مرحله به مرحله پیش می‌رویم




عنوان مجموعه اشعار : بدون عنوان
شاعر : غلام علی رحمانی


عنوان شعر اول : بدون عنوان
چشم است؟! نه! بلکه آن، دو الماس است
براق و قشنگ، پر ز احساس است

چشم تو، عقاب تیز چنگی، که...
دایم به شکار روح و انفاس است

مردم به جهنمی فتاده، چون...
هر آیه ی آن "یوسوس الناس" است

مثلث برموداست دو چشمت
افگنده مرا، که "شر خناس" است

هر صبح به چار راه گوناگون
چشم تو یگانه شغل عکاس است

هر لحظه ی نور می چکد از آن...
برق نظرت شعاع الماس است

عنوان شعر دوم : بدون عنوان
تا سحر با قطره ای باران رقابت کرده ام
حلقه های زلف شامت را زیارت کرده ام

دانه دانه من چکیدم بر لب و پلکان تو
با کمال حرمتت عرض ارادت کرده ام

دامن اغواگرت را چیده ام تا صبحگاه
در دل محراب اندامت عبادت کرده ام

تا سحر بیدار بودم در کنار بسترت
در غزل ها چشم نازت را روایت کرده ام

قلب خونین، یا پرنده ای بهشتی، ارغوان...
این چنین گفتم لبت را، چه شجاعت کرده ام

وقت با دستت گشودی دکمه ها را پشت هم
معذرت بانو، به اندامت جسارت کرده ام

عنوان شعر سوم : بدون عنوان
چه خانمی بخدا؟ "لا اله الا الله..."
بیا که بوسه زنم بر لبت، کجاست گناه

