منتظریم که از مقدمات شعر عبور کنی




عنوان مجموعه اشعار : احساس زیبای راز آلود من!
شاعر : خزان | پرنیان پاکنهاد


عنوان شعر اول : دروغ سیزده
جرم من تنها تو بودي، از چه مي‌ترسانیم؟
در خیال بیخیالت مجرمی زندانیم

کودتای بی‌سلاحی، جنگ سرد پر فریب
یک نبرد نابرابر ، من، تو، چشمان رقیب

تیشه بر قلبم زدی، تیر تو شد بر من دوا
هر چه از سوی تو آید بر دلم باشد روا

در فراغت دیده‌ام با یاد تو دائم گریست
یک دروغ سیزده: در قلب من جای تو نیست!

-خزان

عنوان شعر دوم : ای عشق
ای عشق به دنبال تو از خانه گذشتم
آواره در این شهر، تورا گشتم و گشتم ‌

دریا شدی و ماهی چشمان تو بودم
من غرق تو از قصه‌ی عشاق نوشتم

دیدی که شده اسم تو در دفتر شعرم
لیلای غزل خوانی و من با تو بهشتم:)

- خزان

عنوان شعر سوم : شعر هم گوشه‌ای از چشم تورا کم دارد
شعر هم گوشه‌ای از چشم تورا کم دارد
زیر باران بی‌تو هر ثانیه‌اش غم دارد

