استعاره‌ی هیچ




عنوان مجموعه اشعار :
شاعر : محمد حسن‌زاده (سپهر)


عنوان شعر اول : دارکوب
هشیار و شاد، روی درخت است دارکوب
کابوسِ هر چه پیکر سخت است دارکوب

از هر درخت سوی درختی روانه است
گویی که جستجوگر بخت است دارکوب

مثل بهار بر رخ دنیاست گرچه خود
دارای خوش ترین رخ و رخت است دارکوب

از وانمود عاری و در جلوه بی بدیل
از نفس خود خیالش تخت است دارکوب

ناگاه از نظارۀ من ناپدید شد
اما هنوز روی درخت است دارکوب

هرچند استعارهٔ هیچ است نزد من
یادآور کسی‌ست، چه سخت است دارکوب

عنوان شعر دوم : ‌


عنوان شعر سوم : ‌

نقد این شعر از : رحمت‌اله رسولی‌مقدم
اینک نوبت نقد غزلی از سپهر حسن‌زاده است که دومین مواجهه‌ی من با آثار ایشان در پایگاه نقد شعر است.
سپهر حسن‌‌زاده به نسبت‌ نخستین کارهایی که برای پایگاه ارسال کرده است، روند رو به رشدی داشته است.
در غزلی که هم‌اکنون مورد بحث و بررسی ماست، این موفقیت در برخی فرازهای شعر کاملا مشهود است، ولی چون برآیند ردیف و قافیه کنار هم، منجر به یک دکوراسیون موسیقیایی لوکس و صدالبته سخت شده است، این موفقیت در همه‌جای شعر شکل نگرفته است. این ناکامی در آن نقاط شعر، اغلب به‌خاطر آن قافیه‌ی سخت و محدودیت‌هایش بوده است، نه ناتوانی سراینده؛ چون سراینده پخته‌تر شدنش را مثلا در بیت دوم به‌خوبی نشان می‌دهد‌. البته که قرار گرفتن در همین تنگناها، سراینده را به موفقیت وامی‌دارد و ذهن او را ورزیده می‌کند، ولی در مجموع شاعر باید خودش را در هچلی بیندازد، که توان خروج از ان را داشته باشد. من به‌خاطر همان یکی دو بیت موفق در این غزل پنج‌شش بیتی، به سپهر نمره‌ی خوبی می‌دهم و او را به این زورآزمایی‌ها با شرایط سخت، تشویق می‌کنم.

هشیار و شاد، روی درخت است دارکوب
کابوسِ هر چه پیکر سخت است دارکوب

• روی 《 هشیار و سخت》 دست بگذارید و یک بیت و یک مطلع خیلی خوب ببینید. بقیه‌ی مصرع اول، زمینه‌ساز و مقدمه‌ساز خوبی برای حضور ردیفی به نام دارکوب در ویترین این شعر است. این زمینه و این فضا، درخت است. هشیار و شاد، نه در این بیت و نه در شایر بیت‌ها، نقشی ایفا نمی‌کند.شاد بودن دارکوب و هشیار بودنش، نه با آشیانگی دارکوب ارتباطی برقرار می‌کند و نه با سخت‌کوشی آن.
• مصرع دوم بسیار زیباست. در چنین مصرعی‌ست که مهم‌ترین خصلت دارکوب که باعث شده است گذشتگان ما نام دارکوب را روی آن بگذارند، به منصه‌ی ظهور می‌رسد. سخت‌‌پوست‌ترین دار و درختان، در مقابل نوک دارکوب، دوام نمی‌آورند و چنسن رقیبی، حتما برای آن‌ها《 کابوس》 است. می‌بینیم که در این مصرع همه‌چیز به‌خوبی و بدون کم و زیاد کنار هم گرد آمده و منجر به این مصرع زیبا شده است.

از هر درخت سوی درختی روانه است
گویی که جستجوگر بخت است دارکوب

• من این بیت را به‌‌لحاظ فنی و ادبی و عاطفی، باز هم بیشتر از بیت نخست دوست داشتم. حتی بهترین بیت شعر است. بهترین ترکیب شعر،《 جست‌وجوگر بخت》 است و اگر مثلا جای جست‌وجوگر یک واژه‌ی دیگر در این سروده بود، قطعا واژه‌ی اشتباهی بود و این درصد موفقیت را به‌همراه نداشت. هم ریتم موسیقیایی خوبی دارد و هم یکی دیگر از خصلت‌های دارکوب یعنی از درختی به درختی پریدن، این تعبیر بامسما را به خود می‌گیرد و سراینده از معنای ظاهری جستجوی غذا، به معنای عمیق‌تر و عاطفی‌تر جست‌وجوی بخت، می‌رسد. این همان پختگی مورد اشاره‌ی من است که سپهر به آن رسیده است و با اعتماد به نفس بیشتری ان را پیاده می‌کند. از پیش بگویم که اگر در چند بیت‌ بعدی این میزان از موفقیت دیده نمی‌شود، اشکالی ندارد. کم کمش این است که تجربه‌ی همین غزل، ذهن او را برای مواجهه با سختی‌های غزل بعدی‌‌ای که خواهد سرود، آماده‌تر خواهد کرد.

