شناخت زبان و زمان




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : زیبا زیلایی


عنوان شعر اول : می‌گویند جنگ
می‌گویند
دست در جیبت ببر
و اگر خمپاره‌ای نیافتی
بدان که به جنگ نیامده‌ای
بدان که جنگ
از چشم‌های مصنوعی تو آغاز ‌شد
و هیچ لباسی قد گناهانت نیست
تو به جنگ نیامده‌ای
و هیچ خمپاره‌ای در جیبت جا نمی‌شود
پالتوی پوستت با هیچ سلاحی نمرده است
حتی گلوله‌ای در جیب تو جا نمی‌شود.

می‌پرسند
چرا از آژیر قرمز ‌نمی‌ترسی؟
آنها نمی‌دانند
من میان جنگی خوابیده‌ام که حاشیه سفیدی ندارد
و با هیچ بمبی بیدار نمی‌شوم
چون در جنگ
ساعتی برای بیداری کوک نمی‌کنند.
من در خوابم
اینجا همه مانند عیسی از خاک آفریده شده‌اند
اما من می‌دانم
حتی در خواب هم می‌دانم
که مرا از خاک نیافریده‌اند.
من در خوابم
اینجا همه مسلحند
و از اسلحه‌های هم باردار می‌شوند
اما من باردار هیچ نوازشی نیستم.
من در خوابم
و در این خواب
سهم ثروتمندان
جفتی کبوتر است
و خانه‌ای که هرگز سقوط نمی‌کند
خانه من اما
مدت‌هاست
به زمین سقوط کرده است.

می‌گویند
دست در جیبت ببر
و اگر پیامبری نیافتی
بدان که به جنگ نیامده‌ای
آنها نمی‌دانند
در من پیامبری می‌گرید
که هنوز متولد نشده‌ است.

عنوان شعر دوم : دست حقیقت بسته است
دست حقیقت بسته است
که چشم‌هایت را برای گردش، بیاورد خانهٔ من
و در مسیر زنهایت تابلوی ایست بگذارد
تو بارها
و با تمام چشم‌هایت، به یک دختر نگاه کنی
زنهایت برابری بگیرند
و نامت را، هر بار
با زبان تازه‌ای فریاد ‌بزنند
تا به «صادق» برسند
صدبار گفته‌ باشی دوستت دارم
...
دست حقیقت بسته است
که لب‌هایت باز بمانند
این بار
برای خانه‌ام لالایی بخوانی
تا از خواب بیدارش کنی
این خانه‌ را
که قول ‌داده بزرگتر شود
اما آلزایمر نگیرد.

دست حقیقت بسته است
و من که پشت دستهایم را
با نفس های خود داغ کرده‌ بودم
قرنهاست
از خونریزی و درد به خود می‌پیچم
اما هنوز هم زنده ام
چه می‌شود اگر
بودنت از من شروع شود
بعد شیوع کند به همه زنه‍ا؟

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
آن چه مي تواند مرا به دوباره خواندن اين شعر ترغيب كند، سابقه ي اندك شاعر و سطح مطلوب شاعرانگي او در كارهايش مي باشد. قابل درك بودن متن و نفوذ مويرگي در پديده هاي پيراموني كه مي توانند در انتقال مفاهيم مد نظر شاعر موثر واقع شوند از برجسته ترين سطوح اين شاعرانگي است. تمايز ديگري كه به واسطه ي سابقه ي شاعر مي تواند مد نظر قرار گيرد حضور پررنگ انديشه در بسياري از سطرهاي شعر است به نحوي كه مخاطب از آن لذت مي برد و خود را در فضايي بازسازي شده كه امكان درك و دريافت تجربه هايي جديد را ممكن مي نمايد در مي يابد. به اين سطرها توجه شود:
- پالتوی پوستت با هیچ سلاحی نمرده است...
- چون در جنگ/ ساعتی برای بیداری کوک نمی‌کنند.
- در من پیامبری می‌گرید/ که هنوز متولد نشده‌ است.
استفاده ي درست واژگاني و خلاقيت در كشف آنات شاعرانه از مختصات اين سطرها مي باشند. به سختي مي توان در بافت اصلي اين سطرها تغييري ايجاد كرد و ضعف غالب شعرهايي از اين دست كه ايراد مفهومي و مشكل ارتباط آفريني دارند را ندارد. البته بايد تلاش كرد اين وضعيت صرفاً متاثر از ميزان مطالعات و شيفتگي شاعر به آثاري از شاعراني ديگر نباشد كه در اين صورت حركت معكوسي در ادامه خواهد داشت. بنا را بايد بر كسب خلاقيت هاي تجربه شده و صعود از ارتفاع ديگران به قله هاي مرتفع تر گذاشت. در خلال اين شعر بلند گاه شاعر نتوانسته است به آرامش ذهن و طمانينه ي اجرايي، تراوشات ذهني خود را كنترل نمايد و به ناگزير بسياري از سطرهاي اين شعر يا ضرورت وجودي ندارند و يا بايد در دوباره نويسي تغييراتي در آن ها ايجاد شود. دقت كنيد:
من در خوابم/ اینجا همه مانند عیسی از خاک آفریده شده‌اند/ اما من می‌دانم
حتی در خواب هم می‌دانم/ که مرا از خاک نیافریده‌اند...
شاعر نتوانسته است خواست و اراده ي ذهني خود را منتقل كند و حاصل امر چند جمله ي متواتر است كه بي نتيجه در شعر رها شده اند.
يا در سطرهاي زير كه شاعر نتوانسته است با فضاسازي و تعريف شخصيت هاي داستاني خود، كمكي به مخاطب نمايد و همين بلاتكليفي باعث شده است كه مفهوم و مقصود شاعر در بندهايي لنگ بزند. توجه كنيد:
من در خوابم/ و در این خواب/سهم ثروتمندان/ جفتی کبوتر است/ و خانه‌ای که هرگز سقوط نمی‌کند/ خانه من اما/ مدت‌هاست/ به زمین سقوط کرده است.
ميان آن فضاي ايجاد شده در آغازين شعر و بسياري از كاركترها و پديده هاي اين سطور ارتباطي نمي توان كشف كرد و يا لااقل اين كه ارتباط معقولي نمي توان ايجاد كرد.
به نظر من خانم زيلايي بيش از هر چيز بايد به كليت آن چه كه مي خواهد بنويسد اشراف داشته باشد تا از آسيب اطناب و حاشيه نويسي در امان بماند. ذوق و ظرفيت ادبي او در همين شعر مشهود است و اميدوارم در آينده بيشتر از اين باشد.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.