صاحب هر غزل و بیتِ پر از آه منی
رفتنت دیده‌ی خیسو پلکِ پر نم دارد

- خزان
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
سلام بر شاعر نوجوان. درست است که این نوشته‌ها برای سن و سال شما خوب است اما حتماً خودت را برای پیشرفت بیشتر آماده کرده‌ای که آثارت را برای نقد فرستاده‌ای. این روحیۀ نقدپذیری به اضافۀ مطالعۀ دقیق‌تر و تلاش بیشتر، حتماً راه را برایت هموارتر خواهد کرد. شعر کلاسیک، مقدماتی دارد که باید رعایت شود؛ مقدماتی مثل قالب، وزن، قافیه و... پس با همین مقدمات شروع می‌کنیم.
اول از همه شاعر تصمیم می‌گیرد که در یک قالب بنویسید. اگر می‌خواهد مثنوی بنویسد، می‌داند که هر بیت برای خودش قافیه دارد و معمولاً این قالب برای شعرهای طولانی استفاده می‌شود. اگر می‌خواهد غزل بنویسد، می‌داند که مصرع اول با تمام مصرع‌های زوج هم‌قافیه است و حداقل پنج بیت دارد. اگر می‌خواهد دوبیتی یا رباعی بنویسد، می‌داند که هر کدام از این قالب‌ها وزن خاص خودشان را دارند و هر شعری که دو بیت داشته باشد، دوبیتی یا رباعی نیست. این اطلاعات و اطلاعات دیگری که شاعر از قالب‌های مختلف دارد، موقع انتخاب قالب و سپس نوشتن شعر به او کمک می‌کنند. شما هم با توجه به همین نکته‌ها و موارد دیگری که بعد از مطالعه یاد می‌گیری، سروسامانی به قالب نوشته‌هایت بده تا از این به بعد مشخص شود که هرکدام از آن‌ها در چه قالبی نوشته شده‌اند.
وزن، موسیقی و ضرب‌آهنگ شعر کلاسیک است و در تمام مصرع‌ها به یک شکل می‌آید تا تمام شعر آهنگ واحدی داشته باشد. اگر وزن در مصرع یا مصرع‌هایی خراب شود، خواندن شعر با وقفه مواجه می‌شود و دیگر نمی‌شود آن را موزون حساب کرد. ذهن شما به موزون‌نویسی عادت کرده و این امتیاز شما در نوجوانی است اما گاهی مشکلات ریز و درشت وزنی در نوشته‌هایت دیده می‌شود؛ پس در این زمینه هم به مطالعۀ دقیق‌تری نیاز داری. وزن نوشتۀ اولت «فاعلاتُن فاعلاتُن فاعلاتُن فاعلُن» است. این همان آهنگی است که باید در همۀ مصرع‌ها تکرار شود و شما در این نوشته از پس آن برآمده‌ای. وزن نوشتۀ دومت «مفعولُ مفاعیلُ مفاعیل فعولن» است که باز هم در همۀ مصرع‌ها رعایت شده است. نوشتۀ سوم قرار بوده در وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن» نوشته شود اما فقط در مصرع‌های اول و سوم وزن به‌درستی رعایت شده است. در مصرع دوم باید به جای هجای بلندِ «بی» یک هجای کوتاه می‌آمد. مثلاً آن مصرع به شکل «زیر بارانِ تو هر ثانیه‌اش غم دارد» وزن درستی پیدا می‌کند. مصرع چهارم هم همینطور است و به جای یک هجای کوتاه، یک هجای بلند آمده است و وزن را خراب کرده است. مثلاً اگر «پلک» را برداری و به جایش «دل» بگذاری و مصرع را به شکل «رفتنت دیدۀ خیس و دل پر نم دارد» بنویسی، وزن درست می‌شود. این مثال‌ها را فقط برای پیدا کردن مشکل وزنی آوردم وگرنه باید واژه‌های بهتری جایگزین شوند تا مضمون بهتری هم شکل بگیرد. نمی‌دانم چقدر دربارۀ وزن‌های مختلف و انواع هجا اطلاعات داری اما می‌دانم که نیاز است حسابی درباره‌شان بخوانی و با بررسی وزن شعرهای دیگران، تسلط بیشتری به دست بیاوری.
یاد گرفتن قافیه احتمالاً آسان‌تر از یاد گرفتن وزن است اما باز هم به دقت بالایی نیاز دارد. قافیه‌ها علاوه بر اینکه باید درست باشند، باید زیبایی بیشتری به شعر ببخشند. پس انتخاب قافیه مهم است. برای مثال در نوشتۀ دوم، واژه‌های گذشت، گشت، نوشت و بهشت با هم قافیه شده‌اند. حروفی که در این واژه‌ها تکرار می‌شوند «شت» است. در واژه‌های گذَشت و گَشت، قبل از حروف مشترک، فتحه آمده است و در واژه‌های نوِشت و بهِشت، کسره! شرحِ درست یا غلط بودن این قافیه‌ها به اصطلاحات و توضیحات بیشتری نیاز دارد که حتماً خودت درباره‌شان مطالعه می‌کنی اما گذشته از درستی و غلطی، اگر در همۀ قافیه‌ها فتحه یا در همۀ آن‌ها کسره داشتیم، خوش‌آهنگ‌تر نمی‌شد!؟ پس انتخاب قافیه‌های بهتر، شعر ما را زیباتر خواهد کرد.
حالا فرض کنیم تمام این مسائلی که گفتم حل شود و قالب و وزن و قافیه هیچ مشکلی نداشته باشند؛ آیا شعر نوشته‌ایم؟ خیر! تازه توانسته‌ایم در قالب شعر، موزون و مقفا حرف بزنیم. اینجاست که مرحلۀ بعدی شروع می‌شود. توجه به زبان و شیوۀ بیان، پیدا کردن مضمون‌های جدید و مضمون‌پردازی‌های نو، خلاقیت، استفادۀ درست و زیبا از آرایه‌های ادبی و... می‌توانند نوشتۀ ما را کم‌کم به شعر نزدیک کنند؛ نوشته‌ای که مخاطب از خواندنش لذت ببرد. امیدوارم شما هم مقدمات شعر را زودتر رد کنی و به شعر و شاعری نزدیک‌تر بشوی. حتماً وقت بیشتری برای مطالعه صرف کن. علاوه بر مطالعۀ تئوری شعر، اشعار دیگران را هم زیاد بخوان؛ خصوصاً اشعار خوب امروزی را. خواندن شعرهای معاصر می‌تواند تأثیر زیادی بر زبان نوشته‌هایت بگذارد. منتظرم که نوشته‌های بهتری را از شما بخوانم و پیشرفت را در واژه‌واژۀ آن ببینم و لذت ببرم. موفق باشی.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.