از «سهل‌گویی» به سمتِ «سهل‌وممتنع‌گویی» حرکت کنید




عنوان مجموعه اشعار : منتشر نشده
شاعر : محمد مجاهد


عنوان شعر اول : رباعی۱
از دوری و از در بـه دری غمگینـم
از حجـم زیـاد غصـه ها سنگینــم
بنشیـن و کمـی گلایـه ام را بشنـو
از چشم تو هر حادثه را می بینـم

عنوان شعر دوم : رباعی ۲
نزدیکیِ مردن و تبـاهـی بـودم
سرگرم خیالِ خامِ واهی بـودم
دیدم که میانِ آتشی می سوزم
آلـودهٔ عشقـی اشتبـاهی بـودم

عنوان شعر سوم : رباعی ۳
لنـگ آمـده، حــالا بــدود دشــوار است
مجنون شده، عاقل بشود دشوار است
هــر دل کــه بــه دام تــو بیفتــد روزی
آنگـونـه کـه آمــد، بــرود دشــوار است
نقد این شعر از : یزدان سلحشور
آقای محمد مجاهد سلام.
واقعیت امر این است که قالب رباعی، در هزار سال شعر فارسی، لااقل تا پیش از دهه‌ی 1360، هیچ‌گاه به عنوان یک قالبِ کاربردی به رسمیت شناخته نشده بود رباعیات خیام هم بیشتر به دلیلِ جایگاهِ علمی او در مرکز توجه قرار گرفته بود و پس از آن هم به دلیل نفوذی که ترجمه‌ی انگلیسی شعرهای او در جهان غرب به دست آورد. [بگذریم از اینکه بخشِ قابلِ ملاحظه‌ای از این رباعیات، بعدها مشخص شد که متعلق به عطار است و کتاب «مختارنامه» (مختارنامه مجموعه‌ای از رباعیات فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰–۶۱۸ قمری) است که به تصحیح دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شده‌. خودِ عطار مقدمه‌ای منثور بر این رباعیات نوشته.‌ دکتر کدکنی می‌نویسد در آغاز قصد داشته كه از دو هزار رباعى عطار، دويست يا سيصد تا را برگزيند و چاپ كند، اما به دليل اينكه گذشتگان اين متن را در هشت سده پاس داشته‌اند و از اين‌رو، كه اين متن سندى مهم در ادبيات فارسى به شمار مى‌رود، آن را بدان شكل منتشر كرده. وى مى‌گويد اين اثر به خيام‌شناسى نيز كمك مى‌كند؛ زيرا بسيارى از شهيرترين و زيباترين رباعى‌هايى كه به نام خيام آوازه‌اى دارند، بر پايه نسخه‌هاى كهن مختارنامه، از آن عطارند و انتساب آنها به خيام دست كم دو سده پس از نوشته شدن نسخه‌هاى متن اين كتاب صورت پذيرفته) با این همه جالب است که پیش از این کشف، عطار به خاطرِ رباعیاتِ درخشان‌اش، شاعر بزرگی شناخته نمی‌شد و دیگرآثارش که در قالب‌های دیگری بودند، محلِ اعتبارِ شاعری او بودند.] رباعی‌گویی، نوعی تفننِ شاعری محسوب می‌شد نه دلیلِ ارتقای تخصص در حوزه‌ی شاعری و در این میان، غیر از خیام، فقط ابوسعید ابوالخیر به دلیلِ آمیختگی عرفان و رباعی‌اش، در این حوزه شهرتی نسبی داشت. شاعران سعی می‌کردند با قصیده و غزل و مثنوی، جایگاهِ شاعریِ خود را تثبیت کنند و در این میان، بر حسب حاضرجوابی یا جور بودنِ اسبابِ حجره‌ی دیوان خود، رباعی هم می‌گفتند که اغلب، رباعی‌های موفقی هم نبودند. حتی رباعی‌گویی نیما هم، بیشتر از همین دست کارهاست اما چون پدرِ شعرِ نو بود و تلاش‌هایش، آموزه‌ای برای آیندگان، باعث شد که رباعی در مرکز توجه شاعرانِ جوان دهه‌ی 1350 قرار بگیرد که با انگیزه‌ی آشتی دادن شعر نو و شعر کلاسیک به میدان آمده بودند و گردِ علیرضا طبایی در جلسات روزهای دوشنبه و صفحاتِ ادبی مجله جوانان جمع شده بودند. بخشِ اعظمِ همان شاعران، در دهه‌ی 1360 جریان رستاخیز رباعی را بنیان نهادند که برای اولین بار، رباعی را به یک قالبِ جدی در ادبیاتِ فارسی بدل کرد. شاعرانِ جوانِ این دوره، اغلب نمی‌دانند که تلاش‌گرانِ رباعی در دهه‌ی 1360 با چه موانعی روبرو بودند و گاه حتی پس از خواندنِ چند رباعی درخشان در محافلِ شعری، با این سؤال تمسخرآمیز ادیبانِ سن و سال‌دار مواجه می‌شدند: «خُب! شعر چی داری؟! قصیده‌ای، غزلی..!» و حالا، با رباعیاتِ شما در این مرسوله مواجهیم که رباعیاتِ ناموفقی نیستند گرچه بیشتر شبیه‌اند به همان رباعیاتِ تغزلیِ صفحات مجله‌ی