را را ردیف کردن




عنوان مجموعه اشعار : غربت
شاعر : میرکاظم سیداکبری


عنوان شعر اول : غربت
او رفت و از من هرکه می‌گیرد سراغش را
با خنده کتمان می‌کنم داغ فراقش را

من در دلش بذر محبت کاشتم، امّا
حالا تماشا میکنم از دور باغش را

حالا سپیداری که رویش قلب حک کردیم
پر کرده جای خالی چوب اجاقش را

طوری رفیق خلوتش بودم که بعد از من
عطر تنم پُر کرده هرجای اتاقش را

او رفت و قلبم تیره و تاریک شد، ای کاش
دنیا نگیرد از کسی چشم و چراغش را



عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : مجتبا صادقی
«واضح است که هر کدام از شاعران، تصاویری که در شعرهای خود آورده‌اند، نمایان‌گر روح شاعرانه خویش‌اند»
(نمادگرایی در غزل‌های منزوی/ ص۲)
(یاهو نوریا/ ص ۲)
ذهن شاعر و نگرش و احساس او، در تصویر پردازی شاعرانه دخیل است و تصاویر شاعرانه در نهایت، از کارگاه ذهن و نحوه نگرش شاعر گذشته و رنگ ذهنیت و نگاه او را به خود می‌گیرند. جناب علامه شفیعی کدکنی درباره ویژگی تصویرپردازی شاعرانه می‌نویسد: «بر روی هم، شعر هر کس‌، به ویژه تصویر او، نماینده روح و شخصیت روانی اوست و بیهوده نیست اگر می‌بینیم بعضی از ناقدان قدیم‌، حتی درشتی و نرمی زبان شعر و الفاظ گویندگان را حاصل طبیعت و خصایص روانی ایشان دانسته‌اند» (شفیعی کدکنی/ 1383) یعنی ارتباط ذهن و تصویر، اصلی انکار ناشدنی است که در شعر همه ملل مشهود است و در ادبیات سنتی ما، نمونه اعلای این ارتباط را می‌توان در شاهنامه فردوسی و اسکندرنامه نظامی گنجوی دید که یکی جهان را از منظر ذهنیتی حماسی و دیگری از منظری غنایی و بزمی می‌نگرد و تصاویر شعری هماهنگ با این ذهنیت انتخاب می‌شوند. در شعر معاصر فارسی نیز به همین شکل، هماهنگی ذهنیت و تصویر را می‌بینیم. زمستان و بهار یا پاییز در ذهنیت شاعران سیاسی و اجتماعی، نماد مفاهیم سیاسی و اجتماعی است، حال آن‌که در شعر شاعران غزل‌سرا‌، بزمی و غنایی، بیشتر نماد مفاهیمی شخصی و عاشقانه است. با نگاهی عادی و نه از سر پژوهش و تحقیق، به بهترین عاشقانه‌هایی که معاصرین سروده‌اند در می‌یابیم، تمام عشق‌ها و هر آن‌چه با نام مهربانی دوسویه، رابطه‌ی دو طرفه یا عباراتی در این حدود بر کاغذ و یا مانیتور نگاشته شده و می‌شود، دقیقا سر در خاک دارد و وصل است به زمین‌آیاد، یعنی سر سوزنی نمی‌توانی آن را به معنویت و آسمان و خدا و بهشت و پیر و‌ پیغمبر ‌بدوزی! چه، اصلا عشق مقوله‌ای‌ست این زمانی و این جهانی و هر که جز این بخواندش در این دوره، یا مجنونش می‌خوانند یا راه گم‌‌کرده و لابد جهتی جز تیمارستان و اداره ارشاد، رو به روی‌اش نمی‌گذارند، به هر حال این قضیه را به این سبب طرح کردم که به رغم زمینی‌نویسی اهالی شعر و به رغم کاربردی شدن معاشقه‌های معاصر هستند هنوز کسانی که با پتک بر فرق شاعر بکوبند و او را به سمت می‌خانه‌ی الوهی و سیمین‌تن مینوی فرا بخوانَد و چون نشنیده بگیرد و بی‌تامل و بی‌گیری بگذرد، بگذارَدَش جای سیبلِ مقابل و بدون استفاده از سه تیری که برای قِلِق‌گیری می‌دهند، کیو، کیو، بنگ، بنگ و الفاتحه! شاید همین‌ها را هم روزی در دولت فخیمه‌ای بگذارند ممیز و دستور دهد؛

هر آن شاعر که از عشقش بگوید
وَ او را در زمینی‌ها بجوید
بگو فکر خرید قبر باشد
که دست از زندگی باید بشوید

