شناخت لوازم




عنوان مجموعه اشعار : سنگ
شاعر : علی محمودی


عنوان شعر اول : ۱:
در ژرفای رود هم
شسته نمی شود سنگی
که از شکار پرنده می آید

عنوان شعر دوم : ۲:
رودی خشکیده
ضجه می زند
پرنده ی سرگشته
نوک بر سنگ می کوبد

عنوان شعر سوم : ۳:
بیهوده نمی بارد
باران
نامم را
محو می کند
از سنگم

۴:
رد پرنده را
فقط سنگ می دانست
در رود پنهان شد
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
نقد:
درود بر جناب محمودی که مصرانه پیگیر هستی که آثار خود را به ماهیت هنری شعر برسانی و آفات را بشناسی و آفت‌زدایی کنی این پشتکار ستودنی و پیشرفتتان هم تبریک دارد که می‌گویم.
و اما این چهار اثر کوتاه که برترین ویژگی آن کوتاهی است که شعر امروز است. امروز که زمان سرعت و بی‌حوصلگی و مخاطب امروز وقت ندارد و تنگ‌خوصله است و بهترین شعر شعر این زمان است که باید کوتاه باشد تا خواننده آن را بخواند البته کوتاه‌سرایی یک آسیب خاص دارد که باید از آن بپرهیزید و آن حذف بیش از اندازه است. اگر روایت شما نیاز به چهار یا پنج یا شش مصراع هم داشت نباید خود را محدود کنید مثلاً به سه مصراع.
شعر سپید یعنی شعر بی‌قید و بند هیچ قیدی برای خود ایجاد نکنید خیال شما آرام آرام جزءنگر شده و در نتیجه روایات شما هم کوتاه خواهند بود این التزام را بطور طبیعی حاصل خواهید کرد پس نکوشید با حذف بعضی عبارات روایت به کوتاهی برسید که ابهام در روایت شما ایجاد می‌شود. لازم دانستم التزام شما را آسیب‌شناسی کنم البته این چهار اثر را بررسی می‌کنیم تا ببینیم چنین آسیبی دیده است یا خیر توصیه‌ی من قبل از پرداختن به بررسی آن‌هاست پس نگران نباشید شاید چنین آسیبی در این آثار نباشد.
نکته‌ی دیگر کاربرد زبان روایت است که برمی‌گردد به شناخت کامل زبان فارسی و کارکردهای آن و توان‌های انتقال به خواننده که شناختی پیچیده است و مطالعه‌ای زبان شناختی می‌خواهد که اکتساب تجربی آن شاید کافی نباشد این مورد را در بررسی بیشتر باز می‌کنم
حال برویم بر سر این آثار:
در یادداشتتان برای منتقد خواهان این دقت شده‌اید که بگویم شاعرانگی در آن‌ها هست یا نیست و اگر هست چقدر است باشد به این درخواست پاسخ خواهم داد البته یکی یکی:
عنوان شعر اول : ۱:
در ژرفای رود هم
شسته نمی شود سنگی
که از شکار پرنده می آید
فضای روایت کاملاً استعاری است در ظاهر پیامی در آن نیست یک روایت ساده و روان و این همان شاعرانگی است که در پی آنی و همان ماهیت هنری که من در پی آنم یعنی آفرینش به درستی اتفاق افتاده است که نیمی از هنر است همان نیمه که در ذات شاعر است و نیمه‌ی دیگر که ارائه است و شاعر باید به یاری زبان(گفتار)، فضای آفریده شده را روایت کند این جاست شناخت لوازم روایت اهمیت پیدا می‌کند که شامل انتخاب راوی و نوع روایت و زبان(گفتار) و آرایه‌های ادبی است در مورد آرایه‌ها در این متن کوتاه تنها تشخیص داریم که نیاز به این آرایه در این روایت احساس می‌شود و بخوبی هم به کار گرفته شده راوی که دانای کل است که مشکلی در آن نیست و اما زبان روایت اگر دقت کنید: زمان افعال، مضارع است و می‌دانیم این فعل بر حال و آینده دلالت می‌کند و داوری بر اساس آینده کمی مشکل دارد پس نتیجه می‌گیریم که به کارکرد زبان کمی بی‌توجهی شده است من زمان افعال را عوض می‌کنم خوب دقت کنید فضای استعاری جان می‌گیرد: در ژرفای رود هم / شسته نشد سنگی / که از شکار پرنده می‌آمد.
دلم می‌خواهد در این تصرف زبانی خوب دقت کنید و تفاوت را حس کنید تا کارکرد زبان را دریابید.
عنوان شعر دوم : ۲:
رودی خشکیده
