ناقص‌گویی




شاعر : سعید علی زاده


پرچمِ صلح یا که سازِ نبرد ، هیچ فرقی نمی کند با هم
تا تو هستی کنار من امن است مرزهای خطیر دنیا هم

مثلِ ماهی درون تنگ بلور ، تو که باشی برای من آنجا
می شود وسعتی چو اقیانوس ، بهتر از هر چه رود و دریا هم

چون پرنده اگر که توی قفس ، همه ی عمر من اسیر شوم
بدهی آب و دان اگر تو به من ، می کنم نغمه های زیبا هم

تو تمام منی و جان منی ، تو همانی که در دلم افتاد...
مهرت از روز اول خلقت ، عشق تو با من است حالا هم

مثل ماه(ی) قشنگ ، من مثلِ ، کور سو های کرم شب تابم
در تو غرقم چنان که می بینم ذره ای از شما خودم را هم

سعید علی زاده
نقد این شعر از : حسین جلال‌پور
حسین جلال‌پور:
وقتی شعر می‌نویسیم در هر شرایطی باید مواظب همه‌ی اجزا و ارکان شعرمان باشیم. ردیف در بیت دومِ این شعر از جمله‌ی آن کلماتی است که سرسری گرفته شده و از آن مراقبت صورت نگرفته است؛ به این صورت که در وهله‌ی اول، با توجه به سیاق جمله‌ها در بیت، می‌توانیم به‌راحتی آن را برداریم و نبودش را هم متوجه نشویم و در مرتبه‌ی بعد اگر هم حس کنیم احتیاج به تأکیدی در جمله هست، لازم است آن را با «حتی» عوض کنیم. «هم» که ردیف است، در این‌جا کاربردی ندارد و نمی‌تواند رود و دریا را در مقابل چیزی که وجود ندارد بگذارد.

شعر تا بیت چهارم با تشبیهات روشن نسبتاً خوبی خود را پیش می‌برد ولی از همین بیت درگیر کلّی‌گویی می‌شود و از آفرینش و خلاقیت بازمی‌ماند؛ شعر که با گفتن این‌که صلح و نبرد فرق چندانی با هم ندارند، شروع می‌شود، و وضعیت اسیریِ شاعر در دو بیت دیگر هم کم‌وبیش پنهان است، ناگاه فضایش در بیت بعد یک‌باره عوض می‌شود، و همین باعث افت و باورناپذیری بیت شده است.

فعل امن است در مصراع دوم اگر به شکل جمع (امن‌اند) بیاید زبان طبیعی‌تر است.
البته نکته‌ی مهم‌تر که در این بیت باید به آن توجه کنیم دوری از سالم‌گویی و کامل‌گویی است. پاره‌ی اول، در بیت دوم، ناقص مانده است (با توجه به ادامه‌ی حرف‌ها در پاره‌ی دوم به این نتیجه می‌رسیم) شاعر منظورش این بوده که مثل ماهی درون تنگ بلور[م]، که وزن اجازه‌ی کامل کردن و گفتن آن را، به این صورت، به او نداده است. شکل صحیحی از همین نوع، در بیت سوم که با «م» آمده در شعر هست.

در پاره‌ی دوم بیت سوم «من» اضافه است؛ هم باعث می‌شود در مواجهه‌ی اول با شعر، عمر را با کسره‌ی «ر» بخوانیم و هم این‌که «م» در شوم کار «من» را انجام می‌دهد.
در بیت چهارم، پاره‌ی آخر، (عشق تو با من است حالا هم) کاملاً اضافه است، زیرا شاعر در مصراع اول گفت است «تو تمام منی و جان منی / تو همانی که در دلم افتاد / مهرت از روز اول خلقت» حتماً خود شاعر هم متوجه شده است که در پاره‌ی اول پاره‌ی آخر را هم گفته است و گفته است هنوز هم عشقِ تو در من است زمان فعل تاکنون ادامه‌دار است و نگفته در من بود!

صفت قشنگ برای ماه به‌هیچ‌وجه خوب نیست، نخست این‌که اضافه است، زیرا جمله‌ی «مثلِ ماهی» خودش کارِ قشنگی را هم انجام می‌دهد و هم آن را در مقابل کرم شب‌تاب و کورسوی آن قرار داده نه زیبایی یا زشتیِ آن.

ردیف در بیت آخر هم کارش را به‌خوبی و درستی انجام نمی‌دهد. شاعر می‌گوید: در تو غرقم چنان که می‌بینم ذرّه‌ای از شما خودم را هم، در حالی که قبلاً نگفته است دیگر چه کسی را به غیر از خودشان، چون ذرّه‌ای می‌بیند!


ʝムℓムℓρσʊЯ

منتقد : حسین جلال‌پور

متولد ۱۳۵۵ در گناوه شاعر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.