عاقبت به خيري شعر




عنوان مجموعه اشعار : .....
شاعر : مهدی حسنلو


عنوان شعر اول : ایستگاه
وژاه ها را می چیند....
چون ریل.
خدای تو
در قطاری که میرود
و از پشت پنجره کوپه
کسی را نمی بینم
اما دستهایی تکان می خورد !


و مردی دوباره وهزار باره
شروع میکند به دویدن
پا برهنه سمت قطار
وگلوله کندتراز - زمان-
عبور نمی کند...
.ازمرگ.
گله سیاه کلاغها
و آوار قار قار روی جنگل
در میان شیون شاخه و برگ
سمفونی پایان را می نوازد!

وتنها اندازه پالتوی تو
غمگین وسرد میشود زمین
روی سبزه هایی
که نعش تو را
به دوش می برن!
.....
تابستان میگوید
:دیگر دلیلی نمی بیند
آویزان درخت باشد.
رها در کف پیاده روها
درون پالتوی تو
پاییز می روم
پرم از صدای نارنجی,
که نمی آید!
وقطاری کهِ
نمی تواند حتی کلاغ را
دور کند از قار قار نحسش
بدون ریل !

پرم از صدای برفی که نمی رود
قطار می ایستد
کنار مرده ای که
در آغوش چمدانی
دست تکان میدهد
به ریلی که می گذرد
از رنگین کمانی !
که منتظرِ
باران دستهایت
در دشتهای آبی وتشنه
دفترهای توست ...










عنوان شعر دوم : ....
...

عنوان شعر سوم : .....
.....
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
اين كه منتقد از گنگي و ابهام متن شعر شكايت مي كند به معني عدم استقبال او از پيچيدگي در شعر نيست . پيچيدگي در شعر مي تواند به ساختار شعر يا پيچيدگي ذاتي موضوع يا محتواي شعر برگردد حال آن كه گنگي و ابهام حاصل ساختاري به هم ريخته و اجزايي فاقد هارموني است .
روايت در شعر آقاي « مهدي حسنلو » نوعي به هم ريختگي و تزاحم تصاوير را با خود دارد كه مخاطب را در دريافت كليت و نهايت شعر ناموفق مي كند .
در اين روايت شخصيت هايي براي تنها يك بار ظاهر مي شوند و بلافاصله گم مي شوند فراوانند . واژ ه ها در ابتداي شعر ديگر در كجا نشاني از خود بروز مي دهند ؟ خدا در پاره ي اول ، ديگر اصلا چه نقشي در شعر دارد ؟ گلوله در بخش دوم شعر از كجا شليك مي شود و چرا كند است و اصلا به كجا مي خورد ؟
اما از نيمه ي شعر به بعد ، روايت روال منطقي تري را دنبال مي كند . روايت خطي تر مي شود و با تداوم فصل ها راحت تر با مخاطب ارتباط برقرار مي كند .
اوج شاعرانگي متن در همين جا شكل مي گيرد .
به نظرم مي رسد كه شاعر با دهنيتي كوتاه سرا به شمت شعر بلندتر حركت كرده است و شايد شاعر در حال پوست اندازي و تغيير روال شعرهايش باشد !
من اين شعر را خصوصا در بخش هاي اول به شدت محتاج ويرايش هم از نظر صورت و هم از نظر مضمون مي دانم . با اين حال اين شعر را عاقبت به خير مي دانم

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.