ضجه می زند
پرنده ی سرگشته
نوک بر سنگ می کوبد
فضای این روایت هم استعاری است و باز هم جای تبریک دارد که نه تنها شاعرانگی بلکه ماهیت هنری در آن مشهود است و باز هم آرایه تشخیص که لازمه‌ی روایت فضاییست که عناصر آن‌ها غیر انسانی است تا روایت جان بگیرد و استعاری شود و باز هم یک مشکل کوچک در عدم توجه به کارکرد زبان که این نکات ظریف اهمیت شناخت زبان را صد چندان می‌کند دقت کنید واژه‌ی «رود» نکره آمده است و رود نکره را خواننده در روایت نمی‌تواند ببیند ممکن است رودی خشک را که قبلاً دیده است بتواند تصور کند ولی این رودی نیست که در روایت شماست و می‌بینیم که یک واج بی‌ارزش یعنی «ی» نکره خرابکاری می‌کند و باز هم تصرفی ناچیز دارم و شما باز هم تفاوت را حس کنید: رود خشکیده / ضجه می‌زند / پرنده‌ی سرگشته / نوک بر سنگ می‌کوبد
عنوان شعر سوم : ۳:
بیهوده نمی بارد
باران
نامم را
محو می کند
از سنگم
این یکی چند مشکل دارد که البته تمامی آن‌ها از روایت است حتی این روایت نمی‌گذارد من تشخیص بدهم فضای روایت استعاری است یا نه دقت کنید یا راوی مرده است یا این که دارد پیش‌بینی می‌کند زمان افعال مضارع است و دلالتشان بر حال و آینده که اگر حال باشد راوی مرده است و اگر آینده باشد راوی دارد پیش‌بینی یا پیش‌گویی می‌کند. اگر راوی مرده است باید مثل مرده روایت کند که اگر جسم مرده روایت کند باید بتواند کارکرد باران را از زیر سنگ ببیند و اگر روح مرده روایت کند با حضور راوی یعنهی روح را خواننده حس کند ولی اگر زمان آینده است که همان پیش‌بینی و پیش‌گویی است که قضاوتی برداشتی است که هیچ بار هنری ندارد درست است از عبارت محو شدن نام کمی خواننده، فضا را استعاری می‌بیند ولی این کمی استعاری بودن مربوط به روایت نیست بلکه به ذهنیت خواننده برمی‌گردد که برداشتی زبانی از «محو شدن نام» دارد. ایراد کجاست؟
ایراد از این است که فضایی در خیال شاعر شکل نگرفته تنها مضمونی به ذهن او آمده است فکر نمی‌کنم در شعر کلاسیک کار کرده باشید ولی عملکرد ذهن شما و رفتار تخیل شما در این اثر کلاسیک است یعنی شما در شعر سپید مضمون‌آفرینی کرده‌اید و اگر آن را موزون می‌کردید و یک رباعی می‌سرودید بسیار تشویق می‌شدید که نگاهی خیامانه دارید و چه و چه گرچه من این مضمون را در رباعی هم ستایش نمی‌کردم. خیال شما باید به گورستان می‌رفت و نام‌های زدوده شده از سنگ‌ها می‌دید و احساس خود را در خیال شکل می‌داد و آن را روایت می‌کرد حتی اگر راوی را هم دانای جزء و همان مرده انتخاب می‌کرد به لوازمی می‌توانست روایت را بی‌نقص کند و فضا را استعاری تا شاعراگی در این اثر هم ظاهر شود.
۴:
رد پرنده را
فقط سنگ می دانست
در رود پنهان شد
و این آخری هم ابهامی دارد که نمی‌گذارد در ماهیت فضای روایت قضاوت کنم که هنری است و شاعرانگی دارد یا خیر! ببینیم ایراد کجاست؟
ایراد باز هم ظریف و زبانی است ابهام در این جاست که نهاد «پنهان شد» نامشخص است پرنده پنهان شد، رد پرنده پنهان شد، یا سنگ؟ متن روایت پاسخ این پرسش‌ها را ندارد و ایراد به نظر می‌رسد از حذف نابجاست همان نکته‌ای که در صدر اشاره شد.
بسیار خوب جناب محمودی تکلیف شما از این نقد معلوم شد شناخت انواع روایت، انواع راوی و زبان که اهم آن زبان است و کارکردهای آن!

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۱
علی محمودی » 5 روز پیش
با سلام و درود به استاد گرامی و سپاس از نقد ارزنده تان.امیدوارم در آینده بتوانم شعرهای بهتری ارائه بدهم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.