البته و فی‌البداهه گفتم چیزی ضمیمه گفته‌ها کرده باشم. پیش از آن‌که این طُرفه‌بحث خالی شود از متناظر، هم بگویم، معاصران در نوشتن شعرهای عاشقانه به دو دسته تقسیم می‌شوند؛
نخست» آن‌ها که مورد یا به فرنگی، کیس مربوطه را دارند، پس اگر می‌‌گویند ای رخت مانند ماه، مصداقی برایش دارند‌.
سپس» آنی که هر چه به زبان می‌آورد، تخیلی و فرضی و شاید هم آرزویی باشد که فی‌المثل دلبری نصیبش شود که چشمش زاغی باشد و مو پرکلاغی کند و قس علی این‌ها…
وهله‌ی رجوع به باعث این یادداشت است، آقای شاعری که در چند خوانش از این شعر و دیگر کارهایش که برای پایگاه نقد ارسال فرموده‌اند، ردی از تهی‌نویسی و کاستی‌های برجسته نیافتم و این نقد نیز پیش از آن که بر برسد به ضعف‌ها و قوت‌های تالیفی و گرامری و نمانگاره‌ی اثر، به فحوای کلام می‌پردازد و نیز اشارتی‌ست به ذهنیت و عینیت در شعرهای این‌نوعی؛ هرچند، وقتی بسیط، بساطی فراخ و مجالی گسترده لازم است تا برسیم به واقعیت مطلبی که این کوتاهه، مدخل آن شمرده می‌شود.
آشنایی‌ام با، جناب دوست، آقای دکتر «میرکاظم سیداکبری» با خواندن شعری با مطلع:

او رفت و از من هرکه می‌گیرد سراغش را
با خنده کتمان می‌کنم داغ فراقش را

آغاز می‌شود، شعری عاشقانه که با روایتی خطی، یک‌پارچه و بدون حاشیه همراه است اگرچه غث و سمین در بیت‌ها و گاه نیز ضعف ساختی اندک در برخی ا‍بیات دیده می‌شود اما در کلیت غزل ایده‌آلی به نظر می‌رسد! اما این نظر کلی با جزیی‌نگری به خطاهایی می‌رسد، مثلا در همان بیت نخست، با خنده کتمان کردن «داغ فراق» چندان ابهت ندارد، یا بهتر است بگویم آن سطر و جواب درخشانی که می‌توانست باشد نیست، گزینه‌ی پیشنهادی‌ام، در بداهه به دست آمده است و طبعا با فکر و تامل، بیت بهتری می‌شود نوشت؛

می‌گویم اصلا دل ندارد اشتیاقش را…

در بیت دو نیز می‌شد «خود کاشتم» را کنار هم چید و تاکیدی بیشتر ایجاد کرد، مثلا؛ «خودم، یا من، کاشتم بذر محبت در دل او، اما یکی دیگر ثمرش را می‌چیند»
در بیت سوم نیز ترکیب یا عبارت «چوب اجاق» آن برش لازم را برای اقناع مخاطب ندارد و به گمانم بیشتر قافیه‌ها از کادر بیرون زده‌اند، یا گاه به زحمت در قاب نگه داشته شده‌اند.
در بیت چهار هم، غلو غیرشاعرانه‌ای را به مخاطب عرضه کرده‌اند، حتا «عطر تن» می‌تواند وجه منفی داشته باشد، ضمن آن که بهتر است در استفاده‌ از ظرف زمان و یا مکان، از مطلق‌گرایی پرهیز کنیم، این که بگوییم «هر وقت، هر جا، هر دم» غلوهایی هستند که فقط وزن را پر می‌کنند.

او رفت و قلبم تیره و تاریک شد، ای کاش
دنیا نگیرد از کسی چشم و چراغش را

بیت آخر، به نسبت سایر ابیات، از لف و نشر و نیز ارتباط ارگانیک خوبی بین کلمات استفاده کرده و شاعر حسن ختام زیبا و در خاطر مانایی را رقم زده است.

یک نکته‌ی فنی هم درباره «را» وقتی که ردیف واقع می‌شود، عرض می‌کنم، به باور اکثر دوستان شاعر کلاسیک‌‌سرا، این ردیف چون سبب به پایان رساندن جمله می‌شود و بستن حرفه‌ای کلام را باعث است، زیاد در ادبیات پارسی معاصر نمونه‌هایش را داریم، به خاطر دارم، با دوستان خوبم حسین جنتی و مهدی فرجی و علی اکبر یاغی‌تبا‍ر، شبی در این رابطه گپ زدیم. همگی معتقد بودند این ردیف سرودن را آسان‌تر می‌کند و اذعان کردند گاهی که قرار است رخ نمایی کنید و زودتر کاری را ببندید و
مثلا سفارش شعری مناسبتی دارید، سریع آن را با ردیف را بنویسید و تحویل دهید، همین نکته گویای آسانی سرایش غزلی با ردیف را، در مقایسه با ردیف‌های دیگر است.
به هر روی آرامشی شاد و همواره عاشقانه نوشتن را برایتان آرزومندم، بادا که بازهم میزبان سروده‌های شما باشیم.

با ارادت و احترام
مجتبا صادقی‌

منتقد : مجتبا صادقی

شاعر، نویسنده و روزنامه نگار/ برگزیده کنگره‌ها و جشنواره‌های متعدد شعر/ داوری رقابت‌های ادبی، از دانش‌آموزی و دانشجوبی تا آزاد/ تالیف‌ مقالات و نقدهای متعدد در مطبوعات/ و....



دیدگاه ها - ۲
مجتبا صادقی » دوشنبه 23 خرداد 1401
منتقد شعر
شاعرانگی‌ شریف‌تان همیشگی یاد
میرکاظم سیداکبری » سه شنبه 17 خرداد 1401
ممنون از راهنمایی هاتون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.