هی نیا سمت خواب من




عنوان مجموعه اشعار : صحن شب
شاعر : محمد سجاد کاشانی


عنوان شعر اول : هی نیا سمت خواب من برگرد
صحن شب صحنه‌های یک جنگه
هی نیا سمت خواب من برگرد
بغضتو پشت گوش نندازی
بغضتو تیر عق بزن برگرد

مرز ما رخت خواب من بوده
قبل اینکه به تو بگن برگرد
مرزهارو بدون، عقب واستا
قبل اینکه ایست بدن برگرد

قبل ازینکه به تو بگن حتما
سمت این روح بی بدن برگرد
بی من از من برو عزیز دلم
دور این خونه خط بزن برگرد

شهر تو شهر مردم آزاراست
صبح رنجیده، بی وطن برگرد
قبل ازینکه تمام آدم‌ها
از تن شهر من برن برگرد

قبل ازین ما لباس هم بودیم
قبل اینکه به تو بگن برگرد
وصله من به تو نمیچسبید
وصله رو آخرش بکن برگرد

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به شعری محاوره از دوست شاعر جناب محمدسجاد کاشانی، من تا اثری را با موسیقی نشنوم نمی‌توانم نام ترانه را بر آن بگذارم حال می‌خوهد با زبان شکسته باشد یا زبان معیار، اصلا برای مخاطبی مثل من تعریف ترانه همراه با موسیقی‌ست، این تعریف کار من مخاطب در اینجا منتقد را راحت‌تر می‌کند، چرا که دیگر موسیقایی‌پذیری یا سایر مولفه‌هایی که برای ترانه ملاک توفیق است را کنار می‌گذارم، چندباری در همین پایگاه آثاری که مشخص بود برای اجرای موسیقی نوشته شده بودند را وقتی بررسی می‌گردم به همین مشکل بر می‌خوردم، یعنی در مواجهه با صورت مکتوب سعی می‌کردم به سراغ وجه موسیقایی بروم که عملا کاری بیهوده به نظر می‌آمد، با این مقدمه می‌خواهم بگویم که من در مقابل یک شعر محاوره هستم، در قالب قطعه ، پس با همان المان‌های نقد شعر نگاهش می‌کنم، شکل تقطیع شعر را چندان درک نمی‌کنم و اگر تعمدی هم در آن داشته‌اید چندان برای مخاطب روشن نیست، شکل تقطیع شما چهارپاره است، در حالی که در شکل قافیه پردازی بر اساس قالب قطعه عمل کرده‌اید
صحن شب صحنه‌های یک جنگه
هی نیا سمت خواب من برگرد
بغضتو پشت گوش نندازی
بغضتو تیر عق بزن برگرد
اولین ایراد دوگانگی زبان است، این شاید به نظر ایراد سخت‌گیرانه‌ای بیاید، اما باید بدانید شاعر حرفه‌‌ای اگر به سراغ زبان محاوره می‌رود، دیگر نباید به خاطر وزن یا هر فاکتور دیگری "یه" را "یک" بنویسد، بند بدی نیست، اما سطر پایانی و ضربه آنقدرها جاندار نیست، به خصوص ترکیب "تیر عق بزن" هم نه آنقدر زیباست و نه رسایی لازم را دارد
مرز ما رخت خواب من بوده
قبل اینکه به تو بگن برگرد
مرزهارو بدون، عقب واستا
قبل اینکه ایست بدن برگرد
این دوبیت نسبت به دو بیت اول ضعیف‌تر است، ارتباط دو مصرع بیت سوم چندان کافی و کامل نیست، تصور می‌کنم در ذهن شما کامل است اما وقتی به کاغذ رسیده قدری بدون انسجام به نظر می‌رسد بیت بعد دجار ایراد وزنی هم می‌شود ایراد وزنی آنقدر فاحش است که نمی‌شود با شکسته خواندن کلمات هم اصلاح شود.
قبل ازینکه به تو بگن حتما
سمت این روح بی بدن برگرد
بی من از من برو عزیز دلم
دور این خونه خط بزن برگرد
تصور می‌کردم فضایی که قرار بوده در این بیت‌ها برای مخاطب ساخته شود با سهل‌انگاری در مضمون‌سازی از بین رفته است و بیشتر انرژی شاعر معطوف به رعایت قواعد شده، چرا که سطرها نه ارتباط روشنی با هم دارند نه حتی در یک محور عمودی ساده می‌توانند مکمل هم باشند.
شهر تو شهر مردم آزاراست
صبح رنجیده، بی وطن برگرد
قبل ازینکه تمام آدم‌ها
از تن شهر من برن برگرد
باز هم دوگانگی زبان، بهتر است بنویسید، شهر تو شهر مردم آزاره، باز هم کلمات بدون پشنتوانه و البته کار کشیدن آمده‌اند، مثل سطر "صبح رنجیده..." ولی بیت بعد بیت خوبی‌ست . تمیز و مرتب و سنجیده. و البته دارای شاعرانگی کافی.
قبل ازین ما لباس هم بودیم
قبل اینکه به تو بگن برگرد
وصله من به تو نمیچسبید
وصله رو آخرش بکن برگرد
به باور من بهترین بیت‌های این شعر همین دو بیت آخر است، شعر اینجا نجات پیدا می‌کند، کاش همین مضمون لباس را از اول با خطی روایی و شاعرانه ادامه می‌دادید، آن وقت حتما اتفاقات بهتری در شعر شما می‌افتاد.

با سپاس.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
محمد سجاد کاشانی » شنبه 01 مرداد 1401
متشکر از نگاه نقادانه شما در آثار بعدی نکاتی که گفته شد حتما رعایت خواهد شد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.