آسان‌گير نباشيد



رفتن هميشه ‎انتخاب تازه اي نيست
‎ميري واين خونه هواتوكم مياره
‎با پاي من ميري وميدوني چي ميگم
‎اين خونه بعدتوديگه پايي نداره
‎اين خونه خواباي خياليشم
‎بعضي شبا تو روياهاي تومي بينه
‎جايي نرو وقتي تموم زندگيمي
‎وقتي تموم خاطراتت پيش رومه
‎راهي واسه ظاهرشدن رو قلب تونيست
‎مي سوزم وخاكستري ميشم توعكست
‎عكاسُ خيلي وقته كه تنهاش گذاشتي
‎دنبال عكاس جديدي توي عكست؟
‎مي خوابي و ارامشت توي كتاباتن
‎دنيابدون تو ديگه بي راهه هم نيست
‎اين خونه رو واسه تو ميزارم بمونه
‎جزبودنت راهي واسه ارامشم نيست
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
همان‌طور كه در نوبت قبل هم درباره يكي ديگر از سروده‌هاي شما نوشتم، يكي از محسنات كار شما اين است كه تلاش مي‌كنيد اثرتان را در يك فضاي مشخص و بر اساس طرحي مشخص پيش ببريد؛ در اين سروده هم سعي كرده‌ايد با استفاده از المان «خونه» به چنين هدفي دست پيدا كنيد اما مشكل اصلي اين است كه به اندازه كافي از ظرفيت‌هاي اين المان بهره نبرده‌ايد؛ ظرفيت‌هايي كه مي‌توانستيد آنها را با عيني‌گرايي و جزء‌نگري بيشتر، به كار بگيريد. اگر دقت كرده باشيد اين‌سال‌ها و اين‌روزها در ترانه‌هاي بسياري با «اين خونه» مواجهيم ولي بسياري از اين خانه‌ها هيچ تشخص و تمايزي ندارند؛ يك فضاي مبهم كلي نامشخص هستند كه مخاطب بايد آنها را هر طور خواست، تصور كند. حتي گاهي بودن يا نبودن چنين فضايي، هيچ تاثيري در شكل‌گرفتن بعضي ترانه‌ها ندارد. حالا كافي‌ست به وضعيت «خونه‌»هايي كه در ترانه‌هاي شاخص فارسي نوشته شده‌اند توجه كنيد؛ خواهيد ديد كه هر كدام، مشخصات ويژه خود را دارند و به همين دليل در ذهن مخاطب ماندگار شده‌اند.
نكته‌ي ديگري كه باز هم قابل تاكيد است اينكه بايد سعي كنيد علاوه بر نشان‌دادن ويژگي‌هاي فضاهاي مكاني و زماني، ويژگي‌هاي شخصيت‌هاي روايت خود را نيز به ترتيبي رقم بزنيد و نشان بدهيد كه رخدادهاي متن، هدفمندتر و باورپذيرتر به نظر برسند؛ يعني روايت شما به گونه‌اي نباشد كه مخاطب احساس كند با اينكه اين شخصيت‌ها را زياد ديده و شنيده، آنها را نمي‌شناسد و هيچ چيز از آنها نمي‌داند.
در دو مصراع «اين خونه خواباي خياليشم» و «مي‌خوابي و آرامشت توي كتاباتن» وزن دچار خدشه شده است و به نظر مي‌رسد صورت درست اين مصراع‌ها مي‌تواند به شكل «اين خونه خواباي خياليشم رو حتي» و «مي‌خوابي و آرامشت توي كتابان» باشد كه به دليل اشكال تايپي يا هر دليل ديگري، دچار كاستي شده‌اند. در مصراع «راهي واسه ظاهرشدن رو قلب تو نيست» هم «تو» كه هجاي كوتاه است، به جاي هجاي بلند نشانده شده و براي اينكه وزن، درست باشد به جاي «ـُ» بايد «ـ‌و» خوانده شود كه قاعدتا درست و طبيعي نيست.
در مصراع «عكاس‌و خيلي وقته كه تنهاش گذاشتي» هم هيچ نيازي به «ش» ضمير نبوده است؛ چون وقتي خود اسم در جمله هست، به ضمير نيازي نداريم؛ كافي‌ست بگوييد «عكاس‌و خيلي وقته كه تنها گذاشتي»؛ مي‌بينيد كه مصراع، نه به لحاظ نحوي كاستي دارد و نه از نظر وزني. البته ذكر اين نكته لازم است كه اين نحو با نحو طبيعي قدري فاصله دارد و تا حدي متهم به «جابه‌جايي اركان» است. ما اگر بخواهيم همين جمله را در وضعيت طبيعي ادا كنيم، مي‌گوييم «خيلي وقته كه عكاس‌و تنها گذاشتي»؛ پس بد نيست كه در اين موارد هم حساس و سختگير باشيد.
سرفصل مهم ديگري كه حتما بايد به آن توجه كنيد، موسيقي كناري‌ست؛ قافيه و رديف. در بند اول، قافيه‌ها درست است؛ «مياره» و «نداره»؛ در اين حالت حروف قافيه شامل «...اره» است. اما در بند دوم، «مي‌شينه» و «رومه» را به عنوان قافيه انتخاب كرده‌ايد كه درست نيست. اگر به «آخرين حروف اصلي مشترك بين دو كلمه و حركت پيش از آن» توجه كنيد، خواهيد ديد كه يكسان نيستند و بنابراين نمي‌توانند با يكديگر قافيه شوند؛ «...ينه» در «مي‌شينه» و «...ومه» در «رومه». به عنوان مثال، «مي‌شينه» مي‌تواند با «مي‌بينه» قافيه شود و «رومه» با «شومه». در بند سوم هم «عكست» چون عينا و در يك معني تكرار شده، رديف است؛ پس بايد در كلمات پيش از آن دنبال قافيه بگرديم كه در اين بند «تو» و «توي» هستند و بنا به توضيحي كه در مورد قوافي بند دوم داده شد، نمي‌توانند قافيه باشند.
نكته‌ي ديگري كه مي‌شود به آن توجه داد اين است كه در ديالوگ بين راوي و دوم‌شخص روايت، ديالوگي جاري‌ست براي اينكه دوم‌شخص، از رفتن منصرف شود. در اين ديالوگ، راوي استدلال‌هايي مطرح مي‌كند كه به نظر مي‌رسد بيشتر براي خودش مهم باشد؛‌ در حالي كه بايد عكس آن رخ بدهد؛ يعني اهميت ماندن را از چشم دوم‌شخص در نظر بگيرد.
سرودن درست، دور از دسترس شما نيست؛ به اين شرط كه به زواياي مختلف سروده‌هايتان بيشتر دقت كنيد.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.