امروز یا دیروز؟




شاعر : راشین گوهرشاهی


باز باید آسمانت را به یاغی ها دهم

تشنه ام طعم لبانت را به ساقی ها دهم



عاشقت هستم ولیکن بی محلی می کنم

تا خیال عشق ورزی را به باقی ها دهم



می روم اما نگاهم را به راهت بسته ام

تا تمام راه را دست تلاقی ها دهم



فلسفه، از عشق می ترسد تو را رد می کند

می روم این فتنه را دست رواقی ها دهم



شهر دارد در هوایت سخت ابری می شود

باید این حس را به خواب کوچه باغی ها دهم



عقل با طفل خیالت عشق بازی می کند

طفل را باید به دامان اقاقی ها دهم



از فرات چشم تو انکار می نوشم ولی...

حیف اگر این دجله را دست عراقی ها دهم



طایفه، دربند تقدیرند و طردت می کنند

من نمی خواهم تو را تحویل یاغی ها دهم!



راشین گوهرشاهی
.
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
پنج سال و بیشتر، سرودن، فرصت مناسبی بوده اما ظاهرا کافی نبوده است. زبان غزل خانم گوهرشاهی از نوع غزل‌های معلق بین امروز و دیروز است؛ شاعرانی که در شعر کلاسیک غور کرده و اندکی نیز با شعر معاصر انس و الفتی یافته‌اند معمولا این تعلیق در زبان شعرشان وجود دارد. برای یکسره کردن کار، بهتر این است که با مطالعۀ بیشتر و دقیق‌تر غزل شاعران بزرگ و اثرگذار معاصر، تکلیف زبان شعر را روشن کنیم.
در آغاز غزل و البته با انتخاب ردیفی که خواه و ناخواه در سراسر شعر وجود دارد، این تعلیق را می‌بینیم؛ «دهم» از نشانه‌های کاربرد زبان کهن است و معمولا در این روزگار ترجیح، استفادۀ تخفیف نیافتۀ فعل؛ «بدهم» است. در بیت بعدی نیز این تعلیق زبانی در یک مصرع کاملا مشهود است:
عاشقت هستم ولیکن بی‌محلی می‌کنم؛
«بی‌محلی کردن» که از جمله افعال رایج امروزی در معنای بی‌توجهی و بی‌اعتنایی است، در کنار «ولیکن» ـ از حروف کم‌کاربرد و نامعمول امروزی ـ قرار گرفته است. از این نوع همنشینی‌ها در بیت‌های دیگر نیز دیده می‌شود:
«شهر دارد در هوایت سخت ابری می‌شود»؛
ابری شدن شهر در هوای دوست تعبیری امروزی و نو است اما قید «سخت» برای ابری شدن، کاربردی کهن را به یاد می‌آورد.
«عقل با طفل خیالت عشق بازی می‌کند» و مصرع بعدی آن نیز «طفل را باید به دامان اقاقی‌ها دهم» این بیت هم در تصویر هم در نحو و هم در ترکیب‌سازی دچار دوگانگی و رفت و آمد بین شعر امروز و دیروز یا شعر کهن و نو است؛ «طفل خیال»، «عشق بازی»، «عشق بازی عقل با طفل خیال»، تقابل عقل و عشق، سپردن طفل خیال به «دامان» ِ «اقاقی‌ها». به نظر می‌رسد قدرت خیال‌پردازی و تصویرسازی و نیز طراوت و تازگی بخشیدن به سخن، در این شاعر، کم نیست بنابراین با انتخاب یک سو، می‌تواند در همان سمت (کهن یا نو) به نوآوری‌ها و خلاقیت در شعر برسد.
یکی از مهارت‌های شاعر باتجربه، انتخاب قافیه و ردیفی است که او را دچار تنگناها نکند. این قافیه لاجرم شاعر را ملزم به استفاده از کلماتی کرده که بهره‌مندی از آن‌ها در جایگاه قافیه، مهارت بسیار و تجربه‌ای بیش از این‌ها را می‌طلبد. همین تنگناها سبب می‌شود که شاعر برای استفاده از قافیۀ «عراقی‌ها» خود را ناگزیر از استفاده از کلماتی همچون دجله و فرات و... ببیند در حالیکه به سختی توانسته است از عهدۀ ساخت و پرداخت آن برآید.
موارد دیگری نیز وجود دارد از جمله ایجاد ارتباط مستحکم معنایی میان دو مصرع و نیز نارسایی مفهوم در برخی بیت‌ها که به نظر می‌رسد خانم گوهرشاهی با استعداد و توانی که در این غزل از خود نشان داده‌اند، به راحتی از عهدۀ تشخیص و رفع آن‌ها برخواهند آمد.
با آرزوی توفیق برای ایشان و خواندن غزل‌هایی درخشان در آینده‌ای نزدیک، از این شاعر مستعد.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.