توجه به فرم و زبان




عنوان مجموعه اشعار : سِت
شاعر : عین اله موسوی


عنوان شعر اول : همیم
ازهم
باهم
تاهم
برای هم..
ما همدیگریم
نه دیگران.
(ایلیا)

نوشته بشکل دیگر
از هم به هم
باهم
تاهم
برای هم
ما همدیگریم
نه دیگران
ایلیا



عنوان شعر دوم : اشکم من (غزل)
اشک من دست خودم نیست خودش می‌آید
از غربت یک کوچه و پاییز خوشش می‌آید

نکند تیز بباری به کلامی به نگاهی به عبور
پای من دست خودم نیست خودش می‌آید

تا تهِ کوچه پاییز به دنبال تو راه
چشم من دست خودم نیست خودش می‌آید

چهره ات پشت دوتا پلک من انداخته گُل
یاد من دست خودم نیست خودش می‌آید

چه کنم دست و دل و پا و زبان در کف تو
همه چی دست خودم نیست خدش می‌آید

ایلیا موسوی




عنوان شعر سوم : کشیدمت..
تو را میکشیدم..
در ذهنم
بوم نقاشی
سیگار
اگر چه با زجر میکشیدمت
اما؛ دوست دارم:
تو آن تویی باشد که می‌آید نه می‌رود!!
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
در شعر اول، بیش از هر چیز، فرمِ نوشتاری (که احتمالاً حاصلِ ساختارِ درونی و معناییِ آن باشد) مشخص است، فرمی که به نظر می‌رسد با تأملِ بیشتری، می‌توانست شاخصۀ بهتری برای شعر باشد، مثلاً می‌شود با جابجا کردنِ اول و آخرِ هر بخشِ شعر، سنجید که آیا کدام یک از فرم‌ها بهتر از بقیه است، این گونه فرم‌ها معمولاً ارتباطِ تنگاتنگی با زبانِ شعر دارند (در مورد همه شعرها همین است اما چون این شعر دارای سطرهای کوتاه است این مسئله بیشتر نمود دارد و نیازمندِ دقتِ بیشتری است)، این ارتباط هم با خودِ کلمات و هم با عبارت‌های کوتاه و هم با آواهایی که کلمات در خود و در تعاملشان با کلمات دیگر دارند قابل اجراست. می‌توان حدس زد که احتمالاً شاعر در سرودنِ این شعر به بعضی شیوه‌های معاصر (مثلاً شعر حجم) نظر داشته است که البته هیچ ایرادی ندارد، در هر یک از شیوه‌های شاعری، همواره جا برای آثار بهتر باز است که با مطالعه و تجربه بیشتر، امکان‌پذیر خواهد بود.

در شعر دوم، آنچه مشخص‌تر است این که وزنِ بعضی از سطرها کم یا زیاد شده و با هم مساوی نیستند، همچنین قافیه‌ها هم درست نیامده‌اند، شاید به دلیلِ تکرارِ عبارتِ «خودش می‌آید» توجیهی ظاهری برای این وضعیت بتوانیم متصوّر شویم؛ یعنی انگار شاعر به زبانِ واضح می‌گوید اراده‌ای در این شعر ندارد و شعر خودش با همان پریشانی آمده است، بنابراین نه تنها در مورد وزن و قافیه، بلکه در هر نکتۀ زبانی یا تصویری یا نحویِ این شعر، اگر ایرادی وارد بدانیم با همان عبارتِ «خودش می‌آید» توجیه پذیر خواهد شد، اما توجه کنیم که مخاطب با حاصلِ یک شعر روبه‌روست، یعنی چندان به قصدِ شاعر کاری ندارد، از سوی دیگر، آشنا بودن یا نبودنِ شاعر با وزن و قافیه، از روی این شعر به دلایل گفته شده، قابل تشخیص نیست.

شعر سوم تا حدودی به همان شیوه‌ای‌ست که در شعر اول دیدیم، هرچند معناها به دلیلِ بلندتر بودن و همچنین واضح‌تر بودنِ عبارات، مشخص‌تر از شعر اول به نظر می‌رسند، اما از جهتِ تأکیدِ شاعر بر خودِ کلمات تقریباً به همان شیوه سروده شده است (مثلاً استفاده از فعلِ کشیدن، که در ترکیب‌های انتزاعی و عینیِ مختلفی به کار می‌رود). در این شعر، نسبت به شعر اول، نوعی اطناب به چشم می‌خورد، سه سطرِ آخر «اگر چه با زجر میکشیدمت/ اما؛ دوست دارم:/ تو آن تویی باشد که می‌آید نه می‌رود!!» می‌تواند به صورتِ موجزتری بیان شود.

در مجموع بهتر است، شاعر در شعرهای فرم‌گرایانه (منظور آن شعرهایی که فرم‌شان مشخص‌تر است تا دیگر ویژگی‌ها، وگرنه هر شعری دارای فرمی است) چه سپید و چه غزل، مخصرصاً آن شعرها که تا حدودی از داوریِ زمانِ چند دهه‌ای عبور کرده‌اند مطالعه جدی داشته باشد، یعنی ذهنش را در فضای آن شعرها قرار دهد و دست‌آوردهای این مطالعه را با همراهیِ خلاقیتِ خود (که در این شعرها هم با وجود نکاتی که گفته شد وجود دارد) در گفتنِ شعرهای بعدی به کار بگیرد.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.