در جايگاه مخاطب




شاعر : مهران عزیزی


۱۲.
تو هستیّ و دل‌ت هم بی‌خبر نیست
دل‌م سر می‌رود جایی که سر نیست

برای استخوان‌هایی که پوک‌اند
برایم گریه کردن بی‌ضرر نیست

درست آن‌جا که مرز پرتگاه است
برایم راه رفتن بی‌خطر نیست

ببین افتاده‌ام، بس نیست آیا
که مرگ از این به من نزدیک‌تر نیست

برایت مثنوی باید بگویم
که جای گفتن‌ت، این مختصر نیست

تو می‌دانی چه می‌گویم، که گریه
به بغض و اشک و چشم سرخ و تر نیست

و با فریاد می‌خواهم تو را چون،
اگر کور است دنیای تو، کر نیست

نمی‌دانی چه جانکاه است این که
هزاران نامه داری، نامه‌بر نیست

نمی‌دانی چه دردی دارد این که
دری بسته‌ست و هست‌ی پشت در نیست

#مهران_عزیزی
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
قبلا چند بار درباره‌ي تاثير طرح غزل در ميزان رستگاري آن نوشته‌ام؛ درباره‌ي اينكه وزن و قافيه و رديف مناسب تا چه حد مي‌تواند در شكل‌گرفتن يك غزل بايسته موثر باشد. در غزل پيش رو هم، از قضا با طرح نامناسبي روبه‌رو نيستيم؛ وزن و قافيه و رديف هيچ‌كدام تكليف سختي براي غزل تعيين نكرده‌اند و اتفاقا مي‌توانند در خدمت تاليفي درست و حتي متفاوت قرار گيرند اما مخاطب وقتي اين غزل را مي‌خواند و به پايان مي‌رساند، با ابهامي بزرگ، بلاتكليف مي‌ماند؛ چراكه نه‌تنها از كل غزل برداشت روشني ندارد، نتوانسته با اكثر ابيات هم ـ چنان كه بايد ـ ارتباط برقرار كند. مهم‌ترين دليل اين كاستي اين است كه سراينده در پرداخت افقي ابيات و پرداخت عمودي كل غزل، نتوانسته موفق باشد. براي اينكه همه‌ي حرف‌ها كلي نباشد، به مصاديق مي‌پردازم.
غزل با اين مطلع شروع مي‌شود: «تو هستیّ و دل‌ت هم بی‌خبر نیست / دل‌م سر می‌رود جایی که سر نیست». خودتان را جاي مخاطب بگذاريد! او حق دارد تصوري اگرچه كلي از «تو» داشته باشد؛ بداند كجا «هست»؛ «دل»ش از چه چيزي «بي‌خبر نيست»؛ چرا از «هم» استفاده شده؟ آيا منظور، اين بوده كه «تو باخبر هستي و دلت هم بي‌خبر نيست؟»؛ حرف از كدام «سر» است؟ آيا به قرينه‌ي «سررفتن حوصله» آمده است؟ و... .
نفس تلاش شما براي آشنايي‌زدايي و هنجارگريزي مبارك است اما بايد نوعي منطق شعري در متن شما، مخاطب را به نتيجه برساند. من مخاطب در اين بيت هرچه به وجوه مختلف واژگان دقت مي‌كنم، نمي‌توانم شبكه‌اي را كه قرار است من را به يك تصور قابل دفاع برساند، بيابم؛ پس نتيجه مي‌گيرم آنچه در ذهن شما وجود داشته، به درستي و كمال، از قلمتان جاري نشده است.
بيت دوم چنين است: «برای استخوان‌هایی که پوک‌اند / برایم گریه‌کردن بی‌ضرر نیست». آيا منظور اين بوده است كه «گريه‌كردن براي استخوان‌هايي كه پوك‌اند، براي من بي‌ضرر نيست»؟ اگر چنين باشد، مخاطب باز هم سرگردان خواهد ماند كه مختصات اين «گريه» و «استخوان‌ها» و «ضرر» چيست چون نمي‌تواند رابطه‌اي بين اجزا و ماجرا برقرار كند!
در بيت سوم با يك خبر بديهي مواجهيم؛ «درست آن‌جا که مرز پرتگاه است / برایم راه‌رفتن بی‌خطر نیست». خودتان قضاوت كنيد كه در اين بيت چه نكته‌اي هست كه به تخاطب بينجامد؟ چنين بيت‌هايي حتي معمولي هم نيستند! در يك بيت معمولي، ممكن است پارامترها تكراري يا كم‌جان باشند اما حداقل‌هاي ساختي و ماهيتي وجود دارد؛ در حالي كه در اين بيت، مثلا از عنصر عاطفه اثري نيست. از سوي ديگر، معمولا در يك كنش هنري، عنصر اعجاب، نقش مهمي دارد؛ عنصري كه در اين بيت هيچ اثري از آن يافت نمي‌شود. ديگر اينكه ما نمي‌توانيم برخي امور و قوانين فراگير را بدون دليل، شخصي و محدود كنيم؛ «برايم» چنين كاركردي دارد؛ زيرا اين قاعده «براي هر كسي» صادق است.
مضموني كه از بيت چهارم برداشت مي‌شود اين است كه «ببین! افتاده‌ام! بس نیست آیا؟ مرگ از این به من نزدیک‌تر نمي‌تواند باشد» اما چنان كه ديده مي‌شود، اشكالات دستوري بزرگي در بيت وجود دارد.
بيت «و با فریاد می‌خواهم تو را چون / اگر کور است دنیای تو، کر نیست» نسبت به خيلي از ابيات، بيت بهتري‌ست اما باز هم مخاطب نمي‌تواند وارد متن شود؛ چرا؟ چون مضمون به‌خوبي پرداخت نشده است. قرينه‌هاي كوربودن و كرنبودن در اين بيت به چشم نمي‌خورد؛ پس مخاطب بايد بشنود و دربست، بپذيرد.
باز هم در بيت «نمی‌دانی چه جانکاه است این که / هزاران نامه داری، نامه‌بر نیست» با اشكال دستوري طرف هستيم. صورت درست جمله ـ فارغ از وزن ـ اين است كه «هزاران نامه داشته باشي و نامه‌رسان، نباشد». وزن به هيچ وجه نمي‌تواند براي چنين تصرفاتي، توجيه مناسبي باشد.
جناب عزيزي عزيز، سعي كنيد ياد بگيريد كه در جايگاه مخاطب بنشينيد و به متن خودتان نگاه كنيد تا بيشتر متوجه كاستي‌ها و لغزش‌هاي خودتان بشويد.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
مهران عزیزی » شنبه 15 مهر 1396
سلام و احترام. بسیار ممنون‌م بزرگوار گرامی. تمام تلاش‌م را می‌کنم که اگر قرار بر نوشتن باشد، از این پس چیزی بنویسم که دست‌کم مشکلات قبلی‌ها را نداشته‌باشد. از راهنمایی‌های دقیق و ارزنده‌تان ممنون‌م و آن‌چه را که گفتید عمیقاً قبول دارم و فروتنانه و بی‌جدل می‌پذیرم و ان‌شاءالله به کار خواهم‌بست.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.