شعر یا شعار




شاعر : غلامرضا زربان


همان پایان کلیشه ای!
«قصه ی ما به سر رسید
کلاغه به خونش؟
نرسید!!»
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
اشاره به دیگر متن‌ها و به عبارتی رویکرد بینامتنی چنانچه در راستای کشف معناهای پنهان، معنا زدایی و پدید آوردن معنایی نو باشد می‌تواند منجر به خلق جهانی نو و گامی به‌سوی خلق شیء هنری باشد. بنابراین اشاره به متن یا متن‌های دیگر چنانچه با دیگر اجزای متن تنیده باشد می‌تواند امکان خلق جهانی نو را پدید آورد و در غیر این صورت اگر صرفاً باعث وصله‌ی متنی به متن دیگر شود گامی در راستای پدید آوردن شیء هنری مکتوب نخواهد بود.
البته که «قصه‌ی ما به سر رسید» عبارتی کلیشه‌ای و پایانی کلیشه‌ای است و اولین پرسشی که ذهن خواننده پس از خواندن این متن با آن مواجه خواهد شد چیزی نخواهد بود به‌جز «خب که چی!»
اگر بخواهیم ساخت متن پیش رو را بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که صرفاً عبارت «همان پایان کلیشه‌ای» به «قصه‌ی ما به سر رسید...» افزوده شده است. بنابراین نه ساختی نو پدید آمده، نه معنایی پنهان آشکار شده و نه زاویه دیدی جدید باعث شده تا بیانی نو نسبت به یک پدیده‌ی واحد شکل بگیرد.
درعین‌حال متن پیش رو دلالت¬گر و شعاری است و باید توجه داشت که کار شاعر شعار دادن نیست و این نکته‌ای است که بایستی از چند منظر به آن توجه شود.
بسیاری از خوانندگان از شعار استقبال می‌کنند و به عبارتی به شنیدن و خواندن شعار علاقه دارند که این موضوع می‌تواند نویسنده را ترغیب کند تا به جای شعر، شعار سر دهد.
دیگر این‌که امروزه نمونه‌های فراوانی از شعارهای رنگارنگ خود را به جای شعر غالب کرده‌اند که این موضوع هم می‌تواند باعث فریب نویسنده شود تا رویکردی شعاری را در پیش گیرد.
نکته‌ی دیگری که بایستی به آن اشاره شود علامت‌گذاری متن است. نویسنده با استفاده از علامت تعجب بعد از عبارت «همان پایان کلیشه‌ای» متن تک معنای پیش رو را هر چه بیشتر به سمت دلالت¬گری سوق داده است. استفاده از علامت تعجب در این متن به خواننده القا می‌کند که بایستی در این بخش از متن تعجب کند که هم‌افزایی این علامت با متنی دلالت¬گر قدرت تفکر و تصمیم‌گیری خواننده را هر چه بیش‌تر کاسته است.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۱
غلامرضا زربان » چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396
سلام و درود. عرض ادب و احترام خدمت منتقد گرامی، جناب میرقادری. نقد را خواندم و از شما بخاطر التفات قلم به این سروده تشکر می کنم. نگرش شما کاملا مقبول است. مع الوصف، احتمال وجود نگرش های دیگر را، به اعتقاد من، منتفی نمی سازد. با توجه به اینکه صاحب این سروده (اگر بتوان این نام را بر آن اطلاق کرد) هستم، خودم را در موضع دفاع قرار نمی دهم. باری. سپاس مجدد مرا پذیرا باشید. ممنونم که وقت گذاشتید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.