در پيچ و خم اجراي شعر




عنوان مجموعه اشعار : آنچه از دل برآید
شاعر : عاطفه کاملی


عنوان شعر اول : عاشق
عاشق که میشوی
نطق کور ذهنت باز میشود
سخن دان پوچ کلماتت
لبریز میشود از حرف
عاشق که میشوی
نگاه تیره وخموشت روشن میشود
ملکه ی وجود سردت
آگاه میشود از گرما
عاشق که میشوی
سخنان فلسفی گذشته ات
در دفتر خاطرات زندگی ات ثبت میشود
وتو نیشخندزنان بدرقه شان خواهی کرد
عاشق که میشوی
خط قرمزی خواهی کشید
دورهرآنچه که نداری
هرآنچه که یکه تازت میکند
هرآنچه که ناامیدت میکرده
عاشق که میشوی
ذوقگاهت فوران میکند ازشعر
عاشق که میشوی
شاعر نیز میشوی

عنوان شعر دوم : نادم امیدوار
اینک که تورا یافته ام ازپس مه
این چنین صادق وگویا
چه کنم?!
آن چنان غرق تمنای خود خویشتنم
که اگر معجزه ای رخ ننماید
چه کنم?!
آنقدر گوش به فرمان دل خویش بدم
نشنیدم هیچ زاصرار معاشم
چه کنم?!
بگذشت ایّام به اطاعت زهوس
چو اگر راه به مقصد ننمایی
چه کنم?!
کردم تباه عمرخود را به اسارت
نگشایی بند ز دامان تباهم
چه کنم?!
آن وقت که نادم نگریستم به عقب
کوره راهی هم نبود در مسیرم
چه کنم?!
آنگاه که کورسوی امیدی دیدم
درمانده وحیران قضایم
چه کنم?!

عنوان شعر سوم : او
بر مه نیمه تاب او/گر بنمایی نظرت
رخت ببندد ز سماء/آن که نبیند حضرت
چشم نگیرپ،اگر او/گوش سپارد سخنت
وه،چه باذوق بگفت/آن همه شیرین شکرت
تاب ندارد،دل او/از پس کوچ سفرت
تا بیابد،خود او/راز مگویی ز برت
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
آن چه كه در اولين لحظات مواجهه ي با اين شعر براي منِ خواننده ايجاد پرسش مي كند، لحن و نحو بياني است كه شاعر براي شعر خود انتخاب كرده است. فرض غلطي است اگر فكر كنيم زبان شعر الزاما بايد مطنطن و برخوردار از شكل رسمي و فاخر ادب با به كارگيري واژگان صرفاً شاعرانه باشد. اين مهم را نه در جسم و جان شعر كه بايد در ذهن شاعر و ضرورت شعر در نظر او جستجو و ريشه يابي كرد و به اصلاح آن كوشيد. تصور غالب هنرجويان اين است كه اگر با به كارگيري واژگان كليشه اي ادبيات، تركيب هاي وصفي رعب آور و استفاده از زباني كه يادآور ترجمه ي نمايش هاي فاخر ادبيات كلاسيك جهان است،‌شاعرتر محسوب مي شوند و شعر آن ها از درجه ي كيفي بالاتري برخوردار مي باشد اما اين تصور بيشتر از آن چه كه به بهبود شعر و پيشرفت شاعر كمك كند در انحراف ادبي و سردرگمي شاعر موثر خواهد بود. نگاه شاعر و نظرگاه او در اين دو شعر غريب و مجهول و مبهم نيست اما اجراي شعر چنان در پيچ و خم افتاده است كه كمترين لذت را براي شاعر و مخاطب فراهم مي كند. با هم چند نمونه از اين دست اتفافات را مرور مي كنيم:
عاشق كه مي شوي
نطق كور ذهنت باز مي شود
سخن دان پوچ كلمات
لبريز مي شود از حرف...
با خود فكر كنيم كه شاعر چه مي خواسته است بگويد كه ناچار شده است به اين رويه عمل كند و براي ابراز تام و تمام ذهنيتش حتي دست به واژه سازي هم بزند. شايد خواسته است بگويد عشق، آفرينش دوباره ي آدمي است. خب پس چرا اين حجم از كلمه توان ابراز اين ذهنيت را نداشته است و در انتقال مفهوم لااقل به شكل زيباشناسيك آن ناموفق بوده است. اگر بخواهيم نمونه اي از اين دست را براي شاعر شاهد بياورم از اخوان مثال خواهم زد:
لحظه ي ديدار نزديك است
باز من ديوانه ام، مستم
باز مي لرزد، دلم، دستم
باز گويي در جهان ديگري هستم
هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ!
هاي ! نپريشي صفاي زلفکم را، دست!
آبرويم را نريزي، دل!
ای نخورده مست!
لحظه ي ديدار نزديك است. (م. اميد)
شاعر براي آماده سازي فضاي ذهني مخاطب و انتقال مفهوم از نزديك ترين روابط كلامي و پديده هاي مفهومي استفاده كرده است و در ذهن مخاطب آن كنش لازمي كه بايد صورت بگيرد را ايجاد كرده است.
ساده اگر بخواهم با شاعر در ميان بگذارم پيشنهاد مي كنم هر آن چه كه مي بيند و به هر آن چه كه مي انديشيد را به مدد داشته هاي ذهني خود و كلماتي كه در اختيار دارد بسرايد. قطعاً با اندك تغييراتي كه در بدنه ي اين شعر و به خصوص در برخي سطرها بدهيم شاعر متوجه منظور من خواهد شد و در آفرينش هاي پس از اين خود رعايت خواهد كرد:
«عاشق كه مي شوي
ذوقگاهت فوران مي كند از شعر»
كلمه تركيبي و خودساخته ي ذوقگاه كه اتفاقا تووي ذوق هم مي زند را حذف كنيم و شعر را به اين شكل بنويسيم:
«عاشق كه مي شوي
فوران مي كند شعر»
چه اتفاقي مي افتد و چه ضربه اي به شعر مي خورد بدون به كارگيري ذوقگاه. و حالا دوباره بدون ذوقگاه بخوانيم و ببينيم شعر زيباتر شده است يا خير؟ زودتر به مفهوم و مقصود مد نظر شاعر مي رسيم يا خير؟
به اميد ديدار دوباره با شعرهاي تازه ي شاعر

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.