تضمین و دقت در آثار بزرگان



عنوان مجموعه اشعار : .
عنوان شعر اول : .
"معشوق من! بگذار زنگ ساعتت باشم" منزوی
هروز و هر شب، تا ابد در خدمتت باشم

دیدم تو را و با خودم گفتم که:می آید
روزی که تنها همدم و هم صحبتت باشم؟

حتی بخواهی کوه را هم می کَنم، اما
بگذار تنها لحظه ای در خلوتت باشم

مانند موسی می شکافم نیل را شاید
سوی تو راهی یابم و در قربتت باشم

چنگیزم و تسخیر خواهم کرد قلبت را
روزی که من باشم، تو باشی قسمتت باشم


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : پانته آ صفائی
آقای پارسا، به گواهی مشخصات و اشعارشان، شاعری جوان و جستجوگر هستند. این که در همین مدت کوتاه سرودن توانسته‌اند به مقدمات سرودن شعر موزون دست یابند و به دنبال راهها و نگاههای تازه باشند، جای تقدیر دارد.
غزل عاشقانه‌ای که این بار از ایشان می‌خوانیم، با تضمین مصراعی از حسین منزوی فقید آغاز می‌شود. فکر می‌کنم مقایسهٔ شکل استفادهٔ این غزل‌سرای بزرگ معاصر از کلمات و نوع ایجاد روابط بین واژگان همین یک بیت، می‌تواند درس بزرگی برای همهٔ ما باشد. «در خوابی و هنگام را از دست خواهی داد/ معشوق من بگذار زنگ ساعتت باشم»
اگر مصراع دوم این بیت را به تنهایی جایی می‌دیدیم و متن اصلی را نخوانده بودیم، می‌شد گفت که با شعری مبتلا به سطحی‌نگری و سانتی‌مانتالیسم روبروییم. اما آنچه این بیت منزوی را از سقوط در ورطهٔ احساساتی‌گری صرف رهانیده است، زمینه‌چینی اندیشمندانه و قدرتمند شاعر است که با تکیه بر نگاه فلسفی ریشه‌دار ایرانی، یعنی غنیمت شمردن دم، تصویر را به سطحی متعالی ارتقاء می‌دهد. حضور کلمات خواب و هنگام در بیت باعث شده که ترکیب وصفی زنگ ساعت، ترکیبی رها شده و بی‌ارتباط با متن نباشد و در بافت شعر خوش بنشیند. ضمن اینکه باید به دقت شاعر در استفاده از کلمهٔ «هنگام» هم توجه کنیم. شاعر می‌توانست به جای «هنگام» کلمهٔ سهل‌الوصول‌تری مانند «وقت» را به کار ببرد: «خوابیده‌ای و وقت را از دست خواهی داد» و در نگاه اول اتفاقی هم نمی‌افتاد، اما با آوردن «هنگام» علاوه بر بهره بردن از موسیقی سنگین این کلمه –که به بیت وقاری خاص بخشیده است- «هنگامه» یعنی معرکه و غوغا و شورش و فتنه را هم برای مخاطب تداعی کرده و بر ارزش ادبی بیت افزوده است. یکی از حسن‌های تضمین و مشق‌هایی از این دست، همین تأمل‌ها و آموختن چنین درس‌هایی از آثار شاعران بزرگ و موفق است.
حالا برگردیم به غزل آقای پارسا. در اکثر بیت‌ها رابطهٔ مصراع اول و دوم با یکدیگر بسیار ضعیف است. مثلاْ در مصرع اول بیت سوم، ممکن بود شاعر به جای کوه کندن، به چین هم سفر کند یا آدم هم بکشد فقط برای اینکه در مصراع دوم «لحظه‌ای در خلوت» معشوق حضور داشته باشد. (بنده با شکل بیان «لحظه‌ای در خلوتت باشم) هم مشکل دارم!) یا دربیت آخر، هیچ دلیلی نداریم که جابجایی کلمه ٔ چنگیز را با پرویز غیرممکن بدانیم! این امکان تغییر دادن کلمه یا تصویر در شعر، اتفاق مبارکی نیست و حکایت از این دارد که شاعر برای انتخابش دلیل محکمی ندارد. (دوباره به حضور کلمهٔ هنگام در بیت منزوی دقت کنید!)
باید توجه داشته باشیم که کلمات هم‌معنی نمی‌توانند در هر موقعیتی جانشین یکدیگر شوند. درست است که «قربت» به معنی «نزدیکی» است ولی «در قربتت باشم» را نمی‌توان به جای «در نزدیکی‌ات باشم» استفاده کرد. ملاک ما برای رد و پذیرش چنین کاربردهایی، نبودن یا بودن این عبارات در زبان خودکار است.
و سرانجام... برای شاعر مستعد و کوشای این غزل، فردایی روشن آرزو می‌کنم.

منتقد : پانته آ صفائی

متولد 1359 بروجن. دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه کاشان و دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.