هنوز فرصت هست




عنوان مجموعه اشعار : دامون
شاعر : سیامک باقری


عنوان شعر اول : تنها
زنی تنها
در شبی سیاه
بانفسهایی یخ زده
در زمینی که
زیر پایش چون مار می خزید
وآسمانی که
دیوانه‌وار بر بالایش می دوید
وآنگاه که
هیچ کس آدمی را نمی فهمید
بر راه ناهموار شهری بی در و پیکر
لنگ لنگان می‌رفت و
می گفت:

خداوندا
بخاطر نفسهای تلخی
که کام می گیرم
چرا در بوسه های شهوت وار بسوزم؟

زخم های چند نگاه
وآلودگی کدام تخت را
به جان بخرم؟

بارانهای شهر باران هم
آلودگی‌ها را نمی شوید

من نور چه ستاره ای را
در این شب سیاه
برجسم خاموشم بمالم؟

ودر دریایی که ساحل ندارد
چگونه دمی بیاسایم

ومرام چه مردی را
باور کنم؟

حتی بادی
دستی نمی کشد
ودینی آئین من نمی شود
ودیواری تکیه گاه وسنگی بسترم نیست


نمی دانم
چه دستانی٬ این داستان را
بر من نوشت؟

و نمی دانم
آه من
چاه که خواهد شد؟

اما خداوندا
میدانم
هستی و می شنوی
من راببر
تمام من را
من نفسهای زهر آگین دنیا را نمی خواهم

سیامک باقری

عنوان شعر دوم : آتش عشق
آنگاهکه آتش عشقم شعله ور شد
ایمان ماندن از تو رفت
تو ابراهیم آن آتش نبودی

عنوان شعر سوم : جاذبه
جاذبه تو
سیب را به خاک انداخت
اما نیوتن
همه اش را
به پای زمین نوشت
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
آراستن و پيراستن كلمات در متني نثري و داستاني لزوما آن متن را به شعر تبديل نمي كند .
عبارت « احمد از سينما بازگشت » به اين صورت ها هم همان جمله ي خبري است البته با قدري آرايه :
احمد چون باد به خانه بارگشت
احمد به قصر آرزوهايش بازگشت
حالا دو عبارت فوق را با اين دو جمله مقايسه فرماييد :
احمد از ديدار پدرخوانده بازگشت
جنازه از سينما بازگشت
در دو سطر اخير ديدار پدرخوانده به جاي تماشاي فيلم پدرخوانده آرايه اي شاعرانه است و نه صرفا آرايه اي ادبي براي آرايش زبان . و جنازه در آخرين مثال استعاره اي ست غايت مند و نه صرفا آرايه اي براي توضيح حالت احمد .
به اين ترتيب مي توان گفت آرايه ها يا تنها صورت متن را آرايش مي كنند و يا هويت معنايي متن را متحول مي كنند . به عبارت ديگر آرايه ها گاهي به نثر ادبي منتهي مي شوند و گاه به شعر .
« سيامك باقري » در متن داستاني خود ، روايتي ساده از زني بي پناه و خسته را طرح كرده است و البته از در اين طراحي از فرازهاي شاعرانه اي هم بهره برده است اما كليت اين اين تمهيدات و فرازها هويت داستاني متن را تغيير نداده است . فراواني تشبيهات ساده با حضور كامل ادات تشبيه ، حضور كلمات كلي و مجرد و ذهني چون تلخي و شهوت و آلودگي و زهرآگين و ... ، تركيب سازي هاي كليشه اي چون نفس هاي يخ زده و بوسه هاي شهوت وار ( اصلا شهوت وار يعني چه؟! ) و آلودگي تخت و جسم خاموش و ... به همراه فضاسازي هاي پر از توضيح داستاني عملا نفس شعر و ايجاز شاعرانه را بند آورده است و كليت كار را به نثر ادبي نزديك ساخته و بلكه منطبق ساخته است .
« باقري » همچنين بايد بر رسايي و زيبايي تركيب سازي ها و تصوير آفريني هاي اشعارش دقت بيشتري بنمايد . دو شرطي كه استاد « شفيعي كدكني » در هنگام استفاده از آرايه هاي ادبي و شعري بر آن ها تاكيد مي كند . مثلا زميني كه زير پاي زن مثل مار مي خزد شاعرانه و رسا و هول انگيز است اما آسماني كه ديوار وار بر بالايش مي دويد چطور ؟ تشبيه آسمان به ديوار عالي ست اما دويدن اين ديوار آن هم بر بالاي زن و نه روي سر او !! اصلا رسا نيست و تناسب درستي ندارد . يا تركيب بوسه هاي شهوت وار به جاي بوسه هاي شهواني كاملا غلط است . همين طور ماليدن نور ستاره بر جسم خاموش خيلي ذهني ، ناملموس و باورنكردني ست حال آن كه شعر باورناپذيرترين وقايع را بايد براي مخاطب ملموس و باورپذير نمايد .
اشعار دوم و سوم آقاي باقري اشعار كوتاهي هستند اما آن بداعت و تازگي و نامنتظرگي و ضربه زنندگي و تكان دهندگي لازم را ندارند . تلميج تكنيكي است كه در صورت تازگي و بداعت مي تواند حوزه ي معنايي شعر را گسترش و ظرفيت تاويلي شعر را افزايش دهد اما در غير اين صورت جز كليشه سازي نتيجه اي در بر ندارد . تلميحاتي چون داستان حضرت ابراهيم و نيوتن در روزگار ما بسيار پركاربرد بوده اند و به همين دليل يافتن ظرفيت هاي تازه در آن ها بسيار دشوار شده است . در واقع كار كردن مجدد با اين كاراكترها خلاقيت و كشف هاي بديع تري را طلب مي كند . جاي خالي اين خلاقيت و تازگي در دوشعر كوتاه « باقري » آشكارا حس مي شود . با اين حال من اين دو شعر را شاعرانه تر از داستان « دامون » مي دانم و فعلا تنها كوتاه سرايي را براي جناب آقاي « باقري » توصيه مي كنم . تا يك انسجام فكري و پرورش ذهني درستي نصيب ايشان گردد . فرصت براي بلندنويسي حالا حالاها براي اين شاعر جوان باقي ست ان شاالله !

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.