پری




عنوان مجموعه اشعار : درد قلم ۳۷
شاعر : سید احمدرضا فضیلت منش


عنوان شعر اول : پری
دارد ، پری من ، چه نمایی پریدنت
زیبا است مثل دلبری ات ، دل بریدنت

چیزی شبیه صبح چهارشنبه؛ یادت است ؟
لرزیدن وجود من از لب گزیدنت

از نو مرور کردن کل ترانه هام
یا جان گرفتن غزلم با رسیدنت

یادت می آید از بغل هم که رد شدیم
ماندم میان دیدنت و بو کشیدنت

ای ماه من که روی درخت شکوفه ها
دستی غریبه آمده با قصد چیدنت

بیچاره ام؛ شبیه زمانی که آمدی
رفتی، درست مثل دلم وقت دیدنت

احمدرضا فضیلت منش


پ ن :
پرنده نام مخفف نداشته... اما
اگر کمی خودمانی صدا شود پری است

رحمت الله رسولی مقدم

عنوان شعر دوم : آشیان
دلم سوخت؛ سیراب شد استکانت
که نوشید یک جرعه عشق از لبانت

و ای کاش من جای آن چای بودم
تو هم می چشیدی مرا با زبانت

طبیعی است چای تو بی قند باشد
که قند است لبهات و قندان دهانت

تو مشغول نوشیدن چای هستی
ولی وای از آن صورت مهربانت

خودت آسمانی و بر گونه هات ، اشک...
عبور ستاره است از کهکشانت

و من عاشقی با تمام وجودم
تو هم دلبری با تمام توانت

پری رو بدان آرزوی من این است
شبی بازوانم شود آشیانت

برادر... پدر نه... فقط مانده یک جا
که باشم یکی در صف بستگانت

اگر هم نشد راضی ام بعد مرگم
درخت مزارم شود سایه بانت

احمدرضا فضیلت منش

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : رحمت‌اله رسولی‌مقدم
اینک نوبت نقد و بررسی دو اثر از سید احمدرضا فضلیت‌منش است که از قضا هم‌استانی من است و طی مدتی که در پایگاه نقد شعر عضو شده است، مستمر و فعال است در سرودن و ارسال اثر برای نقد. بی‌شک این استمرار در سرودن و تن به نقد دادن، بخشی مهم از مسیری‌ست که هر شاعر برای موفقیت باید طی کند. قدم‌های روبه‌جلو در این مسیر، خود پیش روی استمرار و پرهیز از اشتباهات مرتکب شده و دریافتن نقاط قوت و تقویت آن‌ها، قرار دارند.
در غزل اول که مطلعش از قضا برگرفته از مطلع غزلی از من است، چند نکته‌ی خوب وجود دارد که نشان از ذائقه‌ی خوب سراینده و توجهش به ظرایف موسیقیایی و ادبی دیگر دارد.
• جناس پری و پرید در مصرع نخست مورد توجه سراینده است. ظرافت بیت اول اما در مصرع دوم است، آنجا که دل‌بردن و دل‌بریدن یک توالی موسیقیایی از دو حرکت متضاد ایجاد می‌کنند که موسیقی‌اش به تکرار واج‌ها و شباهت دو اصطلاح ربط دارد. اگر به جای 《 دلبری‌ات》، مثلا می‌نوشت: دل بردنت، این تناسب خوب موسیقیایی ایجاد نمی‌شد. اما چون دل‌بردن طی یک ایجاز زبانی به دلبری تقلیل یافته است و در این حالت فشرده، این طنین موسیقی در سطر ایجاد می‌شود، سطر سطر بالغی به نظر می‌رسد. ایجاز در گفتن، همیشه باعث بلوغ کلام می‌شود و در چنین مواقعی، منجر به اتفاقات خوب می‌شود.
• در مصرع نخست بیت دوم، یک لغزش وزنی وجود دارد و آن هم خارج بودن 《 ر》چهارشنبه از وزن است. دیگر اینکه چیزی که لرزیدن من را به لب‌گزیدن تو وصل کند، در این بیت وجود ندارد. باز هم به دوستان می‌گویم که برای رخدادهایتان در متن، دلیل داشته باشید. حالا یا دلیل زبانی، یا وزنی، یا معنوی و هر دلیل متنی‌ای.
• در بیت سوم یک چیزی کم داریم و آن هم فعل جمله است. می‌توانیم بگوییم این بیت با بیت قبل موقوف‌المعانی‌ست و فعلش به قرینه‌ی لفظی بیت قبل حذف شده است، اما در حقیقت این‌طور نیست. چرا؟ چون سراینده یک 《 یادت است؟》در بیت قبل دارد که 《 از نو مرور کردن 》 فعلی در حال حاضر است و مرجعش گذشته نیست که فعلش با زمان بیت قبلی مطابقت داشته باشد، پس فعل این دو بیت نمی‌تواند یکی باشد و جملات این بیت، به فعلی مستقل نیازمندند.
• بیت بعد نشانه‌های یک روایت خرده‌روایت‌مند که از مشخصه‌های غزل امروز است را دارد. به خاطر همین ویژگی روایتی، بیت بیت خوبی‌ست.
• در بیت بعد، ماه بودن یک‌هو وارد روایت می‌شود و به دلیل متنی متکی نیست. این ماه به همین میزانی که بی‌دلیل وارد متن می‌شود، روی درخت هم قرار می‌گیرد، و چون سراینده‌ی از عهده‌ی شکوفاندن ماه روی درخت برنمی‌آید، ترکیب درخت شکوفه‌ها را انتخاب می‌کند که خب چنین درختی وجود ندارد. مصرع دوم این بیت، مصرع سالمی‌ست و اگر سراینده در مصرع نخست این بیت بتواند به درستی از عهده‌ی کار بربیاید که آنچه که در ذهن دارد را به درستی پیاده کند، تصویر خوبی خواهد ساخت. در صورت فعلی اما تصویر تصویری نابالغ است.
• بیت زیبای دیگر این شعر، بیت آخر است و خوبی‌اش به ظرافتی‌ست که در بهره‌برداری دوگانه از فعل 《 رفتن》به کار رفته است. بدیهی‌ست که رفتن در 《 دل رفتن》 کنایی است و منظور، رفتن به شکل راه رفتن نیست، بلکه از دست دادن دل برای کسی‌ست. حالا رفتن معشوق از دست، اگر به رفتن دل من از کف، وقت دیدن معشوق، تشبیه شود، محض بودن و ناگهانی بودن و شوکه‌کنندگی و هر ویژگی تکان‌دهنده‌ای را در خود دارد. اینجا تشبیه به خوبی اثرش را گذاشته است و سراینده به مقصودش رسیده است.

