شعر اجتماعی ماندگار و تاثیر گذار




عنوان مجموعه اشعار : حاشیه
شاعر : امیر مهدی اشرف نیا


در حاشیه ی کاغذ
با اشک نوشته اند:
خانه دیوار ندارد
و پتویی که جای خالی در را پر کرده است
شبها،‌ تنی را گرم می کند
که از ترس به خود می لرزد

پتو را کنار می زنم
بخاری دستهایش سرد است
یخچال گرسنه می خوابد
و نسخه ی نپیچیده
از درد به خود می پیچد

پتو را کنار می زند
آرزوی دیدن کارتون
چشم دوخته است به پنجره ی همسایه
و دختری که عروسک دامن گُلی پاره اش را
به دست گرفته
عروسک زنده ای است
که بازیچه ی دستهای دیگری خواهد بود

کاش یک دست پتو را کنار می زد
یک پاک کن
اشک را پاک می کرد
و یک مداد
وسط کاغذ
با خط درشت
چند سطر خانه می نوشت
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست گرانقدر آقای مهدی اشرف نیا یک شعر سپید فرستاده اند. مروری بر کارنامه ی شعری ایشان و آثاری که پیش از این برای پایگاه نقد ارسال کرده اند نشان می دهد از شعر نخست تا امروز، پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته اند و شعرهای تازه تر ایشان به شکل آشکاری در جایگاهی بالاتر از شعرهای قبلی قرار دارد. نقدهای منتقدان عزیز را نیز مطالعه کردم. در این نقدها نکات دقیق و مهمی مطرح شده بود که خوشبختانه برخی از آن ها را در شعرهای بعدی خود به کار گرفته اند.
دو شعر ارسالی مورد بحث مثل چندین شعر دیگر این دوست گرامی، در حوزه ی شعرهای اجتماعی و اعتراضی قرار می گیرد. باید به خاطر بی تفاوت و منفعل نبودن شاعر، دغدغه های ارزشمند انسانی و اجتماعی او و طرح آن در شعر به ایشان تبریک گفت. پیرامون شعر اجتماعی و اعتراضی قبلا نکات مهمی در همین صفحه به ایشان گفته شده. از جمله این که باید بکوشد تا عریان و صریح نوشتن، شعر او را به شعار و بیانیه تبدیل نکند و بیشتر به وجه شاعرانگی اثرش توجه داشته باشد.
در دهه ی 60 شاعرانی چون علیرضا قزوه ، سلمان هراتی ، حسن حسینی و ... شعرهای اجتماعی زیادی سرودند که برخی از آن ها در همان سال ها مثل موجی گذرا مطرح شدند و بعد به مرور از یاد رفتند اما برخی دیگر از این سروده ها که زبان و بیانی شاعرانه و کنایی داشتند ماندگار شدند. حتما این غزل قزوه را به خاطر دارید:
دسته گل ها دسته دسته می روند از یادها
شمع روشن کرده ای در رهگذار بادها؟
و یا نمونه های به یادماندنی دیگر.
با توجه به چند اثری که از آقای اشرف نیا خواندم، تحلیل من این است که ایشان در شعرهای اجتماعی موفق تر است تا شعرهای عاشقانه و احساسی. (البته این هیچ منافاتی با تجربه کردن فضاها و حال و هوای گوناگون شعری ندارد.)
اما همان طور که قبلاً هم گفته شده، باید مراقب باشد تا حد امکان از بیان مستقیم که شعر را به ورطه ی شعار می کشاند پرهیز کند. هرچه محتوای اعتراضی در لفافه و پوشیده تر بیان شود و درک و دریافت اندیشه ی آن به مخاطب واگذار شود، شعر از قوت بیشتری برخوردار خواهد شد. به این سطرهای درخشان از همین شعر ارسالی توجه کنید:
بخاری دستهایش سرد است
یخچال گرسنه می خوابد
و نسخه ی نپیچیده
از درد به خود می پیچد
اما پایان نه چندان دلچسب شعر، این زیبایی را تحت الشعاع قرار می دهد. پایانی که با «کاش» شروع می شود و بازهم شعاری ، کلیشه ای و صریح است.
این شعر می توانست با حذف برخی از سطرهای معمولی تر، شعر اثرگذارتری باشد.
به امید دریافت شعرهای زیباتر و درخشان تر از این دوست خوش ذوق و توانمند.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.