پرسش‌گری از خود




شاعر : مصطفی کارگر


جمعه
پایان انتظار به هر جمعه می‌رسد
یعنی امام اهل سحر جمعه می‌رسد

دلتنگی تمام شهیدان دلیل داشت
محبوب عاشقان ز سفر جمعه می‌رسد

غربت گرفته جان جهان را خدای من
در عمر ما مگر چقدر جمعه می‌رسد؟

آن بی‌نشانه از نفس تلخ روزگار
در بهترین زمان خبر جمعه می‌رسد

هرچند روضه کرببلایی شود تمام
اما برای روضه‌ی در جمعه می‌رسد

آن منتقم به شیوه‌ی طوفان ذوالفقار
با اقتدار سرخ قمر جمعه می‌رسد

آن دست مهربان به گل‌افشانی ظهور
با انفجار فتح و ظفر جمعه می‌رسد

مصطفی کارگر
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
شاید بهترین مواجهه در نقد غزل آقای کارگر، این باشد که نظر او را دربارۀ تفاوت شعر با سخنِ غیرشاعرانه و معمولی بپرسیم. این شاعر را دعوت می‌کنم به اندیشیدن به این تفاوت‌ها، همچنین از ایشان می‌پرسم که بر اساس ذوق و سلیقۀ او (که دستی در سرودن دارد و بر اصول مبنایی مهمی مثل وزن در شعر مسلط‌ است) توقع و انتظاری که از شعر دارد چیست؟
عموما از شعر توقع سخنی موثر داریم. اگر معنایی، یا حسی یا سخنی در ذهن شاعر هست، صرفا بیان آن در قالب‌های موجود و معهود، یا موزون و مترنم کردن سخن، نمی‌تواند به آن ارجمندی ویژه‌ای ببخشد مگر این که شاعر به طرزی و با بهره‌گیری از لوازمی سخن را ممتاز و تازه کند و آنگاه است که می‌توان نام شعر بر آن گذاشت. موسیقی شعر نه تنها رعایت تناسب‌های آوایی، که تناسب معنایی نیز می‌تواند باشد. همچنان که تساوی ارکان و افاعیل عروضی و نیز قافیه و ردیف در این شعر رعایت شده است، لازم است به تناسب مفاهیم بخصوص در دو مصرع یک بیت نیز توجه شود. مثلا در بیت دوم:
دلتنگی تمام شهیدان دلیل داشت
محبوب عاشقان ز سفر جمعه می‌رسد
ارتباط معنایی مستحکمی میان دو مصرع وجود ندارد. توقع این است که اگر در مصرع اول از کلمۀ «شهید» استفاده شده، ویژگی خاصی از این واژه در نظر باشد که در مصرع دیگر، این ویژگی نشان داده شود یا از آن برای قوت بخشیدن به انسجام و استحکام ساختاری شعر بهره‌ای برده شود اما می‌بینیم که مصرع دوم طوری ساخته شده که به جای شهید در مصرع اول، کلمات دیگری نیز می‌توان جایگزین کرد بدون این که تغییری در ساخت و تقریبا معنای بیت ایجاد شود. این وضعیت در بیت‌های سوم و چهارم نیز وجود دارد:
غربت گرفته جان جهان را خدای من
در عمر ما مگر چقدر جمعه می‌رسد؟
بهتر این است که هر کلمه‌ای به ذهن شاعر می‌رسد به شرطی برای شعر انتخاب شود که ارزش و ضرورت وجود و حضور آن کلمه در جایی که قرار است بنشیند، کاملا مهندسی شده و دقیق باشد. کلمات باید به هم تکیه‌های معنایی داشته باشند و یکدیگر را تقویت و حمایت کنند وگرنه بیت، مثل ساختمانی که مصالحش درست باهم ترکیب نشده باشند، سست و متزلزل خواهد شد. مثلا در رابطه با این بیت، شاعر باید از خود بپرسد: به جای «غربت» آیا کلمۀ دیگری می‌توانم به کاربرم؟ به جای ترکیب بسیار مکررِ «جان جهان» چه ترکیب تازه‌ای می‌توانم بسازم؟ اگر «خدای من» را حذف کنم آیا در معنای بیت تغییری ایجاد می‌شود؟ و پرسش‌هایی از این نوع که لازم است با دقت و وسواس به آن‌ها و در واقع به ذهن خلاق خود، پاسخ دهد.
بیت چهارم هم همین دقت را می‌طلبد:
آن بی‌نشانه از نفس تلخ روزگار
در بهترین زمان خبر جمعه می‌رسد
برخی بیت‌ها علاوه بر مطالبۀ توجه از منظری که عرض شد، نیازمند بازنگری از منظر معنایی هستند و بیان در بیت‌ها به نحوی است که منظور شاعر را به درستی منتقل نمی‌کند:
هرچند روضه کرببلایی شود تمام
اما برای روضه‌ی در جمعه می‌رسد
ضمن مواردی که اشاره شد، حشوهایی نیز در بیت‌ها دیده می‌شود که ریشه در همان گزینش‌های نادقیق کلمه دارد:
کلمۀ «تمام» در بیت دوم حشو است و جز تکمیل وزن شعر، نقشی دیگر ندارد و از منظر معنایی زاید است.
با توجه به مطالبی که عرض شد، خوب است به این مصرع‌ها توجه بیشتری شود:
«در بهترین زمان خبر جمعه می‌رسد»
«با انفجار فتح و ظفر جمعه می‌رسد»
«با اقتدار سرخ قمر جمعه می‌رسد»
«اما برای روضه‌ی در جمعه می‌رسد»
برای این شاعر محترم آرزوی موفقیت می‌کنم.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.