حذف، تغییر و توجه به دستور زبان




عنوان مجموعه اشعار : غزل
شاعر : مصطفی نایبی


عنوان شعر اول : غزل ۱
‎از نیکی و زیبایی ات آکنده کشیده
‎خالق هنرش را به رخ بنده کشیده
‎تا من نشوم غرق در این ظلمت بی حد
‎سیمای تو را چون مَهِ تابنده کشیده
‎در صورت تو ناز و اَدا ، در تنت افسون
‎آنگاه به روی لب من خنده کشیده
‎آغوش مرا حلقه ی سیمین و تنت را
‎بر حلقه ی من گوهرِ زیبنده کشیده
‎دیشب دَرِ گوشم ملکی گفت که این بوم
‎نقشی است که از عشق ، نگارنده کشیده

عنوان شعر دوم : غزل ۲
من می روم خویشان من ، من را نجویید
من می روم پشت سرم حرفی نگویید
من می روم با دامنی آلوده از عشق
اما شماها این گناهم را نشویید
شاخه گلی خشکیده بین دفتر شعر
جا مانده از او ، بی وضو آن را نبویید
از مقصدم چیزی نمی دانم ولیکن
پاهای من جز رد پایش را نپویید
من باغبانی را بلد بودم ولی حیف
آن نرگس زیبا به باغ من نرویید

عنوان شعر سوم : غزل ۳
‎حیران شدم از جذبه ی چشمان سیاهش
‎آن دم که گره خورد نگاهم به نگاهش
‎جوشید و خروشید درون رگ من خون
‎از قدرت جزر و مد آن صورت ماهش
‎گفتم نکند عاشق او من شده باشم ؟
‎دل گفت همین پرسش بی جاست گواهش
‎تا خواستم او را کنم آگاه از این عشق
‎شرم آمد و کرد قصه را تباهش
‎او رفت و نشد قلب من آرام پس از او
‎با این همه گفتم که خداوند پناهش
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
برای شاعری که تجربه‌اش کمتر از یک سال است، این سه شعر در بعضی از بیت‌ها، نمودهایی از خلاقیت را دارند، اما در این مجال، به نکاتی می‌پردازیم که حذف یا ویرایش آن‌ها در ادامۀ راه ضروری است:
شعر اول:
در بیت اول، «‎از نیکی و زیبایی ات آکنده کشیده/ ‎خالق هنرش را به رخ بنده کشیده» اگرچه مفهومی کلی قابل دریافت است، اما در مصرع اول، دستور زبان به طور دقیق به کار نرفته است.
در مصرعِ «‎سیمای تو را چون مَهِ تابنده کشیده»، بیانِ شاعر قدیمی است، امروزه دیگر به جای سیما از صورت یا چهره یا رو... استفاده می‌شود، همچنین کوتاه کردنِ کلماتی مثل ماه نیز کاربردی قدیمی‌ست، از سوی دیگر، مهِ تابنده (حتی اگر به صورتِ ماهِ تابنده هم بیاید) ترکیبی تکراری‌ست که دیگر شعریتی ایجاد نمی‌کند.
شعر دوم:
این شعر نسبت به شعر قبلی و بعدی، بیانِ منسجم و معاصرتری دارد، اما دو نکته قابل بررسی‌ست:
در سطرِ «پاهای من جز رد پایش را نپویید»، فعلِ پوییدن، با بیانِ سادۀ این شعر، مناسبتی ندارد و به اجبار قافیه آمده است. در چنین مواردی بهتر است بیت را حذف کرد تا به انسجامِ بیانِ کل غزل لطمه نخورد.
در بیتِ «من باغبانی را بلد بودم ولی حیف/ آن نرگس زیبا به باغ من نرویید» فکر و تعبیرِ خوبی ارائه شده اما اگر به جای نرگسِ زیبا عبارتی غیرتکراری می‌آمد بهتر بود، این گونه عبارات که پیش از این بسیار استفاده شده‌اند، فقط در صورتی قابلیتِ شعریت بخشیدن به متن را دارند که دو معنایی باشند، مثلاً اگر شاعر این شعر را برای معشوقی گفته باشد که نامِ واقعی‌اش نرگس است، دو معنای موجود در این عبارت، تکراری بودنِ آن را می‌پوشاند، و گاهی اوقات، نوآوری‌های دلپذیری را ایجاد می‌کند.
شعر سوم:
‎در بیت اول، «حیران شدم از جذبه ی چشمان سیاهش/ ‎آن دم که گره خورد نگاهم به نگاهش» غیر از عبارتِ گره خوردنِ نگاه به نگاه، که آن‌هم فقط از نظر بیان (و نه خلاقیت) ساده و مناسب است، کلِ بیت، چندان شعریتی ندارد، زیرا این که عاشق از نگاه و جذبۀ چشم معشوق حیران شود پیش از این بسیار گفته شده، همچنین «جذبه» امروزه با ذالِ ساکن مستعمل نیست و با فتحه به کار می‌رود، در حالی که در این بیت باید با ساکن خواند، به همین دلیل جذبۀ چشمانِ سیاهش، به طور کلی بیانی کهن پیدا کرده است. «آن دم» هم مثل قبلی، بیان را کهنه کرده است، امروزه به جای دم، از لحظه، ساعت، ثانیه، یا مثلاً روز، شب و این کلماتِ بیان کنندۀ زمان استفاده می‌شود.
‎در بیتِ «تا خواستم او را کنم آگاه از این عشق/ ‎شرم آمد و کرد قصه را تباهش» مصرعِ دوم از نظر وزنی مغشوش است (احتمالاً اشتباه تایپ شده است، چون با توجه به سه شعر، به نظر می‌رسد شاعر با وزن کاملاً آشنا باشد)، نکتۀ دیگر این که، در مصرع اول، آگاه کردن به صورتِ «کنم آگاه» آمده است، که از روانیِ نحو کم کرده است.
‎در مصرعِ «او رفت و نشد قلب من آرام پس از او» قیدِ پس از او، بهتر است از نظرِ نحوی و معنایی در جای خود استفاده شود، درست‌تر این است که گفته شود: او رفت و پس از او قلب من آرام نشد، اگرچه «پس از او» را می‌توان به مصرعِ بعد هم مربوط دانست، اما درستیِ جایگاهِ این قید در مصرع اول، اولویت دارد. در این موارد، همانطور که پیش از این هم در نقدهای دیگر گفته شده، باید دقت داشته باشیم که رعایت وزن، نباید باعثِ به هم ریختگیِ نحوی (بدونِ دلیلِ معنایی) شود.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.