شعر كوتاه ، استقلال يا وابستگي ؟




عنوان مجموعه اشعار : دو شعر کوتاه
شاعر : صائب هاشم پور


عنوان شعر اول : وهم
بعد از تو
هر شب
پشت خواب هایم
زنی را به جوخه ی آتش میسپارند
و مردی در من آواز می خواند
و هر بامداد
خود را به دار می آویزد

#صائب هاشم پور

عنوان شعر دوم : چشم هایش
ضامن رها شد
خرگوش به ماشه خیره ماند
اسلحه به فکر فرو رفت..

#صائب هاشم پور

عنوان شعر سوم : .....
......
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر كوتاه شعري كامل است . شعر كوتاه بخشي از يك شعر بلند نيست . شعر كوتاه با بهره گيري از يك مضمون يا يك تصوير و يا يك تعبيبر شاعرانه شروع و تمام مي شود شعري تك هسته اي كه ايجاز و فشردگي معنا و ضربه اي در ابتدا يا به خصوص انتها از ويژگي هاي اصلي آن است .
شعر اول آقاي « صائب هاشم پور » اما علي رغم ايجاز ، فاقد استقلال لازمه ي يك شعر كوتاه مستقل است و در زدن ضربه اي عاطفي به مخاطب نيز از كارآيي لازم بهره مند نيست .
در اين شعر چرا كاراكتر مرد روايت با تيرباران زن آواز مي خواند ؟ اين آواز نشانه شادي ست يا اندوه يا خشم يا انتقام يا ... ؟ پشت خواب ها كجاي خواب هاست ؟! رابطه ي مرد با « تو » از چه جنسي ست ؟ عاشقانه يا مريد و مرادي يا همكاري يا ... ؟
شعر كوتاه علي رغم كوتاهي ، شخصيت پردازي ناقصي ندارد بلكه در همان فرصت اندك كاراكترهايش را به مخاطب مي شناساند . شخصيت هاي اين روايت اما مبهم و ناشناس اند . انگار متن يا سطرهاي ديگري براي معرفي و پردازش اين اشخاص مورد نياز است .
شعر دوم از هر نظر وضعيت بهتري نسبت به شعر اول دارد . نگاه احتمالا معصومانه ي خرگوش ، اسلحه را كه به مجاز به جاي شكارچي نشست ، مردد كرده است . شكار فعلا به تاخير افتاده است !

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
صائب هاشم پور » شنبه 05 خرداد 1397
سپاس زنده باشید استاد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.