قدم به قدم با شعر و روايت



عنوان مجموعه اشعار : شعر سپبد
عنوان شعر اول : قنوت
انگشت های پدر پاکن اشک هایم می شوند
در حصار آغوش پدر خودم را زندانی میکنم و پشتم گرم است به گرمی دستانش
خدا حافظی را زیبا می کند با دستی که برایم تکان می دهد
با تکان دادن دست های خودم از خواب پریدم
پدر با لباس سفیدی که جای دست هایش در آن خالی بود در حال نماز خواندن بود
آه پدرم قبول باشد نماز بی قنوتت

عنوان شعر دوم : absractism
سمت راست بدنم بلندتر از سمت چپم شده است
موهایم از چشمم روییده اند
و چشمم در دهانم جا گرفته است
از وقتی آینه ترک برداشته است

عنوان شعر سوم : ستاره
برگشتم
مسیر ستاره‌ی دنباله‌دار را
رسیدم به ماه‌ی که اشک می‌ریخت؛
ستاره‌های آسمان
چه بختِ بلندی دارم
منِ بی ستاره
ابرها زیرِ پایم را خالی کردند
چشمهایم را گشودم
ستاره کوچولو
چه آرام کنارم خوابیده است! .
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعرهاي روايي و روايت هاي شاعرانه با هم فرق دارند .
شعرهاي روايي ، روايتگر رويدادهايي هستند كه اساسا وقوع ناپذيرند اما تم داستاني و عناصر روايي در متن به راحتي قابل تشخيص است .
روايت هاي شاعرانه ، روايتگر رويدادهايي هستند كه اساسا وقوع پذيرند اما اتفاق نيافتاده اند . شاعرانگي اين متن ها حاصل ادبيت زبان است . زباني كه با تمهيداتي از زبان روزمره برجسته تر مي نمايند .
قنوت يك روايت شاعرانه است . نويسنده در اين متن خواب خويش را روايت مي كند . تمهيدات شاعرانه ي او ساختن اضافه ي تشبيهي پاك كن انگشت ها و ساختن اضافه ي تشبيهي حصار آغوش است كه در نثر جايي ندارند . اما اين تمهيدات نمي تواند واقعيت گرايي درشت متن را پنهان كند . پس از خواب نيز كه همه چيز واقع گرايانه و صريح بر كاغذ مي ريزد . پدري كه جانباز و فاقد دست است مشغول نماز و در حال خواند قنوتي بي دست است . در اين واقعيت هيچ دستي برده نشده است و بازآفريني خاصي اتفاق نيافتاده است . همان بازآفريني كه به اتفاق شعري معروف است .
abstractasm اما شعري روايي با پاياني شگفت است . شاعر چنان گزاره هاي نخست شعر را ماهرانه تصوير كرده است كه مخاطب راهي جز پذيرش آنها ندارد اما منتظر است ببيند و بداند كه اين تن لهيده و چهره ي مثله شده چگونه ايجاد شده است ؟ در انتها ترك برداشتن آيينه مسبب اين فاجعه معرفي مي شود ! نكته اما در واقعيت نمايي و نه واقعيت گرايي اين متن نهفته است . تاويل ما از آيينه ي پرترك و تن له شده و صورت مثله شده ي راوي چيست ؟ اگر تنها تاويل ما به هم خوردگي تصوير در آيينه ي پرترك بود اصلا شعري اتفاق نيافتاده بود . اما مخاطب مي تواند از اين شعر تاويل خودشناسي راوي را داشته باشد و كمكي كه آيينه به اين خودشناسي مي نمايد . صورت مثله شده و تن لهيده ي منعكس شده در آيينه مي تواند ناشي از توهم راوي باشد . اين شعر چيزي بيشتر از يك داستان يا روايت كوتاه با پاياني نامنتظره و شگفت به نظر مي رسد .
روايت در متن سوم خيلي به روايت در متن قنوت نزديكي و شباهت دارد . باز هم رويدادي در خواب ديده مي شود و بعد از بيداري تعبير آن مشاهده مي شود . مي دانيم كه در خواب امر وقوع ناپديري وجود ندارد بنابراين وقوع ناپذيري امري در خواب و رويا نمي تواند شاعرانه تلقي گردد . البته ارتباط ايهام گونه ي ستاره ديده شده در خواب با دختري به نام ستاره ، تمهيد شاعرانه اي ست كه متن ستاره را در مرتبه اي بالاتر از قنوت قرار مي دهد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
فاطمه حسینی » دوشنبه 21 اسفند 1396
سلام استاد. ممنون از نقد پربار و لطف شما. ان شاء الله که در شعرهای بعدی این نکات مفید بیشتر مورد استفاده قرار بگیرند. باز هم ممنون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.