به موی پر خم و پیچ ات قسم، تن تو شده
جهنمی پر از آتش، جهنمی دلخواه

چه جای دل نگرانی؟‌ خودت بهشتی منی!
لبان تو به لبانم که می شوند پناه

تو نیستی اگر ابلیس،‌ کیستی بانو؟
که عقل آدمی را می بری به نیم نگاه

به راستی تو چه داری؟ که پیشوا شده ای
همه مقلد تو هست تا به کره ی ماه
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
درود بر دوست گرامی. خوشحالیم که برای یادگرفتن مشتاقید و دوست دارید که نوشته‌هایتان را زیر ذره‌بین بگذارید تا نقد شوند. این اشتیاق اگر با مطالعه و تلاش همراه شود، راه موفقیت را برای شما هموار خواهد کرد. من و دوستانم در پایگاه نقد شعر، با توجه به فرصتی که ایجاد شده است، نکاتی را به شما می‌گوییم اما این شما هستید که باید زمان بیشتری بگذارید و دربارۀ شعر و شاعرانگی مطالعه و تجربه کنید.
حتماً می‌دانید اشعاری که در قالب‌های کلاسیک نوشته می‌شوند، مقدماتی دارند مثل وزن، قافیه و... که باید درست و دقیق باشند. مشخص است که دربارۀ این مقدمات اطلاعاتی دارید و در بیشتر بیت‌ها توانسته‌اید آن‌ها را رعایت کنید اما لغزش‌هایی هم هست که نشان می‌دهد به مطالعۀ دقیق‌تر و تمرین بیشتری نیاز دارید. وزن نوشتۀ اول «مفعول مفاعلن مفاعیلن» است که در بیشتر مصرع‌ها به‌درستی آمده است اما ابتدای بیت چهارم کار را خراب می‌کند. هجای اولِ واژۀ «مثلث»، هجای کوتاه است در صورتی که در این وزن به هجای بلند نیاز داریم. شاید دیده یا شنیده باشید که بعضی جاها می‌شود هجای کوتاه را بلند حساب کرد اما این اتفاق همیشه درست نیست! پس نیاز است که در این زمینه اطلاعات بیشتری کسب کنید. وزن نوشتۀ دوم «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» است که در بیت‌های پنجم و ششم با مشکلاتی روبه‌رو شده است. هجای «ده» در میانِ واژۀ «پرنده‌ای» هجای کوتاه است و نمی‌تواند هجای بلند حساب شود. بلند حساب کردن «چه» در مصرع بعدی هم به وزن و روانی شعر آسیب می‌زند. در بیت بعدی هم واژۀ «وقتی» برای درست شدن وزن به شکل «وقت» آمده است که واژۀ درستی نیست. وزن نوشتۀ سوم «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن» است که در بیت‌های چهارم و پنجم مشکلاتی دارد. در بیت چهارم برای درست شدن وزن، باید هجای پایانیِ واژۀ «آدمی» را هجای کوتاه حساب کنید که اینطور نیست چون «می» هجای بلند است و در این بخش از وزن جا نمی‌شود. در بیت بعدی هجای اول واژۀ «کره» هجای بلند حساب شده است که مثل موارد قبلی باز هم غلط است و این هجای کوتاه نمی‌تواند هجای بلند حساب شود. اگر بخواهیم این مصرع را با وزن درستی بخوانیم باید «کرّۀ ماه» بخوانیم که از بیخ اشتباه می‌شود. علاوه بر مشکلات وزنی واضحی که گفتم، در بعضی از مصرع‌های دیگر هر سه نوشته، مشخص است که وزن به‌زور جور شده است؛ گاهی با آوردن واژه‌هایی که اضافه هستند و بود و نبودشان فرقی ندارد، گاهی با جابه‌جایی ارکان جمله و گاهی با انتخاب واژه‌هایی که مجموع این کارها زبان شعر را تغییر داده‌اند. در مجموع می‌شود گفت، درست است که از نظر تئوری با وزن آشنا هستید اما در عمل به آن مسلط نیستید؛ که با توجه به سابقۀ شاعری کوتاهی که دارید، کاملاً طبیعی است. باید سعی کنید هم دانش تئوری‌تان را تقویت کنید، هم کم‌کم به وزن مسلط‌تر شوید. زیاد شعر خواندن و توجه به شیوۀ جمله‌بندی شاعران مختلف، می‌تواند به مسلط شدن شما کمک کند. پیشنهاد می‌کنم از اشعار خوب امروزی بیشتر بخوانید تا زبان نوشته‌هایتان هم بهتر و روان‌تر شود.
قافیه‌های نوشته‌های شما درست آمده‌اند و اشکال خاصی در آن‌ها دیده نمی‌شود اما مشخص است که در پیدا کردن و انتخاب بعضی از آن‌ها به سختی افتاده‌اید. قافیه‌ها نقش مهمی در شعر دارند و اگر در مضمون و جمله‌بندی حل نشوند، توی ذوق می‌زنند و گاهی باعث می‌شوند بیت‌ها ارتباط خوبی با هم نداشته باشند و شعر چندپاره شود. به صورت خلاصه می‌شود گفت که قافیه‌ها باید در خدمت کل شعر باشند نه اینکه هر بیت بر اساس قافیه‌ای نوشته شود.
از وزن و قافیه که بگذریم، به زبان، مضمون‌سازی و شاعرانگی می‌رسیم. دربارۀ زبان اشارۀ کوچکی کردم که سعی کنید از زبان امروزی‌تر و یکدست‌تری استفاده کنید. جمله‌بندی‌های ساده‌تری داشته باشید و ارکان جمله را جابه‌جا نکنید. هرچه تسلط شما بر وزن بیشتر شود، راحت‌تر می‌توانید در عین حالی که جمله‌های سالمی دارید، موزون بنویسید. اگر جمله‌بندی و بیان خوبی نداشته باشید، حتی امکان دارد بعضی از بیت‌ها بی‌معنی به نظر برسند و نتوانند پیام خود را به مخاطب منتقل کنند؛ مثل بیت عکاس. دربارۀ درون‌مایه و مضمون می‌شود گفت که هم به دنبال حرف‌های جدید باشید، هم هر حرفی را که می‌خواهید بزنید، آن را شاعرانه و هنرمندانه بیان کنید. حرف موزون با شعر تفاوت دارد؛ پس باید از ابزار شاعرانگی و شگردها و تکنیک‌ها و آرایه‌ها درست و به‌جا بهره برد تا تفاوت‌ها را رقم زد و شعر نوشت. فقط انتقال پیام کافی نیست و آن پیام باید طوری با خلاقیت و شاعرانگی به مخاطب ارائه شود که او را سر ذوق بیاورد.
در مرحلۀ اول سعی کنید مقدمات شعر را بهتر و دقیق‌تر یاد بگیرید و استفاده کنید؛ و در مرحلۀ بعدی به درون‌مایۀ بدیع‌تر، خلاقانه‌تر و زیباتر برسید. ما مرحله به مرحله شما را همراهی می‌کنیم و کم‌کم جزئیات بیشتری دربارۀ عناصر شعر می‌گوییم و درباره‌شان صحبت می‌کنیم. امیدوارم با مطالعه و کوشش جدی‌تر، هرچه زودتر مراحل مقدماتی را طی کنید و نوشته‌های زیباتری از شما بخوانیم. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.