تجربه ي تازه با پشتوانه اي غني




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : مهران عزیزی


عنوان شعر اول : .
راستش دلم گرفت
مثل آن زمان که پای رفتنم گرفت، روبروی خانه‌ات
پیاده‌رو پر از غریبه بود
و من میان رفتن و نرفتنم
هزار بار هم دو دل شدم
دلی که رفت و آن که ماند
سال‌هاست نیم دل درون سینه‌ام تو را به نام کوچکت خیال می‌کند....

کاش دردها زبان شعر داشتند و مثل ارّه، تکه تکه‌ی مرا نِمی...
چه آرزوی احمقانه‌ای،
چه وهم‌های شاعرانه‌ای،
چقدر وقت رفتن است،
چقدر وقت دل بریدن و گذشتن است،
چقدر باز صبح سرد و دود درد، روی شعله‌ی نحیف فندکم،
مرا به نام خوانده‌است و پاسخی نداده‌ام....

چقدر چشم‌های تو شبیه آسمان کودکانه‌ی من است،
خاطرات من شبیه توست،
خاطرات محو من شبیه دختری‌ست مثل تو،
که چشم‌های وحشی‌اش به خواب می‌رود،
وَ خاطرات من، همیشه، مثل آسمان کودکانه‌ام،
تمام می‌شوند،
آنچنان که هیچوقت زندگی نکرده‌اند،
خاطرات من شبیه چشم‌هات بود...
بود و دود شد،
وَ رفت....

چقدر ناگهان دلم گرفت،
چقدر آشناست لحظه‌ای که کنده می‌شود دوباره تکه‌ای بزرگ از دلم،
چقدر بارها خیال کرده‌ام که بعد از این فقط سکوت می‌شود،
ولی نشد،
دوباره نیمه‌جان و زخم‌خورده، راه رفته‌ام،
دوباره فحش داده‌ام به آسمان و باز ناشنیده مانده است،
روزها گذشته است و من به مرگ فکر کرده‌ام،
ولی نمرده‌ام

