به زبان روزی که زیسته‌ایم




عنوان مجموعه اشعار : 3
شاعر : نوید عباسی


عنوان شعر اول : فلک هزار افسون
گفتم فلک هزار افسون
تا چند کنی تو در دلم خون
بس نیست غم گذشتگانم
واندوه تمام رفتگانم
هرگاه که حال من بِبُد خوش
هر حیله کنی تا شود ترش
این کوه که زندگیست نامش
تا کی بروم به روی بامش
خستم، وَ دگر نایی ندارم
یک گوشه فتاده کوله‌بارم
غم را به دلِ خودم سپارم
چون غم شِنُویی دگر ندار

عنوان شعر دوم : فصل غمگین نبرد
اندک اندک ، فوج فوج
می‌زند سیلی چو موج
فصل عشق و فصل درد
فصل غمگین نبرد
می شتابد همچو باد
می کَند برگ از نهاد
نه ثمر ماند نه بر
نه گذارد مو به سر
می کَند دل را ز جای
می کُند آن زیر پای
عاشقیست این ای دریغ
می‌زند ریشه چو تیغ
گر نباشی سفت و سخت
می کَند بخت از تو رخت
می‌شود چون شب سیاه
یا چو بن‌بستی به راه
عشق اینست مردِ جاه
جایگاه هر کسی نَبوَد به ماه

عنوان شعر سوم : قله زندگی
از قله های زندگانی
بیست و یک قله درنوردیدم
در پس پشت هر قله
درس زندگی دیدم
بر فراز قله ایستادم
قله ی مقابل به من خندید
گفت زندگانی  فراز دارد
در مسیرش نکته ها و راز دارد
آری زندگانی پر از قله‌ست
قله پیمایی ذات انسان است
این به آن، آن به آن، یکی به دگر
قله های واپسینت را بنگر
چه پیمودی، توشه ای اندوز
چه کس بودی چیستی امروز؟
نقد این شعر از : رحمت‌اله رسولی‌مقدم
اینک نوبت نقد و بررسی آثار ارسالی آقای نوید عباسی‌ست که تاکنون سه‌مرتبه برای پایگاه نقد شعر اثر ارسال کرده‌اند. طبق سوابق درج شده، ایشان کمتر از یک سال سابقه‌ی سرایش دارند، به همین خاطر آشنایی و الفت کامل با شعر ندارند و از باید و نبایدهای آن بی‌اطلاعند. در واقع همه‌ی ما در آغاز این مسیر ، همین هستیم و نیاز به آموزش و پرورش داریم.
به آقای عباسی عرض می‌کنم که سرودن مثل هر حرفه و هنر دیگری، نیاز به یک‌سری مقدمات دارد. یکی از مهم‌ترین مقدمات سرایش، آشنایی با وزن و عروض و قافیه است. آموختن و اجرای صحیح وزن، کاری‌ست بس ساده، اما با انجام همین کار ساده، رشته‌ی موسیقیایی کلاممان را نگه می‌داریم و سروده‌مان مزین می‌شود به ضرباهنگی دلچسب و گوش‌نواز، که بخشی از زیبایی هنر ما در ذهن مخاطب خواهد بود.  اهمیت وزن در شعر موزون آنقدر زیاد است که اگر یک لغزش وزنی در یک کتاب شعر داشته باشیم، آن کتاب از امتیاز ادبی ساقط می‌شود.
در شعر اول، وزن شعر مستفعل فاعلات فعلن است و مصرع‌های 《 هر حیله کنی تا شود ترش》و《 خسته‌م و دگر نایی ندارم》از وزن خارج هستند. تا همینجا هستیم عرض کنم که 《 ترش》 با 《 خوش》 هم‌قافیه نیستند. یعنی قافیه هم از مقدمات شعر است که رعایت آن الزامی و بدیهی است.
در شعر دوم، وزن شعر فاعلاتن فاعلن است. مصرع‌های 《 عاشقی‌ست این ای دریغ》،《 عشق اینست مرد جاه》،《 جایگاه هرکسی نبود به ماه》 از وزن خارج هستند.

بعد از وزن، توصیه‌ی دیگرم به سراینده این است که هرچه شعر در کتاب‌های درسی خوانده‌ای را بگذار کنار، یک مدت شعر معاصر بخوان. از صد سال پیش تا همین امروز. کتاب‌های خوب را تهیه کن و بخوان. بخوان تا متوجه شوی به زبان امروز شعر گفتن چطوری است؟ تا با زبان امروز شعر آشنا شوی. یک سراینده باید فرزند زمانه‌ی خویش باشد و به زبان روزی که به دنیا آمده است و روزی که زیسته است باید سخن بگوید. این تغییر زبان از زبان کهن به زبان روز، کاری سخت‌تر است، که نیاز به یک دوره‌‌ مطالعه و تمرین و بی‌وقفه دارد تا شکل و شمایل روز شعر، ملکه‌ی ذهن سراینده شود و دیگر از آنچه از بچگی و از دوران دانش‌آموزی از شعر در ذهنش حک شده، فاصله بگیرد. در واقع سختی کار همین است که در ذهن نقش‌پذیر ما یک چیز دیگری از شعر ثبت شده است و تا بیاییم ان را تغییر دهیم، خیلی خیلی طول می‌کشد. اما ارزشش را دارد که ذهنمان از آن حالت دربیاید.

نکات بسیار بیشتری هست که باید دوست عزیزمان یاد بگیرد، اما فعلا به همین چند گوشزد بسنده می‌کنم که بسیار مهم‌اند و اگر رعایت شوند، چندسال به جلو قدم برداشته‌اند.
به امید دیدن موفقیت تدریجی ایشان در برداشتن این قدم‌ها!

منتقد : رحمت‌اله رسولی‌مقدم

متولد ۵ خرداد ۶۹ یاسوج؛ شاعر و ویراستار؛ تحصیلات کارشناسی ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.