از خاکستر کلمات موسیقی زاده نخواهد شد




عنوان مجموعه اشعار : از خواب و خاکستر
شاعر : مجتبی قاسمی


عنوان شعر اول : از خواب و خاکستر
از خواب و خاکستر
آن لحظه ی آخر
دیدم نگاهت را
از عشق آبی تر
ای خوب ترین خاطر

در کوچه ای بی نام
بوسیدی ام آرام
دیدم پناهم را
در عشقِ بی ابهام
ای دور ترین عابر

دو سایه دو غریبه دو عابر
پناهِ عاشقی هایِ بی بهانه
نگاه و تنها نگاه و گفتگو ها
شروع ما از شعر های عاشقانه

به لمسِ ابریشمِ نجیبِ دستات
نگاهت تو لحظه های خالی از حرف
سکوت و پرسه ی محقرِ نیمه شب ما
یه بهت خاکستری، حنای موهات، با دونه های برف

رسیدی
از خلوت یک معبد خالی
رسیدی
از روز های دور و خیالی

تو نغمه گر تو آغاز گر
به هر عشق و هنگامه ی ساده
تو خوب و ساکت و محجوب
تا انتهایِ خوابِ این جاده

تو با یادها و پیغام های دور
بهترین تکرار

تو آن تک لحظه ی  بوییدنیِ
دیدارِ در رگبار

تو را میبوسمت از دور
تو را ای در ورایِ روشن ترین آبی
تو را میبوسمت از دور
تو را ای تنها پناهِ شب های مهتابی

دو سایه دو غریبه دو عابر
پناهِ عاشقی هایِ بی بهانه
نگاه و تنها نگاه و گفتگو ها
شروع ما بود از شعر های عاشقانه




عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا فرهومند
جناب آقای مجتبی قاسمی، سلام.
اثر ارسالی شما ذیل عنوان " از خواب و خاکستر " پیش رویم است. چند اثر ارسالی پیشین تان در نوبت گذشته را خواندم و نظرات دوستان دانشورم را نیز در موردشان مطالعه کردم. شاعر زمانه‌ی خود بودن، رمز ماندگاری و خوانده شدن است و این راه با انتخاب های هوشمندانه ای صورت خواهد پذیرفت که از دل مطالعه و تفکر فراوان می گذرد تا با تربیت هرچه بهتر و بیشتر ناخودآگاه راهی را آغاز کرد که مختص خود و یگانه باشد. تغییر در محور اندیشگانی و تعمیق بخشیدن به ساختارهای تخیل و جستن زاویه دیدهای بکر و روایت نا دیده ها و نا اندیشیده شده ها ست که جذابیت اثر هنری را در کنار خلاقیتش تعریف و تعالی می بخشد. آنچه در آثار شما که به پایگاه نقد ارسال شده اند؛ به چشم می آید؛ همراهی بیشتر شما با ادبیات امروز ایران و نقد ادبی معاصر را بیش از پیش طلب می کند. تغییر در ساختار های تخیل و به کارگیری فرم و ساختاری مناسب در کنار رعایت آرایه های ادبی است که تغییرات گسترده تری در کلیت آثار شما ایجاد کرده و مخاطب های بیشتری را برای خود دست و پا خواهد کرد. این مهم وقتی بیشتر جلب توجه می کند که زمان شاعری شما بیش از پنج سال است و باید دیگر از تجربیات قبلی بهره می بردید اما فقدان مطالعه راه را طولانی تر کرده است. به روشنی در آثار شما توجه بیشتر به ترانه تا اثر ادبی مطلق به چشم می آید. منظور بنده از ترانه، در اینجا، کلامی است که بر قطعه‌ی موسیقی سوار می شود. موسیقی مشکلات ریتمی آن را می پوشاند تغییرات وزنی را پوشش می دهد و فراز و نشیب ها را با فضا سازی هایی که فراهم می آورد؛ رتق و فتق می کند. اما در متنی که پیش روی مخاطب است دیگر کلمه است و تکنیک شاعر که باید به این همه سر و شکلی بدهد تا مخاطب همراه اثر بماند.
به عنوان مثال در " از خواب و خاکستر " :
از خواب و خاکستر
آن لحظه ی آخر
دیدم نگاهت را
از عشق آبی تر
ای خوب ترین خاطر : وزن با سطر های قبلی تفاوت کرده

در کوچه ای بی نام
بوسیدی ام آرام
دیدم پناهم را
در عشقِ بی ابهام
ای دور ترین عابر : وزن با سطر های قبلی تفاوت کرده

دو سایه دو غریبه دو عابر : از این سطر به بعد کل ریتم و وزن سطر ها به هم ریخته
پناهِ عاشقی هایِ بی بهانه
نگاه و تنها نگاه و گفتگو ها
شروع ما از شعر های عاشقانه

به لمسِ ابریشمِ نجیبِ دستات
نگاهت تو لحظه های خالی از حرف : اینجا زبان گفتاری هم با زبان رسمی مخلوط شده
سکوت و پرسه ی محقرِ نیمه شب ما
یه بهت خاکستری، حنای موهات، با دونه های برف

رسیدی
از خلوت یک معبد خالی
رسیدی
از روز های دور و خیالی

تو نغمه گر تو آغاز گر
به هر عشق و هنگامه ی ساده
تو خوب و ساکت و محجوب
تا انتهایِ خوابِ این جاده

تو با یادها و پیغام های دور
بهترین تکرار

تو آن تک لحظه ی بوییدنیِ
دیدارِ در رگبار

تو را میبوسمت از دور
تو را ای در ورایِ روشن ترین آبی
تو را میبوسمت از دور
تو را ای تنها پناهِ شب های مهتابی

دو سایه دو غریبه دو عابر
پناهِ عاشقی هایِ بی بهانه
نگاه و تنها نگاه و گفتگو ها
شروع ما بود از شعر های عاشقانه
تغییر در فرم مکانیکی اثر و افاعیل، گاهی تغییر زبان نوشتاری و نزدیک شدن به زبان گفتار در کنار تهی بودن اثر از اتفاق و طراوت و تصاویری بکر و مضمون پردازی هایی تازه و ایده پردازی خاص خلاصه ی مواجهه مخاطب با اثری است که بدون موسیقی مخاطب را دل زده خواهد کرد.
نیما در حرف های همسایه 78 می فرماید: من خاصیت خود را از دست نمی دهم فکر من در پیرامون چیزی است که ممکن است میراثی برای دیگران قرار گیرد. انسان نسبت به آثار هنری و اشعاری بیشتر علاقه مندی نشان می دهد که جهاتی از آن مبهم و تاریک و قابل شرح و تاویل های متفاوت باشد کارهای با عمق اساسن ابهام انگیز هستند.
حضورتان را در پایگاه ارج می نهم و آن را به فال نیک می گیرم. به امید دیداری دیگر و مواجهه با شاعری با دامنه‌ی گسترده تری از تجارب و توانش ادبی، صحبت بیشتر را به آن فرصت - به شرط توفیق - واگذار می کنم.

منتقد : علی رضا فرهومند

دارای مدرک مهندسی عمران و کارشناس ارشد ژیوتکنیک شاعر، منتقد ادبی و مترجم مسیول صفحات ادبی پیام زنجان و مهر زنجان اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد چاپ شعر، نقد و ترجمه های مختلف در نشریات و سایت های ادبی کشوری و استانی رییس انجمن ادبی اشراق از سال 93 تا 95 داور چند جشنواره استانی



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.