دو سطح متفاوت در سه شعر




عنوان مجموعه اشعار : ندارم
شاعر : گیسو رومی


عنوان شعر اول : ام البنین
شکل کوهی که کمر خم بکند پیر شده
نفسش تنگ شده شهر چه دلگیر شده

خواب دیده پسرش قبل برادر جان داد
خواب هایش چقدر لازم تعبیر شده

مادرم روضه بخوان پیش مزار جدّم
ندبه های تو در این شهر نفسگیر شده

مادرم روضه بخوان با غم تو میسوزد
آن دلی که وسط معرکه تطهیر شده

گونه ی سرخ ترک خورده و چشمان ترش
از همین زندگی ی ساده ی خود سیر شده

این خبر های غم انگیز چه بی رحمانه
از دل شام به این بادیه تکثیر شده

ام عباس صدایم نزنید از امروز
شب جمعه ست عزاداری ی من دیر شده

عنوان شعر دوم : خواب
انگار دستت را به دستم داده بودی
مانند من یک جورهایی ساده بودی

خیره به چایِ تلخِ روی میزِ کار ت
مانند یک انسان جا افتاده بودی

من را تمام شهر تحسین کرده بودند
وقتی به من گفتی که فوق العاده بودی

شاید خودت هم بی خبر بودی عزیزم
در سینه ام یک عمر حسرت، زاده بودی

ابری سیاه و خانه ای از بغض لبریز
وقتی برای رفتن ات آماده بودی

در خواب می بینم تورا ، در جاده ای دور
انگار دستت را به دستم داده بودی


عنوان شعر سوم : دختر باران
شكل يك غنچه ي خشكيده ي تنها پيرم
ريشه ام خشك شده در بغلت ميميرم

نكند در به در كوچه و بازار شوم
من كه هرلحظه پي نامه ايي از تقديرم

گريه ميكرد زمين با نفس تابستان
مثل خورشيد لب پنجره بي تاثيرم

گم شده توي دلم حس بهاري تازه
من همان دختر باران زده ی دلگیرم

مینویسم که دلم از همه کس دور شود
باز بی نام تو یک نامه ی بی تفسیرم

بین این چلچله ها قصه ی غم میخوانم
تا بدانند من آن روح پر از تقصیرم

خواب ديدم كه كسي شكل تو سمتم آمد
بعد از آن خواب فقط با دل خود درگیرم
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
از هر سه شعر با وجودِ سطوح متفاوتی که دارند، پیداست که شاعر کاملاً با فضا و زبان و مفاهیمِ معاصر آشناست و در هیچ یک از بیت‌ها، از این فضا و بیان، خارج نشده است، خلاقیت‌هایی هم چه از نظر تصویری و چه از نظرِ شیوۀ بیان، در هر سه شعر دیده می‌شود، بنابراین در این مجال به بعضی ایرادات یا مواردِ قابلِ ویرایش، اشاره می‌شود:
شعر اول:
در سطرِ «خواب هایش چقدر لازم تعبیر شده»، کمی ابهامِ نحوی وجود دارد، می‌شود با کمی ویرایش و تغییرِ عبارت، با همین قافیه مفهوم را ارائه داد، مگر آن که «لازمِ تعبیر شدن» اصطلاحی باشد که در محیطِ زندگیِ شاعر، بسیار شنیده شده باشد، وگرنه در عمومیتِ زبان فارسی، از نظرِ نحوی درست نیست.
در بیتِ «مادرم روضه بخوان با غم تو میسوزد/ آن دلی که وسط معرکه تطهیر شده» مفهوم به صورتِ اجمالی قابل دریافت است، اما دقیق و درست بیان نشده، شاید قافیۀ تطهیر، باعث شده که مفهوم مغشوش به نظر برسد.
در بیتِ «این خبر های غم انگیز چه بی رحمانه/ از دل شام به این بادیه تکثیر شده» تکثیر شدنِ خبرها به بادیه، ترکیبِ دقیق و درستی نیست، به دو دلیل، یکی این که به جای «به» در این جایگاه از «در» استفاده می‌شود. اگر رسیدنِ خبر بود، «به» درست بود، و دیگر این که خبر معمولاً در جایی پخش می‌شود یا منتشر می‌شود (نه تکثیر). توجه کنیم که الزام قافیه نباید در نحو، خللی ایجاد کند، و اگر این امر امکان‌پذیر نیست بهتر است بیتِ مذکور حذف شود یا به شکلی دیگر برای شعرهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

شعر دوم:
این شعر نسبت به شعر قبلی و بعدی، از نظرِ سادگیِ بیان و روانیِ نحو و ارائۀ تصاویر و فضاهای معاصر، در سطح هنری‌تری قرار دارد و می‌شود گفت غزلِ واقعاً کامل و خوبی است. فقط در بیتِ آخر، «در خواب می بینم تورا ، در جاده ای دور/ انگار دستت را به دستم داده بودی» زمانِ دو فعلِ با هم تناسب ندارند، در اینجا به راحتی با اندکی تغییر در عبارتِ اولِ مصرع اول می‌توان زمان دو فعل را هماهنگ کرد.

شعر سوم:
قافیه‌های این شعر (پیر، دلگیر، تأثیر، تفسیر...) از آن دست قافیه‌هایی است که بر خلافِ ظاهرِ ساده و پرکاربردشان، استفاده از آن‌ها چندان هم ساده نیست (در شعر اول هم تا حدودی همین‌طور بود)، یعنی معمولاً باعثِ محدود شدنِ خلاقیتِ شاعر می‌شوند، دلایل مختلفی برای آن می‌شود ذکر کرد، که شاید یکی از آن دلایل این باشد که بیشترِ کلماتی که در این قافیه می‌آیند مفاهیم انتزاعی و ذهنی دارند، و به همین دلیل تصویر ساختن در بیت‌ها چندان آسان نیست یا گاهی اصلاً هیچ تصویری قابل ساختن نیست، البته منظور این نیست که شعر فقط در تصویرسازی خلاصه می‌شود، بلکه منظور بیانِ محدودیتِ برخی قوافی‌ست.
در سطرِ «من كه هرلحظه پي نامه ايي از تقديرم» مفهوم قابل دریافت است اما مخاطب شاید چندان ارتباطی با آن برقرار نکند، زیرا نامه فرستادنِ تقدیر برای یک شخص، در ذهنِ مخاطب امرِ واضحی را تداعی نمی‌کند.
در بیتِ «بین این چلچله ها قصه ی غم میخوانم/ تا بدانند من آن روح پر از تقصیرم» ارتباطی مفهومی بینِ مصرع اول و دوم وجود ندارد، در واقع به دلیلِ حرفِ ربطِ «تا»، باید مصرعِ دوم نتیجۀ مصرعِ اول باشد ولی اینطور نیست، چون قصۀ غم خواندن بین چلچله‌ها، نشان دهندۀ روحِ پرتقصیر نیست، به نظر می‌رسد شاعرخواسته از اندوه و رنجی حکایت کند، اما آن را دقیق بیان نکرده است.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.