واژه‌گزینی و سلامتِ ساخت




عنوان مجموعه اشعار : اشعار آیینی
شاعر : لیلا علیزاده


عنوان شعر اول : غزل فاطمی
نوری میان دستهایش تا فلک داشت
در پیشگاه او به خود خورشید شک داشت

چیزی از این دنیا برای خود نمیخواست
پیش خدا هفت آسمان جای فدک داشت

آسان نمک خوردند آسانتر گذشتند
از حرمت دستی که یک دریا نمک داشت

در بین صحرا خانه اش چون باغ گل بود
حالا ولی گلدان یاسی که ترک داشت

الجار ثم الدار را او بود میگفت
ای کاش یک همسایه اش دست کمک داشت

یک عمر میبوسید بابا صورتش را
اکنون به روی بوسه اش رد کتک داشت

بر غربتش یک کوه حتی گریه میکرد
او جای مردم پشت تابوتش ملک داشت



عنوان شعر دوم : مثل کوه
تاج عفت بر سر او،یادگار مادرش بود
گرچه زینب بود اسمش،صبر نام دیگرش بود

الفتی دیرینه با غم داشت از آغاز عمرش
داغدار درد زهرا،غصه دار حیدرش بود

خون جگر شد با حسن اما کنار بستر او
مادری میکرد زینب،گرچه جای خواهرش بود

جان فرزندان که چیزی نیست در راه حسینش
هر چه در دنیا به نامش بود، نذر دلبرش بود

غیر زیبایی ندید از کربلا با آن همه غم
وسعت دریا میان، هر دو چشمان ترش بود

در میان دود و آتش، در شلوغی های بازار
یک دلش با کاروان و یک دلش با معجرش بود


مثل کوهی در میان قافله میرفت ، آخر
سایه ی یک سر تمام راه بالای سرش بود



عنوان شعر سوم : جان ِ بابا
درد و دل حضرت ابا عبدالله با فرزندشان حضرت علی اکبر


با دلی خون میگذارم، روی پاهایم سرت را
تا بگیرم در بغل این لحظه های آخرت را

گرچه نیزه جوشنت را برده از جانت غنیمت
در عوض اما به من، پس داده جسم پر پرت را

تا تو بودی ،من به فکر خیمه گاه خود نبودم
بعد تو دست که بسپارم علی جان ،خواهرت را

تو همانی که در آغوشم نمیشد جایت،اما
عاقبت اینجا گرفتم در بغل سر تا سرت را

جان بابا از زمین برخیز، آخر من چگونه؟
در عبای خود بریزم، پاره های پیکرت را

زخم پهلویت به یاد مادرم انداخت من را
آه مادر !میفرستم سوی تو پیغمبرت را
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
تمرین و تجربۀ خانم علیزاده در سرودن شعر کمتر از دو سال است. ایشان بی‌تردید در مطالعۀ شعر تجربۀ طولانی‌تری دارد و معمولا بخش عمده‌ای از تجربه‌ها، از مطالعۀ شعر و متونی که دربارۀ شعرند حاصل می‌شود. کسی که در سرودن شعر، رعایت وزن عروضی برای او مانعی نیست و بر این عنصر موسیقایی شعر، مسلط است، حتما می‌داند که این تنها بخشی از ابزارهای شعر است به ویژه در روزگار ما که پس از تثبیت انقلاب ادبی نیما، شعر، خود را از سلطه‌پذیریِ موسیقی رها کرد. بنابراین برای سرودن، یکی از توانایی‌ها، دانستن وزن است و سایر مهارت‌ها نیز برای شکل یافتن شعری سالم و کامل باید به کار روند.
آنچه در مواجهه با این سه شعر از خانم علیزاده، می‌توان گفت، این است که مهارت‌های دیگری که لازم است با ذائقۀ این شاعر همراهی کنند؛ یکی انتخاب هوشمندانۀ قافیه است و پس از این انتخاب، پرداخت و ساخت سالم و برخوردار از ذوق خلاق است که می‌تواند به برجسته‌سازی قافیه و نقش‌دهی ارزشمند به آن بیانجامد. در نتیجۀ چنین انتخاب و پردازشی، شعر می‌تواند گامی به سوی ممتاز بودن و موثر واقع شدن بردارد.
