لطفا از راه رفتگان نروید




عنوان مجموعه اشعار : آغوش میهن
شاعر : محمدجواد قیاسی


عنوان شعر اول : ...
تو ، مثلِ من نه! مثلِ خودت نه! خودِ منی!
یک جانِ تازه‌ای که برای منــ -این تن- ــی!

مانند ما ، کجا دو نفر عاشق هم‌اند؟
وابسته‌ به هم ، این‌همه ، کو مردی و زنی؟

وقتی که با همیم ، دل غربتم خوش است
تو حسّ بازگشت به آغوش میهنی

مثل زبان مادری‌ام بابِ گفتنی
مثل ترانه‌های محلّی ، شنیدنی!

من با تو از شبانه‌ی ظلمت گذشته‌ام
تا با منی ، هویت یک صبح روشنی

ایمانِ نو به آیه‌ی قرآن می‌آورم
وقتی که با زبان خدا حرف می‌زنی

بی‌‌عشق چیستیم؟ دوتا قالبِ تُهی!
بی‌عشق کیستیم؟ دوتا آدم‌آهنی!

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : مجتبا صادقی
نفس‌های تازه‌ای را می‌شنوی و آرام می‌گیری، آرامشی از نوع «چه خوب که او هم عاقبت به خیر شد» و البته این عاقبت، آن عاقبت المتقین و عاقبت‌الناس وعده داده شده نیست، چه پای در دنیا و لذت‌هاش دارد، چه بهتر که کسی در همین‌جا و در امور مختلفه هم عاقبت به خیر شود. الان احتمالا دارید دنبال که و چه و کجای این عبارت‌ها می‌گردید، مثلا: «چه کسی و چگونه و کجا به سرانجام مطلوب دست یازیده است؟» عرضم به خدمت شما خوانندگان این کوتاهه، آن‌هنگام که می‌بینم از میان نوآموزان این پایگاه، شاعرانی پا گرفته‌اند که دیگر از مراحل مقدماتی عبور کرده و نیازمند راهنمایی‌های نخستین نیستند، بسیار بسیار خدای را سپاس می‌گویم و خرسند می‌شوم و آرزومندم تک‌‌تک عزیزان به شاعری بدون ایراد، قدرتمند، مولف و با ثبات تبدیل شوند. اگرچه هیچ اثر هنری وجود ندارد که بی‌نیاز از نقد و ‍نظر و خوانش باشد اما منظورم از این حرف، برون‌روی از صحن الفبای آغازین است و پیشرفت یکه‌ و بی‌مدد دیگران، مراد من است، نکته‌ی دیگری که لازم است بدانید آن است، شاعر خوب، شاعر حرفه‌ای و شاعر بی‌نیاز، آن است که شعرش از اندیشه و الهام گرفته، تا نحوه چیدمان، نوع بیان، موسیقی و آرایه‌های برجسته‌ی متن و البته مضمون شعر خاص و ساخته و پرداخته‌ی خودش باشد، به چنین شاعری «شاعرِ مولف» گویند. یعنی شاعری که تالیف اثرش را کاملا خودش عهده‌دار بوده است و یعنی شعرش را بی کمک گرفتن از ذهن دیگران و نیز بدون هیچ شباهتی به آثار هم‌دوره‌ای‌ و هم‌عصران خود، با شاخصه‌هایی شخصی، به مخاطب و به تاریخ ادبیات عرضه کرده‌است.

متاسفانه در این‌سال‌ها، بعد از مرگ شاعرانی چون استاد حسین منزوی، سیمین بهبهانی، قیصر امین‌پور،حسن حسینی، منوچهر آتشی، حسین پناهی، سپانلو، خویی، نادرپور، هوشنگ چالنگی، براهنی و طاهره صفارزاده جز چندتن از قدمای صاحب‌نام مانند استاد بهمنی، استاد سلمانی، استاد علی معلم دامغانی، استاد ساعد باقری، جناب عبدالجبار کاکایی و قزوه و…. و چند تن از جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب چون فاضل و میرزایی و گروس و طریقی و صادقی‌پناه و نجمه زارع و جنتی و فرجی و ابراهیم‌پور و یونان و خانم‌ها صفایی و موسوی و خسروی و مهدی موسوی و حسین صفا و و و و… دیگرانی محدود، کسی را سراغ ندارم که نامش و شعرش با هم رشد کرده باشد و شعرش به راحتی میان شعرهای دیگران قابل تشخیص و تمیز دادن باشد، انگار عصر، عصر رونوشت و لال‌بازی است، هر کسی را نگاه کنی، حتا در بهترین بیت‌هایش رگه‌ای از مفاهیم، بازی، تصویر، ردیف، موسیقی و چیدمان دیگری را دارد. این یعنی جهان شعر دارد از قله خالی می‌شود و ما همه در ادامه‌ی منزوی و قبل‌ترش مانده‌ایم

