قرابت شعر و روايت




عنوان مجموعه اشعار : آتش
شاعر : کاظم رستمی


عنوان شعر اول : آتش

آتش
زندگی شطرنج نبود
که سرباز ها صف می کشیدند
خانه ها را آتش می زدند
و خاکسترش را به باد می دادند
و زنده باد آزادی می گفتند
آزادی در تن نبود
که روی ابرها
تولد پروانه ها را به حقارت می نگریستند
و می گفتند
این است وعده ی موعود
که باید آتش زد
و با آتش رقصید
من ناله های دنیای پیری را
در گوشه های ویرانه ای شنیدم
که در سوگ عزیزانش
زندگی را بر خود حرام کرده بود
وقتی زندگی این نبود


عنوان شعر دوم : بلوغ

بلوغ
تفسیر عشق را
روی واژه های به بلوغ نرسیده
باید جست
وروی همه ی گمراهی ها را خط زد
با انگشتانی ظریفتر از رنگین کمان
که سفاهت قومی را
به تصویر می کشند
روی پرده های سیاهتر از شبهای یلدا
وقتی طبلهای جنگ به صدا در آیند
آتش همه ی دشت را
خاکستر خواهد ساخت
و تو به احوال همین پاهای برهنه
که دشت را یک شبه در نوردیدند
گریه خواهی کرد
و من فکرم
پیش نوزادی است
که عده ای با نیزه
در خاک به دنبالش می گردند
تا سرش را روی نیزه به اهتزاز در آورند
من به معجزه ی باران
در روزی آفتابی
که گرمای جهنم را به سخره می گیرد
ایمان دارم


عنوان شعر سوم : خون و شمشیر

خون و شمشیر
تکه های پیکرت را
در کجای این سرزمین باید جست
وقتی زیر خروارها سنگ و نیزه
قطعات پیکرتان
با خاک و خون
در هم آمیخته است
اعجاز تو
در بخشیدن بود
در جان بخشیدن
به روح تن هایی که
زندگی را در دنیا خلاصه کرده بودند
روح تو بزرگتر از تصورات بود
و ذهن تو
فراتر از خون و شمشیر
آنگاه که گفتی
شمشیرها مرا در بر بگیرید
به ایمان تو ایمان آوردم
به روح تو سجده نمودم
و به دستان بریده ات بوسه زدم
و گونه هایم را
روی خون پاک تو سرخ نمودم
من گریه هایم را
میان واژه ها ی پس و پیش
به نوزادی هدیه می کنم
که تنها شش ماه داشت
طعم شهادت را چشید
گلویش
نازکتر از گلهای یاس بود
و دستان ظریفش
لطیف تر از گلهای محمدی
گناهش چه بود؟
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
پر رنگ بودن روايت در شعر در روزگار ما به مساله اي جدي تبديل شده است . در شعر سنتي ما روايت پردازي غالبا مختص قوالبي چون مثنوي و قطعه بود اما در اين روزگار اشعار سروده شده در قوالب نو و حتي قوالبي سنتي چون غزل معمولا ساختاري روايي يافته اند . در اين وضعيت شعر در برزخي از شعر و داستان گويي قرار مي گيرد .
هر چه فضاي روايت ذهني تر و انتزاعي تر باشد توهم شعرنويسي بيشتر مي شود . چرا كه ما معمولا شعر را در فضايي مخيل و فراواقعي مي يابيم و اين ذهني گرايي و انتزاع بيشتر بر توهم چنين فضايي كمك مي كند .
در اشعار آقاي «كاظم رستمي» روايت پردازي آشكارا متن را به سمت نثر ادبي پيش برده است . اين مساله خصوصا در اشعار دوم و سوم كه داراي فرامتن و يك مابه ازاء تاريخي است بيشتر و بغرنج تر مي شود . به عبارت ديگر مخاطب با قراردادن متن شعر در كنار يك متن تاريخي چون عاشورا متوجه مي شود كه شاعر يا نويسنده تنها به آراستن كلام بسنده كرده است و اصل و ذات متن روايتي تاريخي ست .
در چنين موقعيتي متن به نثر ادبي متمايل مي شود . به عبارت ديگر يك روايت ادبي خود را مي آرايد تا چون شعر عمل نمايد . اما اين روايت قابل ترجمه و برگرداندن به نثر عادي و گزارشي ست . نثري شعارگونه و ايدئولوژيك .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.