در بند سنت غزل




عنوان مجموعه اشعار : ندارم
شاعر : حسین مسیبی


عنوان شعر اول : ازین بهتر نمی‌آید ...

ببین با من چه کردی ناله‌هایم سر نمی‌آید
که کاری غیر ازین از دست عاشق بر نمی‌آید

خودت را در جفاکاری به آن حدی رساندی که
نه مثلِ تو! شبیهت در جهان دیگر نمی‌آید

به مجنون بودنم خندیدی و هرگز نفهمیدی
کسی از جنگ عقل و عشق، سالم درنمی‌آید

چنان از روبرو ای دوست!، در افتاده‌ای با من
که دشمن اینچنین از پشت، با خنجر نمی‌آید

"اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست"*
تفأل می‌زنم فالی ازین بهتر نمی‌آید ...

*تضمینی از لسان الغیب حافظ شیرازی


عنوان شعر دوم : نگاه کن ...

یا برنگرد و زندگی‌ام را تباه کن،
یا که بیا و حالِ مرا رو به راه کن!

از چاله‌ای درآمده افتاده‌ام به چاه
ای ماه! فکرِ روشنیِ قعرِ چاه کن

تا سیلِ اشک، خانه‌خرابم نکرده ‌است
کاری برای عاشقِ بی‌سرپناه کن

ای سنگدل! دلی که تو از من رُبوده‌ای
چون آینه‌ست، تا نشکستی نگاه کن!..

در دفترِ تو «نام خودم» را نوشته‌ام
گر دوستم نداشتی «آن» را سیاه کن



عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
غزل عروس شعر فارسي ست اما اين عروس كم كم پير شده است . غزل سرايان براي زيباسازي مجدد اين عروس كهنسال شگردها و تكنيك هايي خاص را ابداع و اجرا ساخته اند كه اگرچه در سابقه و سنت غزل بي سابقه نيست اما هرگر به عنوان شيوه هايي غالب و رايج مطرح نبوده است . روايت گويي در غزل ، تشكيل محور عمودي و انسجام طولي در غزل ، كنارگذاري تغزل در غزل ، قالب شكني يا تغيير قالب غزل و ... شگردهايي از اين دست است كه اتفاقا شاعران جوان غزل سرا طي دو سه دهه ي اخير باب كرده اند و بعضا نتايج خوبي هم گرفته اند .
با اين حال اگر شاعر غزل سرا به جاي جنگ با بوطيقاي غزل به شيوه هاي گفته شده تنها به نوسازي و امروزين ساختن زبان غزل اقدام كند به جاي غزل نو به غزل نوسنتي يا نوقدمايي دست مي يابد كه از رايج ترين شيوه هاي غزل سرايي در روزگار ماست .
غزل هاي آقاي « حسين مسيبي » تلاشي براي رهيدن از غزل سنتي و نزديك شدن به غزل نوسنتي يا نوقدمايي است . البته اين تلاش دراين غزل ها كمتر به نتيجه رسيده است . دايره ي واژگاني هر دو غزل فضا و تصاوير و مضاميني سنتي و آشنا را به ذهن مخاطب متبادر مي سازد . از سوي ديگر ذهنيت سنتي شاعر نيز همين دايره ي واژگاني را مي طلبد و به متن احضار مي كند .
در اين وضعيت فقدان مضمون تازه مي تواند غزل را به متني منظوم اما تقريبا معمولي فروبكاهد . در اين بين يافتن روابطي تازه بين كلمات نجات بخش خواهد بود . روابطي فراتر از سرنيامدن ناله ها و جفاكاري معشوق و جنون مجنون ...
در انتها بايد متذكر شد كه حتي در همين فضاي سنتي نيز ، برخورداري متن از زبان و بياني محكم مي تواند دفاعيه اي كارآمد براي شاعر از غزلش فراهم آورد . در اين مورد هم « مسيبي » هنوز كارهاي مانده زياد دارد .
ختم مصرع اول بيت دوم به حرف اضافه كه در موسيقي غزل سنتي يك نقص محسوب مي شود ، فقدان ارتباط روشن بين دو مصرع بيت سوم ، جدا شدن اجباري درافتادن براي رعايت وزن شعر ، تناقض مصرع اول غزل دوم با كل غزل ، تحميل فكر چيزي كردن به جاي به چيزي فكر كردن و ... از موارد ريز و درشتي است كه شاعر بايد در غزلي سنتي به آنها توجه نمايد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۳
حسین مسیبی » چهارشنبه 09 خرداد 1397
در مورد بیت سوم عرض کنم خدمتتون که ارتباط بین دومصرع بین "مجنون" یعنی دیوانه بودن در مصرع اول و کلمه "سالم" در مصرع دوم می‎باشد. به زبان نثر اینطوری میشه خوند که: به دیوانه بودن (مجنون بودن) من خندیدی در حالیکه هرگز این را نفهمیدی که من در جنگ "عقل" و " عشق" به این روز افتادم و کسی ازین جنگ "سالم" در نیامده
حسین مسیبی » چهارشنبه 09 خرداد 1397
سلام و عرض ادب نکاتی که ذکر کردین بسیار قابل تأمل است. سپاسگزارم
حسین مسیبی » چهارشنبه 09 خرداد 1397
سلام و عرض ادب نکاتی که ذکر کردین بسیار قابل تأمل است. سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.