در شعر اول این توجه به درستی انجام نشده است. قافیۀ انتخاب شده اگر نه تمام مهار شعر، که بخش عمده‌ای از آن را به دست گرفته و در هر بیت، شاعر را تا حدودی به ساخت و سازی قافیه‌مدار با قافیه‌هایی قابل پیش‌بینی وا داشته است. از آنجا که این قافیه به ندرت می‌تواند مضامین برجسته یا پرداخت‌های ممتاز را با خود همراه کند، شعر اول به طور مشخصی دچار تصنع شده است و این بزرگترین دشمن شعر است و به طور آشکاری مراحل ساخت شعر را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد و این وضعیت از جاذبۀ شعر می‌کاهد. این نکته تقریبا در تمام بیت‌های شعر اول قابل درک است و این بیت را برای نمونه می‌آورم:
یک عمر میبوسید بابا صورتش را
اکنون به روی بوسه اش رد کتک داشت
و از همین نمونه استفاده می‌کنم برای مطرح کردن مهارت مورد نیاز دیگر و آن بهره‌مندی صحیح از زبان و ظرایف و ظرفیت‌های آن است. بیتی که خواندیم علاوه بر این که قافیه‌اش از ظرایف ذوقی و از پسندهای زیبایی‌شناسی کمی فاصله دارد، از نظر نحوی نیز نیازمند توجه است. به هرحال برای به‌کار گرفتن هر واژه در شعر، لازم است توجه و توجیه نحوی و ذوقی داشته باشیم و هر جمله را بر پایه‌های نحوی صحیح بنا نهیم. مصرع دوم در این بیت از این منظر نیازمند بررسی است. قید «اکنون» با زمان فعل جمله «داشت» ناهماهنگ است و گژتابی نیز در همین مصرع وجود دارد؛ «اکنون به روی بوسه‌اش رد کتک داشت»؛ آیا فاعل این جمله «بابا» در مصرع قبل است؟ اگر هست آیا جمله صحیح ساخت و پرداخت شده است؟ و اگر فاعل این نیست، پس «او»ی محذوف به قرینۀ ضمیر متصل «ش» در «صورتش» در مصرع قبل است؟ در این صورت هم باز جمله درست ساخت و پرداخت شده است؟ این گونه دقایق نحوی برای شکل بخشیدن به هر بیت، در شعر باید مورد توجه قرار گیرند.
شعر دوم که مطلع خوبی هم دارد، نسبت به شعر اول از سلامت بیشتری برخوردار است. شعر روال مدح و ستایش دارد در نتیجه از مفهوم دقیق‌تر «شعر» کمی فاصله می‌گیرد چرا که محور اصلی در این نوع سرودن‌ها، گفتن سخنی یا آوردن وصفی است که نتیجۀ آن مدح و منقبت و ستایش بزرگی‌های ممدوح است پس شعر به شعار نزدیک می‌شود و گاهی این نوع سرایش‌ها دچار تکرار مضمون نیز خواهند شد.
از جمله دقایق قابل توجه که در مورد شعر قبل از منظر زبان گفته شد در مصرع دوم این بیت هم هست:
خون جگر شد با حسن اما کنار بستر او
مادری میکرد زینب،گرچه جای خواهرش بود
درست است که عبارت «جای خواهر» مصطلح است اما این‌جا حتی اگر نظر به این عبارت هم نداشته باشیم (که البته خواه و ناخواه به ذهن مخاطب متبادر خواهد شد) آوردن آن اشتباه است چرا که نه «جای خواهر» که قطعا خواهر اوست و شاعر می‌توانست مثلا به جای «جای»، «عمری» را به کار برد تا از نظر مفهوم اختلالی ایجاد نشود.
و در شعر سوم نیز توجهی از نوع گزینش دقیق کلمات برای این بیت نیاز است:
جان بابا از زمین برخیز، آخر من چگونه؟
در عبای خود بریزم، پاره های پیکرت را
«بریزم» که معنای «ریختن» دارد برای «پاره‌های پیکر» مناسب نیست.
شاعر در تجربیات کوتاه خود، با داشتن ابیات خوب و سالم دیگری که در این سه شعر از او خواندیم، از توانمندی و آینده‌ای موفق نشان دارد.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.