در شعر دوم، اکثر تصاویر، تصاویری مکرر هستند. البته سراینده گفته که نسبت به اصل اثر، پس از نقد، تغییراتی در آن اعمال کرده است که خب من نمی‌دانم آن تغییرات چه بوده‌اند، ولی می‌دانم که جانمایه‌ی یک اثر، وقت سرودن شکل می‌گیرد و ویرایش، فقط کمی شکل بیرونی آن را تغییر می‌دهد. توصیه‌ام به اعضای پایگاه این است که زیاد وقتتان را صرف ویرایش آثار قبلی نکنید و بیشتر از نقاط قوت و ضعف آن درس بگیرید و سعی کنید در آثار بعدی آن‌ها را رعایت کنید. این فایده‌ی اصلی نقد است. 
در این شعر مثلا در بیت چهارم سراینده‌‌ بین چای خوردن و صورت مهربان، می‌خواهد یک ارتباط ادبی مثل یک تضاد ایجاد کند، اما موفق نمی‌شود. در بیت بعدش اما یک تصویر خیلی زیبا می‌سازد و آن هم گسترش صورت معشوق به آسمان و کهکشان و تشبیه اشک به ستاره بدون گفتن 《 مثل》 است، که یک پختگی زبانی و بیانی دارد و بهترین بیت این شعر است که نشان از توان خوب سراینده دارد که می‌تواند در سایر بیت‌ها نیز همین‌طور عمل کند‌.

برای هم‌استانی گرامی‌ام آرزوی موفقیت بیش از پیش دارم و امیدوارم این گفتگوها و بررسی‌ها، برایش مفید باشد.

منتقد : رحمت‌اله رسولی‌مقدم

متولد ۵ خرداد ۶۹ یاسوج؛ شاعر و ویراستار؛ تحصیلات کارشناسی ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین



دیدگاه ها - ۳
رحمت‌اله رسولی‌مقدم » سه شنبه 18 مرداد 1401
منتقد شعر
سلام موفق باشید
سید احمدرضا فضیلت منش » شنبه 28 خرداد 1401
بنام خدا سلام... ممنون از لطف و دقت نظرتان
سید احمدرضا فضیلت منش » شنبه 28 خرداد 1401
بنام خدا سلام... ممنون از لطف و دقت نظرتان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.