پيش روي راهي طولاني




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : مهدی حسنلو


عنوان شعر اول : سیگار نا تمام زندگی
.....,
و ظلمی که بر او گذشته را
تصور کن
ابعاد آزادی را در فکر زندانی

مرد مرده هنور در آوارِ
کوچه هامی گردد
چیزی نمانده ازش
جز , پنجره ی معلق
روی آب
با اتاقی که غرق شد !
تو فرارکن سمت هر جا
جز پنجره های روی زمین
که نگاهشان مشرفِ آسمان است!
زیر پایت را خالی میکند
فرار کن سمت محال
از نو طرح بزن شعر را
نترس کلمه غمگین را
نترس خواب بیت ها را 'بهم بریز
مترسانش ازگرمای ظهر
این سپیده ندیده را
صبح را بنشان بر سفره دشت
کمی دمنوش بجوشان
از برگ و باران و بنوشان

زندگی که ناشتا نمی شود

آنهم وقتی. قرار است
روز به این بلندی را
در جنگ مترسکها
باور بال های گنجشک باشی !


استخوانهای انسان
حکم ایمانش شده
آن را تکه نانی کردند
در دهان سگِ گرسنه ترس
که در شب و روز
پرت می شویم
تا برایشان برگردیم تمام عمر!

شک نکن !
ترس وترس
هردو پای انسان است
برای بردن
کوله سنگین وخالی ایمان
و این میان گاهی
شولای عشق تنت میکنند
تا:
مرد خسته از راه نرسیده

:لطفا فندک را بده
زندگیش را آتش بزنیم.
(چه میگویم در این گرمای نفس گیر صبح)
سیگارش را

وعشق چتری است
که لیلا روی سرم گریه اش می کند
تا سیگارم نا تمام...
......
تمام شود.




عنوان شعر دوم : ...
......

عنوان شعر سوم : .....
......
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
آن چه به يك شعر انسجام مي بخشد يا فرم صوري آن است يا شكل ذهني و ساختار معنايي آن . به طور مثال فرم قالب غزل باعث مي شود علي رغم پراكندگي ابيات گردهم آيي چند بيت را غزل بخوانيم حتي اگر اثر مربوطه غزل بدي باشد ! به همين ترتيب ارتباطات و تقابل ها و مراعات النظيرها بين كلمات يك شعر مي تواند شكل ذهني آن و ساختار معنايي آن را منسجم نمايد .
هيچ كدام از اين عوامل در اين متن از جناب آقاي « مهدي حسنلو » به چشم نمي آيد . پراكندگي بي اندازه در معاني و مضامين كليت كار را چنان مبهم و گنگ مي كند كه مخاطب نمي تواند از هيچ سمتي وارد فضاي اثر شود . بي ترديد « حسنلو » مي داند از چه سخن مي گويد و مركز يا مراكز اصلي شعر او كجاست اما مخاطب از همه جا بي خبر نمي تواند اين مراكز را بيابد و به همين دليل در درك شعر و برقراري ارتباط با آن دچار مشكل مي شود و در انتها به نتيجه اي هم نمي رسد .
در فرم و صورت زبان نيز اين متن داراي اشكالات فراوان است . تقطيع ها بي حساب و كتاب است و در كل نمي توان درخشش خاصي در فرم و زبان اثر نيز يافت .
تقطيع دو سطر اول شعر به چه دليل و با چه ملاحظه اي صورت پذيرفته است ؟ شاعر هنوز نمي داند كه سطر در شعر نو نبايد به حرف اضافه ختم شود . تقطيع بين سطرهاي سوم و چهارم نمونه ي زير :
ترس وترس
هردو پای انسان است
برای بردن
کوله سنگین وخالی ایمان
و تقطيع بين دو سطر زير :
مرد مرده هنور در آوارِ
کوچه هامی گردد
زبان در اين اثر پر از ايراد است . ايراداتي كه حتي يك كاربر عادي زبان هم مرتكب نمي شود .
« ظلم بر كسي گذشتن » به جاي « ظلم بر كسي رفتن » !
« چيزي نمانده از ش » به جاي « چيزي نمانده از او » !!
و ...
و بالاخره اساسا فرازهايي از متن فاقد معناست :
وعشق چتری است
که لیلا روی سرم گریه اش می کند
تا سیگارم نا تمام...
« مهدي حسنلو » حالا حالاها كار دارد تا انسجام متن خود را حفظ كند و به مرزهاي شعري ساختمند برسد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.