اگر که بیهده زیباست شب برای چه زیباست شب




عنوان مجموعه اشعار : ندارد
شاعر : علی باجور


عنوان شعر اول : شب
بگذار تا بمیرد شب
بگذارتمام شود سیاهی را
چنان خسته و یاس از تاریکی
که چراغ نه ماه نه
ور پایان باشد سیاهی را
بودن،خویشتن‌ومرگ را گم کرده ام در این ظلمات
بگذار بمیرد شب
بگذرد شب
اینه ی بزرگیست به دوردستها به بیکران
هق هق گم گشته ی کودکیست در هیاهوی زندگی
بگذار تمام شود
سکوتیست گزنده ،عریانی روز را طلب است‌شب
میخواهد که بمیرد شب
میخواهم بگذرد شب
فریادی را به سکوتی سرشار از ارامش معنی دهد
بگذار برود
مرگ‌را به خوابی خوش جلا دهد
گزنده است
بگذار تمام شود
بگذار بمیرد شب!
شب را نعره ایست چموش
شب را به تنهایی شب نیست
دردیست شب به جان
مرگیست شب خاموش
بگذارد بمیرد شب

عنوان شعر دوم : ندارد
عزرائیل مست پیر، نابهنگامی سراغم امدی
ای وحشت ظلمات زندگیم
احتظار کردی واثقال جان مرا خواهی برد با خود
اثم خواهی کرد بر این روح
که جز نوازش تقلایی ندارد
جزسراب چشمانم یارای دیدن ندارد
برحقیر کردنم در این موج سنگین گذارن برمن نمان
کی تورا به احظار خویش فرا خوانده ام
که چنان اخاذی جان را طلبی
هرگز نتوانم تورا به مهمانی جان پذیرم
ذهن را اذهال یادت کرده ام
دررفتن هیچ‌کس متصور حضورت نشده ام
برایم جز خرافات نبوده ای
ای بیشرمترین مخلوقات
ارزان مشمار‌ تقلای جان را
شایستگی در این جسم نهاده است
این همه ادم
این همه جان ،این همه زندگی
بگذار تا بیدار کنم خودرا
زندگی‌وعشق را
در جودم هزاران راز پنهان است
میخواهم تا برارم فریاد
سر دهم نغمه ی رهاییم را

عنوان شعر سوم : ندارد
.
نقد این شعر از : علی رضا فرهومند
شب شاید یکی از پر بسامد ترین کلمات شعر فارسی است مخیل بودن فضای آن و رمز آمیزی و رمز آلودی این فضا، دلیلی مضاعف برای عجین شدنش با شعر است. در دهه های سی و چهل هم، که با چهره ای سمبولیک تر به آثار شاعرانی چون نیما و شاملو و اخوان و ... راه یافت و فضای سیاسی و اجتماعی زمانه را ترسیم کرد و بار معنایی عنصر شب را گسترش داد.
شعر (هست شب ) از نیما :
هست شب
یک شب دم کرده و خاک
رنگ رخ باخته است ...
شبانه های متعدد شاملو به عنوان مثال :
اگر که بیهده زیباست شب
برای چه زیباست شب
برای که زیباست؟ ...
شعر (شب است ) از اخوان :
شب است
شبی آرام و باران خورده و تاریک
کنار شهر بی غم خفته غمگین کلبه ای مهجور
فغانهای سگی ولگرد می آید به گوش از دور
به کرداری که گویی می شود نزدیک ...
و به کرات نمونه های دیگری را جز بخش کوچکی که در بالا یادآوری گردید؛ خود نیز خواهید جست. شب اثر ارسالی شما نه چیزی اضافه بر گذشته‌ی ادبی خود به همراه دارد و نه طرحی نو در افکنده است. به کردار شعری شما هر چه را می توا