متن، نظامی کارا




عنوان مجموعه اشعار : رباعیات-1
شاعر : هرمز آسوده


عنوان شعر اول : 1
به : پدرم ، مرد شالی

من ثانیه های اشک و آهم افسوس
تو داغ نشسته در نگاهم افسوس
دیوار ترک خورده فرو می ریزد
با هر قدم شب سیاهم افسوس

هرمز آسوده


عنوان شعر دوم : 2
با بوی بهشت یار من برگردد
رویای بنفشه زار من برگردد
پاییز تمام برگ و بارم را ریخت
ای کاش گل بهار من برگردد

هرمز آسوده

عنوان شعر سوم : 3
دستی به سرم کشید و آهسته گذشت
در من نفسی دمید و آهسته گذشت
تا آمدم از وصل ، دلی تازه کنم
خواب از سر من پرید و آهسته گذشت

هرمز آسوده
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
اجازه بدهید این یادداشت را با این پرسش آغاز کنیم که کدام دیوار ترک‌خورده فرو می‌ریزد؟
در رباعی اول بیان شده که دیواری ترک‌خورده با هر قدم شب سیاه فرو می‌ریزد بدون این‌که منطقی درون‌متنی برای خواننده‌ی متن روشن کند که این دیوار ترک‌خورده در دلالت صریح، ضمنی و یا در نقش استعاره به چه چیزی اشاره می‌کند. پرسش بعدی این‌که چرا شب سیاه راوی قدم می‌زند و باعث فروریختن دیوار ترک‌خورده می‌شود؟ این پرسش‌های بی‌پاسخ از آنجا ناشی می‌شود که بین اجزای متن ارتباطی مستحکم برقرار نیست و دیگر این‌که قراین کافی در متن وجود ندارند تا جهان خواننده را با دنیای متن گره بزنند. از این‌رو متن اول بیشتر در ذهن خواننده اتفاق افتاده و متن ترجمان شایسته‌ای از ذهن راوی نیست. از این‌رو توجه به این نکته ضروری است که بایستی به متن از زاویه‌ی نظامی کارا نگریست. نظامی که تنها در صورتی کارآمد خواهد بود که اجزایش در ارتباطی تنگاتنگ جهان متن را رقم بزنند.
رباعی دوم به دام تکرار پیش از این گفته شده‌ها اسیر است. رویکرد سراینده به مفاهیمی مثل بهشت، پاییز و بهار همان است که پیش از این هم‌ بارها به آن پرداخته شده بدون این‌که از زاویه دیدی جدید به آن‌ها نظاره شود.
رباعی سوم علاوه بر نداشتن نگاهی نو به پدیده‌ها به دام کهن‌گرایی و دور شدن از زیست و بیان امروزی، بدون توجیهی درون‌متنی دچار است. کاربرد واژه‌ای مثل «وصل» و عبارتی مثل «نفس دمیدن» شاهدی بر این ادعاست.
با این حال مواجهه با این متن‌ها از شاعری که سابقه‌ای چندان طولانی در سرودن ندارد امیدوارکننده است و چنان چه دوست عزیزمان جناب آقای آسوده جهان شخصی‌اش را در متن بازنمایی کند؛ می‌توان انتظار داشت که در آینده‌ای نه چندان دور شاهد متن‌های هنرمندانه‌ای از ایشان باشیم.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.