گامی به جلو




عنوان مجموعه اشعار : پیغام تلخ
شاعر : علی قره باغی


عنوان شعر اول : پیغام تلخ
در بین نامه های غم انگیز روزگار
ای کاش هم به من برسد نامه ای ز یار

در هر پگاه، یارِ زمین می کند طلوع
تا کی به راه، چشم بدوزم ز انتظار

هر شب به برکه، مژدهٔ مهتاب می رسد
اما کجاست آن که بتابد به این دیار

کوتاست قدّ آینه در وصف قامتش
یا آنکه چشم آینه مات است از غبار

اشکی که موج می زند از دل به گونه ام
پیغام تلخ طفل دل است، از فراق یار

امروز هم چراغ امیدی، غروب کرد
فردا ولی به کوی تو باشیم بر قرار

عنوان شعر دوم : دریای خانه
مثل رودی که خسته از راه است
دل خور از لحظه های اکراه است

می رسم خانه با دلی از عشق
بس که دریای خانه دلخواه است


عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
درود بر دوست گرامی. نوشتۀ اولتان نسبت به دو نوشته‌ای که نوبت‌های قبل فرستاده بودید، پیشرفت کرده است. به‌وضوح تلاش کرده‌اید که شاعرانگی را به نوشته‌تان اضافه کنید و به عنوان قدمی رو به جلو موفق بوده‌اید. چرا گفتم به عنوان قدمی رو به جلو؟ چون باید قدم‌های دیگری هم بردارید و هنوز خیلی کار دارید. نوشته‌های قبلی‌تان صرفاً حرف‌های موزون بودند اما با تلاش‌ها و تغییراتی که در این نوشته دیده می‌شود، آن حرف‌های موزون به متن ادبی موزون رسیده است؛ یعنی کمی بار ادبی پیدا کرده است. البته که برای شعر شدن نوشته‌هایتان، هنوز راهی پیش رو دارید. برای برداشتن قدم‌های بعدی، فقط تعابیر و تصاویر شاعرانه کافی نیست و باید به باقی عناصر شعری هم توجه کنید.
نوشته‌های شما موزون است و ظاهراً در این زمینه مشکلی ندارید؛ اما موزون بودن هم سطح کیفی دارد! یعنی همین که شعرمان از نظر وزنی اشکال خاصی نداشته باشد کافی نیست؛ شعرمان باید به بهترین شکل موزون باشد؛ بهترین شکل از نظر روانی، جمله‌بندی، دلنشینی و رسایی. برای مثال مصرع «ای کاش هم به من برسد نامه‌ای ز یار» وزن درستی دارد اما جمله‎بندی مناسبی ندارد. «ای کاش به من هم برسد...» جمله‌بندی سالم‌تر و روان‌تر است که شما برای رعایت وزن، مجبور شده‌اید آن را به‌هم‌بریزید. این مجبور شدن یعنی هنوز به جمله‌بندی‌های موزون مسلط نیستید. جابه‌جایی یا حذف ارکان جمله یکی از نشانه‌های همین عدم تسلط است؛ منظورم حذف یا جابه‌جایی اجباری است؛ اجباری برای درست شدن وزن! وگرنه شاعران حرفه‌ای‌تر گاهی با جابه‌جایی ارکان جمله هم زیبایی می‌آفرینند. زبانی که با آن می‌نویسید هم خیلی مهم است. اگر سعی کنید از زبان و واژه‌های امروزی‌تر و یکدست‌تری استفاده کنید، می‌توانید خلاقیت بیشتری داشته باشید و از ظرفیت‌های زبان امروز بهره ببرید.
خلاقیت؛ حلقۀ گم‌شدۀ نوشتۀ شماست. درست است که سعی کرده‌اید ادبی‌تر بنویسید اما هنوز چیزی خلق نکرده‌اید. حرف جدید، نگاه متفاوت، باز کردن دریچه‌ای نو به ذهن مخاطب و خیلی از کارهای دیگر می‌توانند در این زمینه کمک‌کننده باشند. شاید با مثال بتوانم منظورم را بهتر برسانم. این بیت سعید بیابانکی را بخوانید:
پیچیده شمیمت همه‌جا ای تنِ بی سر
چون شیشۀ عطری که درش گم شده باشد
از جمله‌بندی و زبان ساده و راحت و امروزی آن که بگذریم، به خلاقیت بیت می‌رسیم. خیلی‌ها از جدا شدن سرها در واقعۀ عاشورا گفته‌اند و نوشته‌اند اما نگاه متفاوت و خلاقیتی که این بیت دارد، باعث می‌شود آن را راحت حفظ کنیم یا حداقل تصویرش را به خاطر بسپاریم. ببینید یک تشبیه جانانه چطور می‌تواند مخاطب را سر ذوق بیاورد. حالا برگردید و به بیت‌های نوشتۀ خودتان نگاه کنید تا دقیق‌تر متوجه شوید که جای خلاقیت و نگاه‌های نو و متفاوت در آن چقدر خالی است. گرچه گاهی سعی کرده‌اید از آرایه‌های ادبی هم برای تقویت نوشته‌تان استفاده کنید اما در این زمینه هم بیشتر تلاش کنید؛ تلاش کنید که بدانید چقدر و کجا از آرایه‌های ادبی بهره ببرید. با توجه به مثالی که زدم، می‌توانم پیشنهاد بدهم که اشعار خوب شاعران امروزی را بیشتر بخوانید. جمله‌بندی‌های مناسب و روان آن‌ها، روی جمله‌بندی‌های شما اثر می‌گذارد؛ متوجه می‌شوید که چطور می‌توان خلاقیت داشت و از تصاویر بدیع نوشتۀ آن‌ها لذت می‌برید؛ چون با نوع نگاه بقیه آشنا می‌شوید، وقتی که خودتان می‌نویسید، از تکرار آن نگاه جلوگیری می‌کنید و سعی می‌کنید نگاه ویژۀ خودتان را داشته باشید و تعابیر و تصاویر خاص خودتان را بسازید.
نوشتۀ دومتان از نظر قالب، تکلیف خیلی مشخصی ندارد اما ساده‌تر، روان‌تر و دلنشین‌تر از نوشتۀ اول است. وقتی زبان ساده‌ای در نوشته جریان داشته باشد و جمله‌بندی مناسبی هم به چشم بیاید، مفهوم را بهتر از قبل به مخاطب منتقل می‌کند. این دو بیت هم می‌توانست شاعرانه‌تر باشد اما همین که انسجام موضوعی خوبی دارد، یعنی یک امتیاز برای شاعر و شعرش!
سعی کنید تصاویر و تعابیر نویی خلق کنید. استفادۀ بجا و به‌موقع از آرایه‌های ادبی هم بسیار کمک‌کننده است. واژه‌هایی را انتخاب کنید که بار ادبی نوشته را بالاتر ببرند و برای مخاطب هم هنری‌تر و جذاب‌تر باشند. واژه‌هایی که از سایر واژه‌های بیت حمایت کنند و انسجام بیشتری به شعر بدهند. با توجه به توانایی‌های فعلی‌تان، اگر تلاش و مطالعۀ خوبی داشته باشید، قطعاً می‌توانید موفق شوید. حالا که در مسیر درستی هستید و تصمیم گرفته‌اید از نقدها برای بهتر شدن استفاده کنید، امیدوارم گام‌های محکم بیشتری بردارید و کمی هم سخت‌گیرتر شوید تا نتیجه‌اش را در نوشته‌هایتان ببینید. امیدوارم آن روز نزدیک باشد.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.