جهان جنگ




عنوان مجموعه اشعار : اشعار من
شاعر : سکینه نودهی


عنوان شعر اول : جنگ


جنگ تنها با سه حرف آمده بود
خواهرم اما،
بیشتر حرف هایش بوی جنگ می داد .
و پدرکه سالهاست روی دیوار نشسته است
با آن گلوله ی سربی
که در ستون فقراتش جا خوش کرده
رازهای تفنگ غمگینی را به خانه امان آورده است
مادر هر روز صندلی چرخ دار را به تراس می برد
تا برای دختری که در آخرین ایستگاه قطار نشسته است
دست تکان بدهد.
و من هر روز ز
در ستون نیازمندی های روزنامه
زنانی را می بینم
که کارگران ساده ی جنگند.
جنگ که تنها با سه حرف آمده بود...

عنوان شعر دوم : مرگ

و مرگ که شاخ هایش را فرو برده است
در استخوان های این شعر
در گلوی این شهر
و در دوست داشتنت
که سالهاست از دهان افتاده
آیا تا به حال
به مرگ
فکر کرده است.

عنوان شعر سوم : جنگ دارد پخش میشود

کارخانه ی تفنگ سازی،
دلال اسلحه
و آن مرد که روبروی دریا ایستاده
با موج های توی سرش،

به جنگ فکر میکند

زنی که با لباس پلنگی می خوابد ،
شاعری که شعر جنگ می نویسد ،
به جنگ فکر میکند،.
جنگ دارد پخش می شود .
تلویزیون
پای زن سوری را به خانه ام باز کرده
در حالی
که عطر زنانه اش را فراموش کرده،
و همچون سندی باطله ،
دارد به رنگ و نژاد فرزندش
فکر میکند .

باید تفنگم را بردارم ،
و به زندگی آن پلنگ ،
که با عطر زنانه درآمیخته
پایان دهم.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
از جمله دگرديسي هاي شعر روزگار ما مي توان به مسئوليت پذيري زنان در شعر و ماهيت معترضي اشاره كرد كه پيش از آن جز در شعر چند شاعر محدود، نمونه اي براي آن نمي شد عنوان نمود. جنگ در ساليان اخير از جدي ترين پديده هاي اجتماعي بوده است كه ادبيات مواجهه ي فراواني در آن و با آن داشته است. اين مواجهه از گزارشگونگي، حماسه سرايي، تشويق و ترغيب آغاز گرديد و در ادامه و از پس فراز و فرودهاي اجتماعي به ضديت با جنگ ختم گرديد. وضعيتي كه با بررسي با ديگر ادبيات ديگر ملل درگير با پديده ي جنگ متوجه خواهيم شد از سرنوشت مشابه اي برخوردار مي باشد. از شتاب افتادن شورها و شعارها و تبلور آسيب هاي پس از جنگ و چالش برانگيزي عارضه هاي آن باعث مي شود كه ادبيات، مسئولانه در اين وضعيت ورود كند و البته آن چه كه از ذهن و زبان شاعران و نويسندگان باقي مي ماند، گزارش شاعرانه اي است كه در ژرفاي خود رنج ها و دردها و تنهايي ها و ترس را فرياد مي كند. شعر «جنگ» خانم نودهي از اين جمله آثار است. طوفان جنگ به پايان رسيده است و بازماندگان اين طوفان به مدد ذهن وزبان شاعر، خود ودردهاي خود را روايت مي كنند. آن چه كه بايد در اين انتقال مفهوم مد نظر شاعر قرار بگيرد ادبيت كلام است. اگر چه غلبه ي متن بر فرم شعر و جريان عاطفه يي كه در شعر موج مي زند توانسته است حفره ي خلا ادبيت را پوشش دهد اما در بازخواني اين اثر مخاطب، متوجه ي اين نقيصه مي گردد و شوق چنداني براي مرور دوباره شعر در خود نمي بايد. به نظر مي رسد در آغاز شعر زمان فعل دوم كه در سطر سوم شعر قرار دارد بايد به مضارع تبديل شود تا عبور زمان و فاصله ي زماني را به نمايش بگذارد و ديگر اين كه صندلي چرخ داري كه هر روز به تراس مي رود بايد براي دختري كه در آخرين واگن قطار نشسته است دست تكان بدهد نه در آخرين ايستگاه قطار. آن چه كه مي تواند ويژگي متمايز شاعر در اين شعر باشد توسعه ي مفهوم جنگ در كاركرد زندگي روزمره است كه به خوبي در سطرهاي: من هر روز/ در ستون نيازمندي هاي روزنامه/ زناني را مي بينم/ كه كارگران ساده جنگند... مي توان آن را لمس كرد. قطعاً خانم نودهي در اين شعر بي تاثير از الگوهاي تجربه شده ي پيشين نمي باشد اما اين توان و خلاقيت در شعر او هست كه نمونه هاي اثرگذاري بيافريند.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۴
مهدی محمدی » 16 روز پیش
سلام و درود استاد بهاروند نقد بسیار آموزنده‎ای بود و اندوخته‎های فراوانی به همراه داشت
ارمغان بهداروند » 16 روز پیش
منتقد شعر
درود بسيار
سکینه نودهی » دوشنبه 24 اردیبهشت 1397
سپاس از نگاه وتوجهتون جناب بهداروند
ارمغان بهداروند » 16 روز پیش
منتقد شعر
درود بسيار

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.