توجه به نقد، راهنمای مسیری روشن




عنوان مجموعه اشعار : همای سعادت آباد
شاعر : مازیار(ندیم) حسنی


عنوان شعر اول : خنده های خیابان
در خیابانها صدای خنده ات جا مانده است
خاطراتت در میان ردّ پاها مانده است
کلبه ای جا مانده در انبوه دشت سینه ام
اندرونش پیرمردی تکّ و تنها مانده است

در میان خاطراتت در خودم گم میشوم
قایقانه غرقه در امواج کژدم میشوم

صحنه ها بر سینمای خاطرم بُر میزند
دست باران بر تنم گاهی تلنگُر میزند
تا میان گریه هایم خنده بر لب میزنم
اشک چشمم بر هلال خنده ام غُر میزند

در میان خاطراتت در خودم گم میشوم
قایقانه غرقه در امواج کژدم میشوم

چشمه سار اشکم از دامان صحرا ها گذشت
لای گلها خار غم رویید در آغوش دشت
پنجه ی بغض فراموشی گلویم را فشرد
لیکن اندوه نبودن های تو آسان نگشت

در میان خاطراتت در خودم گم میشوم
قایقانه غرقه در امواج کژدم میشوم

دیگرم میلی ندارد پای بی جانم به راه
در تمام این خیابانها فقط آه است و آه
با صدای کاروان هم غرق ماتم میشود
یوسف پیری که عادت کرده بر آغوش چاه

در میان خاطراتت در خودم گم میشوم
قایقانه غرقه در امواج کژدم میشوم

عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : پانته آ صفائی
به نظر می‌آید آقای مازیار حسنی سعی کرده اند در کار جدیدی که برای ما می‌فرستند، به نکاتی که همکارانم دربارهٔ آثار قبلی‌شان گوش‌زد کرده‌اند توجه کنند. با عنایت به این که سابقهٔ شاعری ایشان به دو سال نمی‌رسد، چنین دقت و توجه‌هایی می‌تواند قدم به قدم، ایرادات کارشان را برطرف کرده و هر چه زودتر ایشان را به راه درست هدایت نماید. این روحیهٔ نقدپذیری را به جناب حسنی تبریک می‌گویم و امیدوارم که همچنان با جدیت برای بهتر شدن تلاش کنند.
قالب اثری که این بار بررسی خواهیم کرد، ترجیع‌بند، از قالب‌های سنتی شعر فارسی است و نمونه‌های درخشانی مانند ترجیع‌بند بلند سعدی -با مطلع «ای سرو بلند قامت دوست/ وه وه که شمایلت چه نیکوست»- را در کارنامه دارد. ترجیع‌بند به مجموعه اشعاری گویند که در یک وزن، ولی در قافیه های مختلف سروده شده باشد و ساختمان آن به این شرح است که: چند بیت بر یک وزن و قافیه بگویند و در پایان آن یک بیت مقفی بیاورند که با ابیات بیت پیش یک وزن ولی در قافیهٔ متفاوت باشد و چندین بار این عمل را تکرار کنند ، به طوری که در فاصلهٔ بخش‌ها بیتی فرد آورده شود. هر گاه این بیت فرد عیناً تکرار شود ، آن نوع شعر را « ترجیع‌بند» و بیت فاصله را « بند ترجیع» یا « بند گردان » می‌گویند. به زبان ساده‌تر « ترکیب‌بند و ترجیع‌بند ، مرکب است از تعدادی غزل با قافیه‌های متفاوت که اگر با بیتی یکسان به یکدیگر متصل شوند ترجیع‌بند و اگر بیت رابط تغییر کند ترکیب‌بند نامیده می‌شود»
انتخاب قالب و رعایت اصول وزن و قافیه در این اثر نشان می‌دهد که شاعر با چارچوب سرودن شعر موزون آشناست. روایتی که دنبال شده، باعث به وجود آمدن انسجامی نسبی در متن شده است، چیزی که کارهای قبلی شاعر از آن بی‌بهره بود. با پایین آمدن بسامد استفاده از کلمات قدیمی، زبان، به سمت زبان روز رفته و کار رسانایی را آسان‌تر کرده است. بد نیست که کار را بند به بند بخوانیم و دربارهٔ هر بخش، جداگانه صحبت کنیم.
در خیابانها صدای خنده‌ات جا مانده است
خاطراتت در میان ردّ پاها مانده است
کلبه‌ای جا مانده در انبوه دشت سینه‌ام
اندرونش پیرمردی تکّ و تنها مانده است

