تخیلتان را به کار بگیرید




عنوان مجموعه اشعار : نسیم زندگی
شاعر : محمدنجات قدردان


عنوان شعر اول : گرداب شعر
عمریست به گرداب تو ای شعر اسیرم
یا غرق کنم یا برهانم که بمیرم

راهی بجز افتادن در دام تو ام نیست
بی عشق تو ای شعر تباهیست مسیرم

سیلاب شدی برتن این رود پریشان
از قله ی آفاق کشاندی تو به زیرم

هرچند برانی ونخوانی و نبینی
از خاطرم ای عشق تورا هیچ نگیرم


عنوان شعر دوم : موج عشق
موج عشقت برده از دل تاب را ساحلت از آسمان مهتاب را
آبی چشمان تو وقت غروب برده خان ومان هر ارباب را
می بری با خود به اوج موجها ناخدا وکشتی وگرداب را
ای تو صیاد دل صیادها می زنی برجان ما قلاب را؟
یک جزیره نیست در دریای تو تا بگیرد تاب این بیتاب را
یکجهان افتاده در رویای تو تا بخوانی قصه ی شب تاب را
شاعر شعر تمام شاعران سر بکش جام شراب ناب را


عنوان شعر سوم : نسیم سبزه زاران
نسیم سبزه زارانی تو ای عشق شکوه نو بهارانی تو ای عشق
برای فصل های خشک تردید امید ابر و بارانی تو ای عشق
نمی دانم بهارم یاخزانم که آبادی و ویرانی تو ای عشق
نفس در سینه ها تنگ است و تاریک بخوان ،آواز یارانی تو ای عشق
تو زخمی مرحمی دردی دوایی طبیب روح انسانی تو ای عشق
من و تنهایی و ماه و ستاره کجا امشب تو مهمانی تو ای عشق
عزیز یوسف و یار زلیخا رفیق پیر کنعانی تو ای عشق
غلامی سروری شاهی گدایی ندای قلب ویرانی تو ای عشق
میان خط و خال و چشم و ابرو نگفتی از چه پنهانی تو ای عشق
به راه خویش و کار خویش بودیم عجب نا خوانده مهمانی تو ای عشق
نقد این شعر از : آرش شفاعی
سیلاب شدی برتن این رود پریشان
از قله ی آفاق کشاندی تو به زیرم

در کارهای شما، تلاش برای رسیدن به مرزهای جدید از کشف و شهودهای شاعرانه مشخص است. شما سعی کرده اید این نوآوری و تازه کردن حال و هوای شعر را از طریق موسیقی کلام ایجاد کنید و در این راه به خوبی به ارزش موسیقی درونی در کنار موسیقی بیرون پی برده اید، مثلا:
هرچند برانی ونخوانی و نبینی
از خاطرم ای عشق تورا هیچ نگیرم
تقارن موسیقایی میان برانی و نخوانی به خوبی به این بیت کمک کرده است اما هرچه در این زمینه خوب عمل کرده اید، از زبان غفلت کرده اید. در همان بیت بالا، تو حشو است و همین مساله به زبان لطمه می زند.
این بی توجهی ها به زبان در شعرتان تکرار شده است، مثال:
آبی چشمان تو وقت غروب برده خان ومان هر ارباب را
دلیل استفاده از کلمه ارباب در این مصرع مشخص نیست. در مصرع قبل هم پیش زمینه ای معنایی برای آن دیده نشده است.
ضعف دیگر شعر شما، تخیل است:
تو زخمی مرحمی دردی دوایی طبیب روح انسانی تو ای عشق
عزیز یوسف و یار زلیخا رفیق پیر کنعانی تو ای عشق
اول باید تذکر داد که کلمه مرهم را درست ننوشته اید. دوم اینکه در همه شعرهایتان از جمله این دو بیت، یک تصویر تازه که نشان دهنده تلاش ذوقی و کشف شاعرانه تان باشد، دیده نمی شود. زخم و مرهم و طبیب و روح و یوسف و کنعان هزاران بار در شعر ما تکرار شده است. شاعر باید رابطه ای جدید، تصویری تازه و کشفی مختص به خود داشته باشد که این ویژگی در کارهای شما دیده نمی شوند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
محمدنجات قدردان » 5 روز پیش
سلام وعرض ادب واحترام خدمت استاد هنرمند وشایسته از اینکه لطف فرموده قلم به نقد شعرها چرخانده و کلام را به آگاهی مزین فرمودید بسیار سپاسگزارم قلمتان مانا ونوشته هایتان ماندگار

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.