عشق همان عشق است اما شعر همان شعر نيست




عنوان مجموعه اشعار : شعر یعقوب حیدری
شاعر : یعقوب حیدری


عنوان شعر اول : بی‌قهوه‌های تو
با بی‌مهری‌ات
آدم برفی درست می‌کنم
تا از روزهای سرد و خالی
بتوان عبور کرد
و دستم را
با ته‌مانده‌های خاطراتت
گرم نگه‌می‌دارم
به یاد تابستانی که دست‌هایم را گرفتی
جمعه‌ها بی‌قهوه‌های تو
عطری برای گفتن ندارد
و این برف سفید
سکوت من است که با آن عکس یادگاری می‌گیری
بیا و لحظه‌هایم را ها کن
تا روزگارم را شفاف ببینم

عنوان شعر دوم : نیمکت
غمگین‌ترین جای جهان
نیمکتی است که روی آن نشسته باشیم
بی‌آنگه دستمان در دست هم باشد

عنوان شعر سوم : تو
فتنه از چشم‌های سبز توست
برای همین
سال‌هاست که در حصر خانگی‌ام
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
عشق هميشه همان عشق است و فراق هميشه همان فراق اما ظهور و بروز آن در دوره ها و روزگاران مختلف زندگي بشر متفاوت بوده است .
روزگاري ديدن مجنون در بيابان چيز عجيبي نبوده است و تنها عواطف را تحريك مي ساخته است . روزگاري شهري را به خاطر عشقي ممنوعه محاصره مي كردند و پهلوانان جهان را براي آزادي معشوقه ي به سرقت رفته فرامي خواندند .
امروز اما هيچ كس نمي تواند و نمي خواهد چون مجنون زندگي و عاشقي كند و هيچ كشوري براي آزادي شهروند عاشق خود به كشور ديگر لشكركشي نمي كند !
عشق اما همان عشق است و فراق همان فراق !
« يعقوب حيدري » عاشقانه اي سروده است كه شكل به روز شده ي همان عشق ها و فراق هاي سنتي ست . شعري كه روي طيفي از ذهني گرايي قرار مي گيرد .
آدم برفي درست كردن با آدم برفي ؟! درست است بي مهري سرد است اما نمي توان گفت بي مهري چه رنگي است و چه بويي دارد و چه طعمي دارد و زبر است يا نرم ؟ بي مهري واژه اي مجرد است و نمي توان با آن آدم برفي ساخت . پس مضمون و تصوير خلق شده ذهني ست . ته مانده هاي خاطرات ، عكس يادگاري با سكوت و هاكردن لحظه ها همگي تصاويري ذهني و ناملموس ايجاد ساخته اند . مخاطب با وجود درك مفهوم از لذت تصوير كردن مضمون در ذهن خويش محروم مي ماند .
شعر كوتاه دوم (نيمكت) از مشكل بزرگي رنج مي برد كه دامن گير بيشتر شعرهاي كوتاه روزگار ماست .
مي توان به دنبال سطر اول بي نهايت جاي غمگين را به ياد آورد كه فقط يكي از آنها نيمكتي تنهاست كه دست هاي گره خورده ي عاشقان را ندارد . در مقايسه مي توان به شعر سوم (تو) اشاره كرد كه همجوشي تمام سطرها حذف و حتي تغيير كلمات متن را غيرممكن ساخته است . نيمكت قابل دست بردن و تصرف است اما حصر خانگي را نمي توان به اين راحتي ها شكست !

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
یعقوب حیدری » یکشنبه 20 اسفند 1396
ممنونم از آقای شکارسری عزیز بابت نقد ارزشمندی که بر شعر من داشتند. سپاس فراوان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.