تا آفتاب فردا




عنوان مجموعه اشعار : افق تنهایی
شاعر : حسن سالاروند


عنوان شعر اول : خفاش
با شب به شهر آمده بود
خفاشی که دهانش پر از مرگ بود
در این
آتش بی دود
کودکی که چشمانش را
در دستانش گرفته بود
کوچه، کوچه های شب را
جار می زد
که آفتاب فردا
بر بال کبوتران می درخشد

عنوان شعر دوم : آتش
گدازه های آتش در دستان تو بود
انگشت حیرت در دهان من
هر سپیده دم خیر مقدم تو بود
وهر شبانگاه
اعجاز و تکفیر من
ابرهای تیره، زندگی را گریستند
و کلام تو مهربانی را
ستاره مقدر بر بام خانه ات مکرر
من مانده ام و
آفتابی که بر نمی آید
رویا
هزار تصویر تو را
به تماشا گذاشت
از دشت نگاه،
آتش، دمیده مرا
و آب به مقدار نیست

عنوان شعر سوم : اضطراب
تیغ اضطراب بر شاهرگ حیات نشته بود
و من
نگران تر از همیشه
جاده ی سنگلاخ را
تا آن سوی آفتاب
پای فرسوده ام
اینک
با خوابی نامکرر
در چشمان سحر
ایستاده ام
نقد این شعر از : انسیه موسویان
شاعر گرانقدر آقاي حسن سالاروند، درود بر شما. شعرهاي ارسالي و پيام گلايه آميز شما را خواندم. ابتدا لازم مي دانم به نوبه ي خودم از اين كه نقد مجموعه شعر «سكوت» شما به تعويق افتاده، پوزش بطلبم. اين نكته را با مسئولان پايگاه درميان گذاشتم تا پيگيري شود.
سه شعر ارسالي شما به تازگي به دست بنده رسيده است. اين شعرها به خوبي نشانگر قريحه ي شاعرانه و ذوق و استعدادتان هستند. نوشته ايد كمتر از يك سال است در وادي سرودن شعر گام نهاده ايد. بايد بگويم اين سه شعر اگر حاصل و برآيند تجربه ي كوتاه يكساله باشند بسيار اميدوار كننده اند. نمي دانم پيش از اين در حوزه ي شعر كلاسيك هم مطالعه و يا تجربه اي داشته ايد يا خير؛ به هر روي خوب است بدانيد كه حتي براي سرودن شعر سپيد، لازم است مطالعه ي مستمر و عميقي در شعر كهن داشته باشيد. قطعاً اين تجربه ها در سرودن شعر سپيد به شما كمك زيادي خواهد كرد.
شعر اول شما شروع زيبا و پايان بندي تأثيرگذاري دارد. و مي توان گفت نسبت به دو شعر بعدي، از انسجام مطلوبي برخوردار است. در شعر دوم اين انسجام و هماهنگي كمتر به چشم مي خورد. به ويژه در زبان شعر. زبان اين شعر دچار تشتت و ناهمگوني ست. به نظر مي رسد شما هم در اين شعر و هم در شعر سوم، تحت تأثير زبان شاملو بوده ايد كه اين امر در ابتداي كار، كاملاً طبيعي ست. معمولاً ما از زبان و حتي لحن و انديشه ي كساني كه دوست داريم و آثارشان را بيشتر مي خوانيم، تأثير مي پذيريم. اما به مرور زمان كه تجربه هايمان كامل تر و غني تر مي شود، از ذهن و زبان ديگران فاصله مي گيريم.
نكته ي ديگر در مورد اين سه شعر، استفاده ي مكرر شما از تركيب هاي كلي ست. تركيب هاي تشبيهي يا استعاري كه چندان خلاقانه نيستند و با كمي صرف وقت، مي توان نمونه هاي متعددي از آن ها ساخت. به عنوان مثال به اين تركيب ها دقت كنيد:
كوچه هاي شب، تيغ اضطراب، انگشت حيرت، دشت نگاه و ... در مقابل اين ها تركيب ها زيبا و بكر هم در شعر شما ديده مي شود. مثل:
ستاره ي مقدر، خواب نامكرر، چشمان سحر... البته تعدادشان بسيار كم است. سعي كنيد جزئي تر و عيني تر ببينيد و بنويسيد و از توصيف هاي كليشه اي و كلي پرهيز كنيد.
منتظر سروده هاي تازه تر شما هستيم و برايتان آرزوي شكوفايي و سرسبزي داريم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۲
حسن سالاروند » پنجشنبه 24 خرداد 1397
باتشکر از نظرات بسیار ارزنده ی سرکار خانم انسیه موسویان. حسن سالاروند
انسیه موسویان » یکشنبه 27 خرداد 1397
منتقد شعر
درود بر شما. لطف داريد. سپاس

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.