شروعی خوب و مسیری طولانی ...




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : ابوالفضل وزیری


عنوان شعر اول : .
سکوت خانه پر از ازدحام خاطره هاست
والتهاب و تنش در نیام خاطره هاست
هجوم گریه شبیه هزار ابر بهار...
هجوم اینهمه بغض انتقام خاطره هاست
فضای خانه پر از حسرت تصور توست
فضای خانه دچار جذام خاطره هاست
و پنجره، در و دیوار و... هرچه در خانه‌ست
در انتظار تو اند_این مرام خاطره هاست_

تویی که سالهاست از نگاه ها گمی و
تصورت حتی التیام خاطره‌ هاست



عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : صابر ساده
امروز با نقد و بررسی یک اثر ارسالی از جانب شاعر جوان و تازه قلم و دوست نادیده‌ام جناب آقای ابوالفضل وزیری عزیز درخدمتم و در ادامه سعی می‌کنم نکاتی را بیان کنم که امیدوارم سبب ارتقای سطح شعری ایشان بشود.انشاالله.
همان طور که خود وزیری عزیز گفته است تازه کار و نوقلم است و خود او گفته که این اولین تجربه‌ی اوست برای نوشتن غزل، پس اولا به او تبریک می‌گویم که وارد جهان شعر شده و با او به عنوان یک تازه قلم صحبت می‌کنم.
به عنوان اولین اقدام برای نوشتن غزل باید بگویم این متن بسیار خوب است.البته ایرادات فراوان دارد که در ادامه چندتایی از آن‌ها را بیان می‌کنم ولی نباید فراموش کنیم که این اولین غزل اوست.در کنار ایراداتش، نقاط مثبت خوبی هم در متن هست که به آنها نیز اشاره می‌کنم و بیت به بیت پیش می‌روم.وزیری در بیت اول نشان می‌دهد که استعداد خوبی دارد.بیت اول را با هم مرور کنیم:

سکوت خانه پر از ازدحام خاطره هاست
والتهاب و تنش در نیام خاطره هاست

برخورد او با خانه و خاطره یک برخورد مناسب است.خانه‌ای ساکت که پر از ازدحام است.یک تناقض خوب اینجاست.تناقضی که زیبایی خلق می‌کند.البته پیش‌تر شاعران به این تناقض رسیده و بارها از آن استفاده کرده‌اند اما وزیری با استفاده‌ی آن در ابتدای شعرش، در اصل دارد برای مخاطب یک جو و اتمسفری را توضیح داده و تعریف می‌کند و مخاطب را با جغرافیای اندیشه‌ی خود آشنا می‌کند.هرچند جنس کلمه‌ی نیام، با باقی کلمات در بیت هم‌خوانی ندارد اما قابل چشم‌پوشی ست.البته توصیه می‌کنم از واژه‌ی بهتری استفاده کند.او در این بیت به موتیف تنهایی اشاره می‌کند.تنهایی موتیفی ست که بر انسان معاصر سایه انداخته است و او بسیار خوب آن را به مخاطب نشان می‌دهد.از طرفی به خاطره که اصولا ما از آن یک ذهنیت مثبت داریم را نگاهی متفاوت انداخته و آنرا درگیر التهاب و تنش کرده است که این خود یک بار روانشناسانه به متن می‌دهد که این هم خوب است.در واقع این بیت بیش از یک لایه دارد.


هجوم گریه شبیه هزار ابر بهار...
هجوم اینهمه بغض انتقام خاطره هاست

در بیت دوم نیز این کار را ادامه می‌دهد و با استفاده از تشبیه گریه و ابر بهار و آوردن هجوم و هزار بر کثرت ماجرا و نوع گریه نیز اشاره دارد.گریه در این‌جا هجوم آورده است.هجوم یک بار تخریبی و حمله در خود دارد پس با یک گریه‌ی ساده روبرو نیستیم.این هم یعنی یک جو سازی مناسب.از طرفی هجوم سریع و بدون آگاهی دشمن رخ می‌دهد درست مثل ابر بهار که ما نمی‌دانیم قرار است کی ببارد.یعنی شناخت درست از تشبیه و دوباره در مصرع دوم این بیت، استفاده از واژه‌ی هجوم بار تاکیدی بر ماجرا دارد و این بار علتی بر گریه می‌آورد که ما را به سمت همان خاطره می‌برد که در بیت اول تعریفش کرده.


