تفاوت شعر سپید و متن ادبی




عنوان مجموعه اشعار : به یاد جانباز پرکشیده، محمود رمضان نژاد
شاعر : محمدعلی رضاپور


عنوان شعر اول : و تو چقدر خاموشی!
«و تو چقدر خاموشی!» (متن ادبی بریده-بریده : سپید نویسی)


آوازها/ بازیِ غمپردازِ آواها/ دوباره صدایت می­کنند/ و تو چقدر خاموشی!/

بدون هیچ نیازی به آواها/ به آواهایی که آوازها بی­آنها هیچ­اند/

هیچ ما را از آن بالاها می­بینی؟/ این جا، آوازها برای پریدن/

باز، نیازمندِ آواها شده­اند/ و تو چقدر خاموشی!/ که بر فرازِ پرواز، آشیان ساخته­ای./

آی فراآوازِ خاموشِ دلنواز!/ از آن بالاها، بال­هایم را به نگاهی بنواز/

آی حسِّ روشنِ آرمیده در پرواز!/

چتری باز کن. تماشا را بفرست./

و اکنون ای آوازهای سنگینِ زمین­پرداز!/ ساکت باشید و تنها نگاه کنید/

انگار مثل نگار/ من هم کم­کم/ دارد/ تغزّلِ/ پروازم/ آغاز می­شود./

دارد/ تغزّلِ/ پروازم/ آغاز می­شود.
(در آستانه ی سومین سالگرد پرواز جانباز عاشق، محمود رمضان نژاد)

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعری که برای یک جانباز سروده شده است و بر بالای آن نوشته شده : متن ادبی بریده بریده: سپید نویسی. نمی دانم دوست شاعرمان چقدر در زمینۀ سرودن شعر سپید تجربه دارند و در این زمینه مطالعه کرده اند ولی به نظر می رسد ناخودآگاه تعریف درستی از متن خود داده اند، آن چه خوانندۀ آن هستیم، بیشتر و پیشتر از آن که یک شعر سپید باشد، متن ادبی است. دربارۀ تفاوت های نثر و شعر سپید در اینجا توضیحی مختصر خواهیم نوشت اما برای مطالعۀ بیشتر دوست هنرمندمان را به خواندن کتاب هایی که در زمینۀ زبان شعر نوشته شده است، ارجاع می دهم. همچنین ایشان می تواند برخی کارهای نوشته شده توسط منتقدانی مانند زنده یاد محمد حقوقی و استاد پورنامداریان بر شعرهای احمد شاملو را به عنوان نمونه هایی موفق از شعر سپید مطالعه کند تا مفهوم شعر سپید را با مقایسه با نمونه های شعرها بیشتر درک کند.
شعر سپید به قالبی در شعر امروز گفته می شود که از زیرمجموعه های شعرنو است. چنان که می دانیم نیما به عنوان بنیادگذار شعر نو فارسی یکی از الزمات گذشته در زمینۀ شعر را کنار گذاشت. پیش از نیما درهنگام رعایت اصول وزن عروضی، باید تساوی ارکان و افاعیل رعایت می شد. یعنی اگر برای مثال شاعری وزن «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل» را برای شعرش انتخاب می کرد، باید تا آخر شعر بر همان وزن و به همان تعداد افاعیل عروضی را در تمام شعر رعایت می کرد. نیما این قید را برداشت و گفت می توان در مصرع های مختلف شعر براساس طبیعت کلام و میزان حرفهایی که لازم است، گفته شود تعداد این افاعیل را کم و زیاد کرد. پس اساس شعر نیما بر همان اوزان شناخته شدۀ عروضی بود ولی پس از وی گروهی از شاعران، همین قید را نیز برداشتند و از اجبار وزن عروضی شانه خالی کردند. مهمترین تفاوت میان شعر سپید و دیگر قالب های شعر، عدم تقید آن به وزن عروضی است اما این شکل از شعر سعی کرده است با رهاکردن خود از اجبار عروض، آزادی بیشتری در دیگر زمینه های ادبی به دست آورد. یکی از این ویژگی ها امکان تجربه های بیشتر، پویا تر و تازه تر در زبان و تخیل است. پس شعر سپید نه تنها باید از ظرفیت های زبان شعری، سرشار باشد و در آن تخیل شاعرانه وجود داشته باشد؛ باید نسبت به دیگر نحله های شعری، از این منظر قوی تر و پرمایه تر نیز ظاهر شود.
این اتفاق در شعر « و تو چقدر خاموشی» نیفتاده است. در این شعر منطق زبانی شاعر، منطق نثر است. شاعر نتوانسته است به زبان شعری خود تشخص و ادبیتی ببخشد که ما را قانع کند که خوانندۀ شعر هستیم. البته شاعر سعی کرده است با استفاده از کلمات هم قافیه، به نوعی موسیقی در شعر دست یابد ولی این قافیه پردازی ها هم آنقدر رو و ساده انگارانه اجرا شده است که دست شاعر را رو کرده و به خواننده حس پنهان موسیقی را القا نمی کند:
ای فراآواز خاموش دلنواز!
از آن بالاها بالهایم را به نگاهی بنواز
آی حس روشن آرمیده در پرواز!
چنان که می بینیم این حجم از کلمات قافیه در فاصله ای کوتاه، خیلی توی ذوق می زند و نمی تواند ظرفیتی را که از قافیه انتظار داریم، به شعر منتقل کند.
از سوی دیگر شعر از نظر تخیل نیز شعر چندان قدرتمند نیست و شاعر باید از توانایی های تصویرسازی خود در سرودن شعر بیشتر استفاده می کرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.