در میان خاطراتت در خودم گم میشوم
قایقانه غرقه در امواج کژدم میشوم
بیت اول، بیتی تصویرمند و سالم است و شروعی خوب را برای اثر رقم زده است. اما بیت دوم، ایراداتی دارد که برطرف کردنشان می‌تواند به بهبود کار کمک کند. اول این که فضای بیت اول، فضای شهر است و از خیابان‌ها سخن می‌گوید، اما بیت دوم یک‌باره و بی‌دلیل، به تصویر کلبه‌ای وسط دشت می‌پرد. دوم این که کلمهٔ «انبوه» در این بیت، کاری به غیر از پر کردن وزن ندارد و حشو است. سه دیگر این که کلمهٔ «اندرون» کلمه‌ای قدیمی است که از نظر زمانی، به بافت واژگانی بیت نمی‌خورد، و تشدیدی که وزن بر کلمهٔ «تک» تحمیل کرده است نیز، هم از نظر زبانی و هم از نظر موسیقایی به بیت آسیب زده است. در بیت ترجیع هم، دو کلمهٔ «قایقانه» و «کژدم»، کلمات برجسته‌ای هستند که هم با یکدیگر تنافر زمانی دارند، (یعنی یکی متعلق به گذشتهٔ زبان و دیگری ترکیبی جدید و نوساخته است) و هم در بافت کلمات شعر ننشسته و حل نشده‌اند.
صحنه ها بر سینمای خاطرم بُر میزند
دست باران بر تنم گاهی تلنگُر میزند
تا میان گریه هایم خنده بر لب میزنم
اشک چشمم بر هلال خنده ام غُر میزند

در میان خاطراتت در خودم گم میشوم
قایقانه غرقه در امواج کژدم میشوم
مصراع اول این بند تصویری شاعرانه و خلاق دارد: «صحنه‌ها، سینما را بر می‌زنند»، اما دو ایراد کوچک باعث شده که این زیبایی نتواند در مواجهه اول به خوبی خودنمایی کند. یکی کاربرد حرف اضافهٔ «بر» به جای حرف نشانهٔ مفعولی «را» است و دیگر این که اصطلاح سینمایی صحنه‌ در دو معنی به کار می‌رود: صحنه به معنی «سن»، سکّو و مکانی که بر آن نمایش می‌دهند؛ و صحنه به معنی یک یا چند نما که دریک مکان واحد اتفاق می‌افتد. (در معنی دوم، صحنه را می‌توان معادل پاراگراف در یک نوشتار دانست(. اگر به جای کلمهٔ سینما از کلمهٔ فیلم استفاده می‌شد، معنی دوم «صحنه» بیشتر به ذهن می‌آمد و تصویر دقیق‌تری شکل می‌گرفت، اما «سینما» به خاطر آن که بیشتر به ظرف اشاره دارد تا مظروف، معنی اول صحنه را به ذهن متبادر می‌کند و مانع شکل گرفتن آن تصویر شاعرانه می‌گردد.

کاربرد «خنده بر لب زدن» به جای «خندیدن»، فصاحت کلام را از بین می‌برد و «غر زدن» که به جای فعلی مثل «طعنه که
چشمه سار اشکم از دامان صحرا ها گذشت
لای گلها خار غم رویید در آغوش دشت
پنجه ی بغض فراموشی گلویم را فشرد
لیکن اندوه نبودن های تو آسان نگشت

در میان خاطراتت در خودم گم میشوم
قایقانه غرقه در امواج کژدم میشوم
چیزی که این بند را به بند قبلی ارتباط می‌دهد، کلمهٔ اشک است که به خوبی، در انتهای بند قبل و در ابتدای بند حاضر تکرار شده است. در بیت اول، به نظر می‌رسد که عبارت «در دامان دشت» -به دلیل تصویری که به ذهن می‌آورد- مناسب‌تر از «در آغوش دشت» باشد. چون مسطح بودن دشت، تصور آغوش را برای آن دشوار می‌کند. شاید بتوان با اندکی دستکاری، بیت را مثلاً به این شکل تغییر داد: « چشمه سار اشکم از پیراهن صحرا گذشت/ لای گلها خار غم رویید بر دامان دشت»
دربارهٔ بیت دوم هم توجه به دو نکته بد نیست. اول این که فراموشی معمولاً با بغض همراه نیست، این خاطرات هستند که باعث بغض و اندوه می‌شوند. بعلاوه، جمع بستن «نبودن» که صرفاً به خاطر پر کردن وزن انجام شده، زبان را دچار مشکل کرده است.

دیگرم میلی ندارد پای بی جانم به راه
در تمام این خیابانها فقط آه است و آه
با صدای کاروان هم غرق ماتم میشود
یوسف پیری که عادت کرده بر آغوش چاه

در میان خاطراتت در خودم گم میشوم
قایقانه غرقه در امواج کژدم میشوم
جمله‌ای که بیت اول می‌خواهد بیان
در این بند، جمله‌ای که بیت اول می‌خواهد بیان کند این جمله است: «دیگر پای بی‌جانم میلی به راه ندارد»، اما افزودن حرف «م» به کلمهٔ «دیگر»، که باز هم فقط برای پر کردن وزن صورت گرفته، ساخت زبان را به هم ریخته است. غیر از این، کلمهٔ «هم» در بیت دوم نیز، حشو به نظر می‌رسد و براحتی می‌توان آن را با «ها»ی جمع جایگزین کرد: «با صدای کاروان‌ها غرق ماتم می‌شود».
با این که فضای دو بیت به هم مربوط نیست، مضمون بیت دوم مضمونی زیبا و قابل تأمل است ولی کاربرد نادرست حرف اضافهٔ «بر» زبان بیت را مخدوش کرده، «به» چیزی عادت می‌کنند، نه «بر» چیزی.
در پایان، امیدوارم که مطالعه و تأمل بیشتر در آثار موفق، باعث شود آقای حسنی روزهایی روشن پیش رو داشته باشند.

منتقد : پانته آ صفائی

متولد 1359 بروجن. دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه کاشان و دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.