موفق در شروع




عنوان مجموعه اشعار : بی عنوان
شاعر : کاوه احمدی


عنوان شعر اول : دفتر مهتاب
امشب‌غزل‌نویس‌است‌مهتاب آسمانها‌
ازعطر‌ناب‌شعرش‌سرمست‌گشته‌جانها
فردا‌دوباره‌سبزیم‌رنگین‌ترازبهاریم
آوازه‌مان‌نشسته‌درقلب‌کهکشانها
محتاج شعرنابم ای واژه‌هابیایید
آنقدرکه‌بسازیدازقصه‌ام‌رمان ها
ای‌زندگی‌به‌سرکن‌این‌دردراکه‌روزی
انبوه‌لشکر‌عشق‌خیزندازکرانها
شعری‌که‌عشق‌امروز‌درگوش‌من‌فروخواند
بنگرکه‌باچه‌شوقی‌افتاده‌برزبانها

عنوان شعر دوم : کابوس تار
هواتاریک‌وچشم‌آسمان‌درگیرخوابی‌تار
دوباره‌سیل‌پاییزاست‌ومن‌درحالت‌آوار
دوباره‌با‌تن‌بی‌جان‌کنار‌ماه‌میرقصم
بیا‌که‌خواب‌دیدم‌بادوچشم‌ظاهرابیدار
دراینجاروی لب‌هایم‌سکوت‌آوازمیخواند
درون‌قلب‌ویرانم‌نهفته‌صدکتیبه‌مملوازاسرار
نمیدانم‌کجا‌هستم‌خدایا‌زنده‌ام‌اصلا؟
جهان‌پیش‌روتاراست‌واطرافم‌پرازدیوار
شبیه‌بغض‌پاییزم‌که‌میخواهم‌ببارم‌باز
فضای‌سینه‌ام‌گشته‌شدیدازغصه‌هاسرشار
دوباره‌صبح‌می‌آیدولی‌دیگرهزارافسوس
تنم‌درلابلای‌حجم‌شب‌مدفون شده‌انگار

عنوان شعر سوم : نامه‌ایی‌به‌شاهزاده
سلامی‌برتوای‌شَهزاده‌ی‌مغرور‌رویاها
توای‌شیرین‌ترین‌موضوع‌برای‌قصه‌های‌ما
تویی‌که‌میشکوفانی‌مراباگوشه‌ی‌چشمی
پرازگل‌میشوم‌باتوهرروز‌ زمستان‌را
برای‌گام‌های‌تودوباره کوچه‌دلتنگ‌است
بیاکه‌بی‌توخالی گشته‌کل‌شهرما‌اینجا
نبودی‌ونفهمیدی‌که‌درکنج اتاق‌من
برای دوریت هرشب جهنم‌میشودبرپا
صدای‌یارمی‌آید!خدایاخواب میبنم؟
یقینا‌باخیالت‌هم‌چه‌شیرین میشود‌دنیا
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه شعر از دوست شاعر جوان آقای کاوه احمدی‌، کاوه‌ی عزیز ورود شما را به سایت نقد شعر از طرف خودم و همکارانم خوشامد می‌گویم و امیدوارم این سایت برای شما آگاهی‌بخش و راهنما باشد. خواندن شعرهای شما برای من از این جهت بسیار لذت بخش است که تلاش شما را به خوبی نشان می‌دهد، شما در ابتدای راه قرار دارید و نباید از خود انتظار داشته باشید که بهترین را امروز بنویسید، الان برای شما دوره مشق کردن است، مشق کردن شاید دستاورد جدی در کارنامه ادبی شما نداشته باشد اما مهمترین دوره شاعری شماست، چرا که ریشه‌ی شعر شما در همین مرحله شکل می‌گیرد، پس تا می‌توانید بخوانید و بنویسید و بدانید روزگاری ثمر این کوشش را خواهید گرفت، روزگاری که دیگر نه مجال هر شب شعر نوشتن را دارید و نه حوصله‌اش را، به عبارت دیگر شعر آینده شما از این مرحله ساخته خواهد شد.
هستند شاعران بسیاری که در ابتدای راه که چهارتا شعر موزون سالم نوشتند گمان می‌کنند بخش اصلی را پشت سر گذاشته‌اند اما شما باید بدانید که این مرحله مرحله سخت گیری به خود است، با وزن‌ها و قافیه‌ و ردیف‌های دشوار تمرین کنید، سعی کنید برای مضمون پردازی وقت بگذارید و از دورریختن و از نو نوشتن نترسید همانطور که گفتم شاید از این شعرها خروجی خوبی به دست نیاید اما قلم و ذهن شما را ورزیده خواهد کرد.
تبریک می‌گویم که با سابقه کمتر از یکسال بر اصول اولیه شعر مسلط هستید و همین مسئله نوید روزهای بهتر را به شما خواهد داد، اگر با همین پشتکار ادامه دهید به شما اطمینان می‌دهم که آینده درخشانی خواهید داشت.
قصد صحبت در مورد جزییات شعرها را ندارم چون هم اثر اول است و هم بیان کردن مسائل کلی‌تر در این مقطع برای شما سودمندتر خواهد بود اما برای اینکه مثالی هم از شعرها بزنیم همین غزل اول را با نگاهی نقادانه بررسی می‌کنیم:
امشب‌غزل‌نویس‌است‌مهتاب آسمانها‌
ازعطر‌ناب‌شعرش‌سرمست‌گشته‌جانها
فردا‌دوباره‌سبزیم‌رنگین‌ترازبهاریم
آوازه‌مان‌نشسته‌درقلب‌کهکشانها
محتاج شعرنابم ای واژه‌هابیایید
آنقدرکه‌بسازیدازقصه‌ام‌رمان ها
ای‌زندگی‌به‌سرکن‌این‌دردراکه‌روزی
انبوه‌لشکر‌عشق‌خیزندازکرانها
شعری‌که‌عشق‌امروز‌درگوش‌من‌فروخواند
بنگرکه‌باچه‌شوقی‌افتاده‌برزبانها

در این غزل کوتاه با وزن (مستفعلن فعولن، مستفعلن فعولن) با قافیه‌ای نسبت ساده مواجهیم شکل قافیه پردازی شما هم به سادگی شعر دامن زده است، شعر با مصراعی آغاز می‌شود که در نگاه اول زیباست اما تصویر درست و شاعرانه‌ای ندارد، ماه غزل ‌می‌نویسد و جانها را سرمست می‌‌کند با عطر شعرش، خب این تصویر چه چیز را به مخاطب می‌رساند، مخاطب چه جایگاهی در فهم این تصویر خواهد داشت، در بیت بعد هم قافیه به کهکشان می‌رسد با مضمونی ساده و غیر مسئول در خط این شعر. تقابل داستان و شعر در بیت سوم هم خوب از آب در نیامده است. بعد شعر در بیت چهارم به کلمه‌ای مثل "خیزند" می‌رسد که اساسا از نظر زبانی همسو با باقی شعر نیست. فروخواند هم چندان زیبا نیست و شعر با همان منطق مبهم و کلی تمام می‌شود، این شعر چه نسبتی با فضای شعر امروز دارد؟ تقریبا هیج. اگر این شعر را با همین زبان شاعری در قرن هشت نوشته باشد چه فرقی با اثر شما دارد؟ هیچ. این نکته را در نوشتن همیشه در نظر بگیرید که پرهیز از کلی گویی نیاز ضروری شعر امروز است، شعر امروز از بیان کلیات و مفاهیم انتزاعی عبور کرده است.

با آرزوی توفیق

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.