بگذریم و بپردازیم به شعری نونوار و عاشقانه از دوست شاعرم جناب «آقا محمدجواد قیاسی» که در کسوت طلبگی و شاعری می‌رود تا پا را جای شاعران روحانی بزرگ بگذارد. از مرحوم ملاهادی سبزواری تا علامه حسن‌زاده آملی و تا امام خمینی و از علامه طباطبایی تا رهبر کنونی انقلاب، همگی از بزرگان حوزه‌اند که شاعران خوبی هم بوده‌اند. نیز بخشی از کتب حوزه‌های علمیه به ویژه کتاب «البهجة المرضیة فی شرح الالفیه» ابن مالک که جلال‌الدین سیوطی آن را ترجمه و تفسیر کرده، در واقع شرحی است بر هزار بیت شعر از عبدالله ابن محمد ابن مالک دمشقی، که به ابن مالک شهره است و خود از نحویون بزرگ عرب بوده است و نحو را به طور کامل و آسان در زبان عربی‌ توضیح می‌دهد.
حال با چنین پیشینه‌ای از شعر در حوزه‌های علمیه و این‌که، زکریا اخلاقی، محسن حسن‌زاده لیله‌کوهی، استاد جواد محدثی، استاد صادق رحمانی، سید سلمان علوی، جناب شیخ محمدحسین دیانی، شیخ رضا طبیب‌زاده و… از شاعران خوب الان هم حوزوی‌اند، آقارضا چه راه بس پر رقیب و پر از شهودی را باید به پیش ببرد.
راستش جواد جان، من خودم هم حوزوی بوده‌ام روزگاری در کنگره‌ شعر و قصه طلاب شرکت می‌کردم.

تو ، مثلِ من نه! مثلِ خودت نه! خودِ منی!
یک جانِ تازه‌ای که برای منــ -این تن- ــی!

شعرت را خوانده‌ام و چندبن‌بار خوانده و غور کرده‌ام تا چیزی به دستم بیاید برای گفتن که چند حسن داشته باشد؛
یک/ تازه و بدیع باشد، بدیع را جدا نوشتم چون منظورم این است که پیشینه‌ای نداشته باشد.
دو/ دارای چالش‌های ذهنی، سوال و پرسش، گیج‌افکنی و یا موضوعی ساختاری باشد که به نوشدگی ختم شده باشد.
سه/ از مختصات شعر عاشقانه قرن ۲۱، در آن چیزهایی یافت شود. مثلاً بازی‌های زبانی و نحوی
چهار/ نشانه‌هایی از روحانی بودن شاعر در آن بیابیم که شخصی‌ شده‌ی شعر را بازگوید.
پنج/ از مناظری غیر قابل تصور یا آموزه‌های فرارئالیستی که بیانگر تجدد ذهنی‌ست، نمونه‌ای را دارا باشد.

اما، همچون دفعه‌ی قبل که شعرت را خواندم و گفتم شعرت، شعری شبی شعرهای دیگر است، باز هم اصرار دارم همان‌ها را بگویم، با این توضیح که خوشبختانه بسیار بسیار بر متن تسلط یافته‌اید و به خوبی توانسته‌ای به زبان برسی و از لق‌لقه‌های حتا کوچک در امان مانده‌ای و بسیار مایه مسرت است که شعرا قافیه‌ دارد و ردیف ندارد، این نوگرایی متنی‌ست‌.
این مسیر، باید ادامه بیابد، توصیه دیگر و اکید دارم، شعرهای زکریا اخلاقی را بخوانید تا متوجه باشید در این کسوت، چه کلماتی هستند که قابلیت‌های شعر شدن دارند و از قضا چه خوب هم در متن جای می‌گیرد.
ضعف نوشتاری تنها یکی دیدم و آن‌ هم نارسایی «بابِ» هست که باید پشت شنیدنی هم قرار بگیرد تا معنا را منتقل کند، اما چنین نشده و سطر دوم آن بیت عملا، بی معناست.
خلاصه جان برادر، نوشتن شعر خوب وقتی رخ می‌دهد، که گفتنت، به سبب نوآوری، مضمون، چینش، دایره واژگانی و کلیت متن را از جهان و ذهنیت خودت تراشیده‌ای، غلامرضا طریقی عزیزم در غزلی چنین می‌گوید؛

چشم زیتون سبز در کاسه، سينه‌ها سيب سرخ در سینی
لب، ميان سفيدى صورت، چون تمشکی نهاده بر چینی

ملاحظه می‌فرمایید، این غزل از بیست و دو سه سالگی اوست و چقدر تازگی و طراوت دارد، هیچ چیزش از دنیای سایر شاعران نیست، این را باید سرلوحه قرار داد و رفت و رسید به «من شاعر هستم، چون همه چیز شعرم از خودم است‌.»
توفیقت مدام و باز هم بفرست شعرهایی، گرچه این‌بار مقدمه بیش از اصل کار درآمد.

با ارادت و احترام
مجتبا صادقی

منتقد : مجتبا صادقی

شاعر، نویسنده و روزنامه نگار/ برگزیده کنگره‌ها و جشنواره‌های متعدد شعر/ داوری رقابت‌های ادبی، از دانش‌آموزی و دانشجوبی تا آزاد/ تالیف‌ مقالات و نقدهای متعدد در مطبوعات/ و....



دیدگاه ها - ۳
محمدجواد قیاسی » شنبه 25 تیر 1401
درود و احترام. بنده تا به حال توفیق طلبگی نداشته‌م. به هر صورت از نقد شما سپاسگزارم.
محمدجواد قیاسی » پنجشنبه 23 تیر 1401
درود و احترام بنده توفیق طلبگی نداشته‌م تا به حال. به هر صورت از نقد شما سپاسگزارم.
مجتبا صادقی » چهارشنبه 29 تیر 1401
منتقد شعر
درود برادر، تصور کردم طلبه‌اید در قم) انشااله که در هرر مرتبتب هستید، شعر و عشق دغدغه دقایق‌تان باشد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.