جوانان در دهه‌ی 1350 که من شخصاً مشکلی با آن آثار ندارم اما آن آثار را آثاری صرفاً «سهل» می‌دانم نه «سهل و ممتنع» که می‌تواند سرودن‌اش، مقصد نهاییِ تخصصِ شاعری باشد. اما بعد... در نقد پیشین که با عنوان «هیچ میوه‌ی دلچسبی بدون دشواری به بار نمی‌نشیند» در آبان سال قبل منتشر شده بود، به چند نکته اشاره کرده بودم که به نظر می‌رسد که شما لااقل به مواردی توجه نشان داده‌اید و این توجه، هم در این سه رباعی و هم در آثاری که دیگرمنتقدان نظرشان را درباره‌شان نوشته‌اند، خودی نشان داده است مثل: «لحظـه‌های خوب هـم داریـم ولی بـد بیشتـر/ جاده بسیار است پیشِ رویمـان، سَـد بیشتـر/ مــا حریـفِ دردهـایِ سینـــهٔ خــود نیستیــــم/ هرچـه شـادی رفت، بعدش غصـه آمـد بیشتـر/ از همــان کـــه انتظــار مهــربــانــی داشتیـــم/ از تمــام دشمنــان خنجــر بــه مـا زد بیشتـــر/ روزگـاری سـوختیــم و بــا مصیبت ساختیــم/ خوب مـی‌دانـم که این دل جـا نـدارد بیشتـر/ شـرط عـاشـق بودن اول پـایبنـدی بوده است/ کـاری از دستِ دلِ مــا بـــر نیـــامـــد بیشتـــر» یا این دو بیت: «پُـرم از اشتیـاقِ دیدنت، یک بــار کافی نیست/ نمی‌دانی که دیـدارِ تـو بی«تکـرار» کافی نیست/ چه شب‌هایی که من از دیدنت مـأیـوس برگشتـم/ و دانستـم که تنهـا این همـه اِصـرار کـافـی نیست» [در بازروایی ابیات، «نیم‌فاصله»‌ها را رعایت کردم که رعایت‌شان نه تنها در شعر امروز که در هر متنی ضروری‌ست. روش کار آسان است: اگر با کامپیوتر یا لپ‌تاپ، تایپ می‌کنید فقط کافی‌ست مثلاً «لحظه» را تایپ کنید و بعد هم‌زمان با فشردن سه دگمه «کنترل + شیفت + 2»، «ها» را تایپ کنید که تایپ شود «لحظه‌ها» نه با فاصله‌ی کامل تایپ شود «لحظه ها»؛ اگر هم با تبلت یا گوشی تایپ می‌کنید بعد از مثلاً «می»، پایینِ صفحه کلید مجازی دگمه‌ای را که با سه خط‌چینِ ایستاده با دو فلش کوچک در کنارش مشخص شده، لمس کنید و بعد «دانم» را تایپ کنید که «می‌دانم» تایپ شود نه «می دانم» یا به هم بچسبد و تایپ شود «میدانم»؛ البته در برخی گوشی‌ها، صفحه تایپ مجازی استاندارد وجود ندارد که این دگمه را داشته باشد و باید از گوگل استور، صفحه تایپی را دانلود کنید که این مشخصه را داشته باشد و بعد در بخش تنظیمات، آن را در اولویت قرار دهید.] همچنین در بخشی از آن نقد با اشاره به این شعر کوتاه: «خسته از خستگی روزانه/ در پی راه عبوری از غم/ نااُمید از خبرِ رفتن درد/ دوسه روزی‌ست که من آخر خط منتظرم» نوشته بودم: «که به گمانم به راحتی می‌توانست در «فردوسی» عباس پهلوان یا صفحه ادبی «جوانان» علیرضا طبایی که در دهه‌ی 50 همان نقشِ استعدادیابیِ «فردوسیِ» دهه چهل را بر عهده گرفت، منتشر شود» شما بااستعدادید و روند شاعری‌تان هم رو به پیش است، با این همه به گمانم باید همچنان به شعر کلاسیکِ یک قرن اخیر و تحولاتِ بیانیِ آن، بیشتر توجه نشان دهید همچنانکه باید از نیما و شاگردان‌اش هم بیشتر بخوانید بنابراین توصیه‌ی پیشین را مؤکد می‌کنم: شروع کنید به خواندنِ کاملِ آثارِ نیما و بهترین شاگردانش و یاد گرفتنِ تخصصِ شعرِ نو و برای شروع هم پیشنهاد می‌کنم به سراغِ دو کتاب بروید: «شعر نو از آغاز تا امروز» محمد حقوقی و «تاریخ تحلیلی شعر نو» شمس لنگرودی. [هر دو کتاب در کتابخانه‌های نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در دسترس‌اند.] منتظر آثار تازه‌تان هستیم. پیروز باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۱
محمد مجاهد » 6 روز پیش
سلام و عرض ادب جناب سلحشور بزرگوار ممنونم از اینکه بازهم وقت گذاشتید برای بنده. بابت توجهِ دقیق شما، توضیحات و راهنمایی هاتون ممنونم و واقعا از بیانتون لذت بردم. انشاالله سالم و برقرار باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.