مثل بهار بر رخ دنیاست گرچه خود
دارای خوش ترین رخ و رخت است دارکوب

• نکته‌ی خوب این بیت، ایجاد هم‌آوایی و هم‌وندی بین رخ و رخت است که هر دو یک‌ وجه اشتراک دارند: ظاهر و نما! واج‌آرایی‌ای که ایجاد می‌کنند، نیز زیبایی موسیقیایی دارد.
• نکته‌ی منفی این بیت این است که این مثالی که سپهر آورده است، وصله‌‌ی دارکوب نیست. یعنی اسنجا دارکوب، یک تافته‌ی جدابافته از این تصویر است. دارکوب چگونه مثل بهار بر رخ دنیاست؟ بهتریت آن در چیست؟ و چگونه این بهاریت بر رخ دنیا قرار گرفته است؟ یعنی حداقلش من به عنوان مخاطب، این ارتباط را متوجه نشدم. وانگهی 《 خوش‌ترین》 رخ و رخت برای دارکوب، زیادی می‌نماید و نمی‌توانیم بگوییم دارکوب رنگ و رخ و نقشی در حد زیباترین را دارد. به همین خاطر، این بیت حرفش به کرسی نمی‌نشیند.

از وانمود عاری و در جلوه بی بدیل
از نفس خود خیالش تخت است دارکوب

• این بیت تا قبل از ردیف، اشکالات بیت قبل را ندارد. همین‌که به دارکوب می‌رسیم، می‌بینیم که نمی‌دانیم بر چه اساسی گفته‌ایم دارکوب از وانمود عاری است؟ درست است که می‌خواهیم در ادامه‌ی بیت قبل، بگوییم گرچه آن ظاهر زیبا را دارد، اما باطنش نیز زشت نیست و ظاهر و باطنش یکی است، اما بر چه اساسی این ویژگی را به دارکوب اختصاص می‌دهیم؟ اگر در بیت‌های نخست می‌گوییم جست‌وجوگر بخت است، قبلش می‌گوییم که از درختی به درختی می‌پرد، و آنجا مقدمه‌ی لازم برای جست‌وجوگری را نشان می‌دهیم. ولی اینجا دلیل کافی برای عاری نمایاندن دارکوب از وانمود نداریم.

ناگاه از نظارۀ من ناپدید شد
اما هنوز روی درخت است دارکوب

• خب سراینده وقتی در قافیه به بن‌بست برمی‌خورد، دوباره به قافیه‌ی آغازین برمی‌گردد. او با هنوز گفتن که در ادامه‌‌ی ماجراها و خرده‌روایت‌های بیت‌های قبل آمده است، به‌خوبی دوباره از ان قافیه به شکلی دیگر استفاده می‌کند. مصرع نخست اما انگار یک خلا دارد و یک چیزی کم دارد. در حقیقت آن ناپدید شدن از نظر دارکوب، معلوم نیست چرا اتفاق افتاده است و این وسط بین منِ ناظر و اوی منظور، چه کنش و واکنشی رخ داده است و اصلا غایب از نظر شدنش، چه چیزی را می‌خواهد بگوید؟ ارتباطی برجسته بین آن‌ها نیافتم، فقط دیدم که چون در بیت‌های قبل دارد از ظاهر و رنگ و رخ او این‌چیزها حرف می‌زند، این‌جا نظاره وارد متن شده است، ولی غایب از نظر شدن، به توضیح بیشتری نیاز دارد برای مخاطب.

هرچند استعارهٔ هیچ است نزد من
یادآور کسی‌ست، چه سخت است دارکوب

• اگر بیت قبل، بیت موفقی بود، این بیت نیز قابل قبول می‌شد. چون این 《 هیچ》 در واقع همان ناپدید شدن از نظاره در بیت قبل است و به همین خاطر سراینده، از آن به عنوان استعاره یاد می‌کند. این ترکیب استعاره‌ی هیچ، ترکیب خوبی‌ست. اما شاعر بنابر مصرع دوم بیت قبل که می‌گوید من نمی‌بینمش اما هنوز روی درخت است، نمی‌تواند از آن ندیدن، به استعاره‌ی هیچ برسد. یاد جملات معروف فلاسفه افتادم که می‌گویند: من می‌ترسم، پس هستم. اینجا هم سپهر وقتی وارد حوزه‌ی تفلسف می‌شود، به استناد حرف خودش که 《 اما هنوز روی درخت است》، نمی‌تواند به 《 استعاره‌ی هیچ》 برسد.
• و در نهایت، 《 چه سخت》 در این مصرع اگر آن‌طور که در ذهن سراینده بود، پیاده می‌شد، خیلی خوش می‌نشست، ولی یک‌ 《 ی》 در این مصرع کم‌اورده است تا موفقیت؛ اگر می‌گفت 《 یادآور( ی) کسی‌ست، چه سخت است دارکوب》. همان تبدیل یادآور به یادآوری، فاصله‌ی موفقیت و شکست سراینده در این مصرع است.

برای سپهر حسن‌زاده موفقیت بیشتری می‌خواهم و امیدوارم.
زنده باشد به شعر و کلمه!

منتقد : رحمت‌اله رسولی‌مقدم

متولد ۵ خرداد ۶۹ یاسوج؛ شاعر و ویراستار؛ تحصیلات کارشناسی ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.