فضای خانه پر از حسرت تصور توست
فضای خانه دچار جذام خاطره هاست

در بیت سوم اتفاقی عجیب رخ نمی‌دهد.همان بیت اول است به بیانی دیگر.البته کلمه جذام در این‌جا فقط در حد کلمه مانده و خودش را ارتقا نداده است.شاید این بیت می‌توانست نباشد.

و پنجره، در و دیوار و... هرچه در خانه‌ست
در انتظار تو اند_این مرام خاطره هاست_

این بیت یکی از بهترین بیت‌های این متن است.استفاده از ارکان خانه که همه یادآور خاطره هستند و بیان کلماتی چون پنجره و در که راه‌های ورود و خروج هستند و بلافاصله کلمه‌ی دیوار که راه را می‌بندد.یعنی راه را نشان دادن و بستن آن.این هم یک حرکت روانی ست در متن که نشان از تنهایی و چه بسا عجز است و جالب است که شاعر کارکردی دوگانه از آن کشیده.همه‌ی اینها که اکنون برای طرف اول در شعر یادآور خاطرات هستند، خودشان شخصیت می‌گیرند و منتظر نفر دوم شعر هستند.


تویی که سالهاست از نگاه ها گمی و
تصورت حتی التیام خاطره‌ هاست

این بیت نیز برای یک بیت در این متن، ضعیف است مخصوصا که بیت آخر هم آمده.آنقدر توان و قدرت ندارد که شعر را جمع کند.بهتر است عوض شود و بیتی بهتر جایش را بگیرد.
و اما چند نکته‌ی کوتاه...
توصیه می‌کنم که وزیری مطالعه خود را در شعر امروز بیشتر کند.او ر یک استعداد می‌دانم که باید پرورش یابد.بماند که در ابتدای راه است و هنوز جوان نیز هست.
توصیه می‌کنم در عروض خودش را قوی کند.کتاب عروض و قافیه سیروس شمیسا را به شدت توصیه می‌کنم.
توصیه می‌کنم به ابیات سست بسنده نکند و سعی کند مدام بهتر و بهتر بنویسد.
کشفیات خود را بیشتر کند.
خودش را به ذهنیت و جهان مخاطب امروز نزدیک‌تر کند.
یک نکته‌ی مهم اینکه مخاطب بعد از خواندن شعرش با خودش نگوید: خب که چی!
وقتی مخاطب نتواند لذت هنری، احساسی و اندیشه‌ای ببرد، قطعا کار را کنار می‌گذارد.خودش را به دغدغه‌ی مخاطب نزدیک کند.شعرش را دغدغه‌مند کند.
برای اولین غزل خوب است ولی از این‌جا به بعد اوضاع سخت‌تر می‌شود زیرا او توقع ما را بالا برده است.امیدوارم به زودی آثار بهتر و بیشتری از او بخوانم و قطعا نقدهای جدی‌تری در دفعات بعد خواهم نوشت.بهترین‌ها را برای او آرزومندم.
و من الله توفیق

منتقد : صابر ساده

صابر ساده متولد 30/7/1366 صادره از تهران شاعر – نویسنده – منتقد ادبی سوابق تحصیلی : - کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی - کارشناسی زبان و ادبیات فارسی - کاردانی مدیریت بازرگانی سوابق تدریس : - مدرس ادبیات در دانشگاه آزاد اسلامی به صورت حق ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.