌ناپذیری را به بار خواهد آورد. البته بایستی به این نکته هم اشاره کرد که یکی از مشکلات زبان‌ها و ازجمله زبان فارسی، ناهماهنگی صورت مکتوب با صورت ملفوظ است.
«بزاریم فقط زیر کفشای تو» و «این خونه رو واسه تو می زارم بمونه»
در این دو مورد از «بزاریم» و «می زارم» به شکلی غیر صحیح به جای «بذاریم» و «می ذارم» استفاده شده است.

«دیگه پنجه عصره باید رد بشی»
نقش نمای اضافه و نمای وصفی در بیان محاوره، از نظر آوایی هیچ تغییری نمی‌کند. ازاین‌رو تغییر شکل نوشتاری آن‌ها درست نیست و تنها با یک «کسره» نشان داده می‌شود، بنابراین به کار بردن «پنجه عصر» به‌جای «پنج عصر» غلط است. در این مثال عمق فاجعه مشخص می‌شود و خواننده با این پرسش مواجه خواهد شد که مگر عصر پنجه دارد؟!
ترجمان گنگ اندیشه و ضعف در محور عمودی و افقی متن
با خواندن این متن‌ها به نظر می‌رسد انگار کمتر دو مصرعی است که در یک فضای یگانه شکل گرفته باشد و ارتباط‌ معنایی هر مصراع با دیگر مصراع‌ها به‌طورجدی ضعف دارد. بیان این نکته هم حائز اهمیت است که برخی از این مصراع‌ها به شکل خودآگاه و یا ناخودآگاه از روی دست دیگران بازنویسی شده‌اند و به‌طور مثال به نظر می‌رسد مصراع « رفتن همیشه ‎انتخاب تازه‌ای نیست» از روی مصراع «رفتن همیشه اختیاری نیست» بازنویسی شده است.
شاید همین تأثیرها باعث شده تا متن‌ها به دور از فضا و بیانی مستقل، دچار گنگی و چند پارگی باشند.
«دیگه پنجه عصره باید رد بشی/ بری و تویِ همهمه غرق شی// هوا سرده لطفاً فراموش کن/ باید بشکنی تا که خوشبخت شی»
در این مورد هر کدام از این چهار مصراع ساز خود را می‌زنند و با مصراع‌های قبلی و بعدی خود ارتباط معنایی ندارند و به‌طور مثال معلوم نیست چرا چنین حکمی برای خوشبخت شدن داده شده است.
«هوا سرده اما مهمه مگه؟/ داره آب میشه غول چشمای تو»
علاوه بر این‌که معلوم نیست چرا «چشمای تو» غول است! و چرا این غول در هوای سرد دارد آب می‌شود!، مشخص نیست که چرا سردی هوا و آب شدن غول چشم‌ها مهم نیست یا باید مهم باشد!
در جای دیگری هم گفته شده: «نشستم تو این خونه و/ هوا یخ زده توی چشمای تو// هوا سرده اما فقط این نیست// داره میشکنه هرم چشمای تو»
از یک‌سو هوا در «چشم‌های تو» یخ زده و به‌طور طبیعی هوا بایستی سرد باشد که البته با رویکردی توضیحی به آن اشاره شده است «هوا سرده» که به‌یک‌باره با عبارت «داره میشکنه هرم چشمای تو» مواجه می‌شویم.
استفاده از ترکیب‌هایی مثل «هرم چشم‌ها» و دیگر مواردی که به آن‌ها اشاره شد بر این واقعیت دلالت دارد که مؤلف آن‌قدر کامیاب نبوده تا آنچه را در ذهن داشته در متن پیاده‌سازی کند.
«بهت گفته بودم که هر جوریه همه دلخوشیامو پرپر کنی/ بهت گفته بودم ولی دیر شد تا دلتنگیامو تو از بر کنی»
کل متن شکایت از رفتن یار و فراق است، درحالی‌که به‌یک‌باره خواننده با این واقعیت مواجه می‌شود که این فراق، فراقی خودخواسته بوده و حتا برای انجام آن پافشاری شده است «بهت گفته بودم که هر جوریه همه دلخوشیامو پرپر کنی» و شاید حتا معشوق به اصرار عاشق او را ترک کرده و دل‌خوشی‌هایش را پرپر کرده باشد!
«رها کردنم کار آسونی نیست تو رو میکشه این همه دلهره/ رهام کردی و گفته بودم بهت که حالم به گریه گره میخوره»
از آنجا که این «رها کردن» کار آسانی نیست یار سفرکرده را از فرط دلهره خواهد کشت «رها کردنم کار آسونی نیست تو رو میکشه این همه دلهره» و حال راوی هم همان‌گونه که از قبل پیش‌گویی کرده است« رهام کردی و گفته بودم بهت» به گریه گره خواهد خورد « که حالم به گریه گره میخوره».
همان‌طور که مشاهده می‌شود متن در ایجاد منطق روایی ناکام مانده است و این رویکرد توضیحی ازاین‌رو در پیش گرفته شد تا ضرورت پیرنگ در روایت و ضرورت ارتباط عناصر متن با یکدیگر را بنمایاند.

مواردی که در ادامه می‌آیند نیز دچار عدم پیوستگی عناصر، ضعف در محور افقی زبان و فاصله‌ی اندیشه و بیان‌اند.
«با پای من میری و میدونی چی میگم/ این خونه بعد تو دیگه پایی نداره// این خونه خوابای خیالیشم/ بعضی شبا تو رؤیاهای تو می بینه»
«می‌خوابی و آرامشت توی کتاباتن/ دنیا بدون تو دیگه بی‌راهه هم نیست»
« ‎برو تا نبینی چشامو دیگه نبینی چطور دست و پا می‌زنم/ نبینی جای رد لب‌های تو دارم بوسه هامو کجا می‌زنم// بهت گفته بودم که هر جوریه همه دلخوشیامو پرپر کنی/ بهت گفته بودم ولی دیر شد تا دلتنگیامو تو از بر کنی»

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.