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : انسیه موسویان
از آقاي مهران عزيزي پيش از اين غزل هاي خوبي خوانده ام و خوانده ايم. اما اين بار قرار است يكي از تجربه هاي تازه ي ايشان را در قالب «نيمايي» بخوانيم و درباره اش گفت و گو كنيم. گفتم يكي از «تجربه» هاي تازه ي ايشان و دقيقاً اين واژه را در معناي اصلي و صحيح خود به كار بردم. آقاي عزيزي مدت زيادي ست كه در قالب هاي كلاسيك طبع آزمايي مي كنند و نقدهاي مفصل و متنوعي هم بر غزل هايشان نگاشته شده كه انشا الله از آن بهره برده باشند. اما در حوزه ي سرودن شعر نيمايي هنوز در مرحله ي كسب تجربه هستند. نكته ي مثبت اين اتفاق اين است كه چون به وزن و قافيه و لوازم شعر كلاسيك كاملاً تسلط دارند، اميد مي رود كه در سرودن نيمايي نسبت به دوستاني كه بدون طي اين مراحل و بي پشتوانه اي غني، به سرودن نيمايي اقدام مي كنند، موفق تر باشند.
شعر نيمايي مفصل ايشان را خواندم و مي توانم بگويم به عنوان يكي از نخستين تجربه ها در اين عرصه، اميد بخش است. اما در همين ابتدا لازم است چند نكته ي مهم را به ايشان يادآوري كنم.
همان گونه كه حتما مي دانيد سه ويژگي مهم شعر نيمايي عبارت است از:
متفاوت بودن و عدم تساوي طول مصراع ها
يكساني وزن
آزادي عمل شاعر در به كارگيري قافيه
پيرامون هريك از اين موارد مي توان به تفصيل بحث كرد كه ما فعلاً در حد نياز به آن ها اشاره مي كنيم.
مهمترين شاخصه ي شعر نيمايي، كوتاه و بلند شدن طول مصراع هاي شعر است و اين به شاعر كمك مي كند تا هرجا كه لازم ديد و سخنش تمام شد، مصراع را به پايان ببرد و به اصطلاح براي پركردن وزن، روده درازي نكند. شعر شما تا حدود زيادي اين ويژگي را داراست؛ يعني طول مصراع هاي آن با هم برابر نيست و كوتاه و بلند است. در مورد قافيه هم بايد گفت بر اساس آموزه هاي نيمايوشيج، «قافيه زنگ مطلب است» يعني هرجا شاعر احساس نياز كند مي تواند از قافيه بهره بگيرد وگرنه الزامي به رعايت آن نيست. اين ويژگي نيز در شعر شما مشاهده مي شود و به عنوان مثال در اين بخش قافيه به كار برده ايد:
چه آرزوی احمقانه‌ای،
چه وهم‌های شاعرانه‌ای،
چقدر وقت رفتن است،
چقدر وقت دل بریدن و گذشتن است...
ديگر اين كه وزن در شعر نيمايي يكسان است. يعني همه ي مصراع ها بر زنجيره ي وزني يكساني بنا مي شوند و اگر به طور مثال شعري با زنجيره ي مفاعيلن آغاز شده تا پايان بايد بر مبناي تكرار مفاعيلن پيش برود نه اين كه در جايي تبديل به مستفعلن يا فاعلاتن شود!
و اما نكته ي بسيار بسيار مهم «شيوه ي مصراع بندي» در شعر نيمايي ست. اين كه مصراع ها از كجا آغاز شوند و در چه نقطه اي به پايان برسند. رعايت اين ويژگي به قدري دشوار است كه حتي گاهي برخي از شاعران با تجربه و مطرح هم در رعايت آن دچار مشكل مي شوند. شعر شما در دو مورد اخير (يكساني وزن) و ( شيوه ي مصراع بندي) دچار مشكل شده است. به عنوان مثال شروع شعر اين است:
راستش دلم گرفت (فاعلاتُ فاعلات)
مثل آن زمان که پای رفتنم گرفت، روبروی خانه‌ات ( فاعلاتُ فاعلاتُ فاعلاتُ فاعلاتُ فاعلاتُ فاع)
اما ناگهان در سطر بعد به وزن ديگري مي رويد:
پیاده‌رو پر از غریبه بود (مفاعلن مفاعلن فَعَل)
مي بينيد؟ خيلي تفاوت، ظريف است اما اگر با صداي بلند بخوانيد يا تقطيع كنيد كاملاً متوجه تفاوت وزن ها مي شويد. اين اتفاق تا پايان شعر، چندين بار ديگر رخ مي دهد.
آغاز و پايان مصراع ها هم رعايت نشده.گاهي يك مصراع را آن قدر ادامه داده ايد كه به « بحر طويل» تبديل شده و گاهي از جايي كه نبايد مصراع را شروع و در جايي كه نبايد، تمام كرده ايد. مصراع هاي وسط هم قواعد خاص خود را دارند. خوشبختانه همه ي اين قواعد توسط پيروان نيما به ويژه زنده ياد مهدي اخوان ثالث تدوين و تاليف شده و شما مي توانيد به كتاب ارزشمند «بدعت ها و بدايع نيمايوشيج» مراجعه كنيد. اما قبل از آن توصيه ي من به شما مطالعه ي فراوان نمونه هاي خوب و عالي شعر نيمايي ست از شاعراني چون اخوان ثالث، شفيعي كدكني، قيصر امين پور و ....
اگر عمري بود و فرصتي دست داد در نقدهاي بعد پيرامون شعر نيمايي بيشتر صحبت خواهيم كرد. شاد باشيد.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۱
مهران عزیزی » شنبه 04 فروردین 1397
سلام و احترام. ممنونم از لطف و توجه و دقت شما. البته در شعر نیمایی مطالعه‌ داشته‌ام و باز بیشتر خواهم خواند که در باب شعر به طور کلی هر چه که بدانم باز اندک است. توصیه‌هاتان را به دقت عمل خواهم کرد و ان‌شاءالله تجربه‌های بعدیم کم‌ایرادتر خواهند بود. بازهم و بسیار سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.