ظاهر شعر




عنوان مجموعه اشعار : عاشقانه های ناگفته
شاعر : فرهاد مرحبایی


عنوان شعر اول : شعله ور
باید که عشق در دل تو شعله ور شود
تا حال تو هم شبیه منِ دربه در شود

شب ها بدون بوسه ی من خواب می‌روی
باید که حجم غصه ی من بیشتر شود

طولانی است هر شب من بعدِ رفتنت
یلداست هر شبی که بدونِ «تو» سر شود

«رازی نهفته در پس حرفی نگفته است»
«مگذار درد دل کنم و دردسر شود»

در مصرف محبت خود صرفه جو نباش
بگذار قدر سوزنی از آن هدر شود

زیبا تر از تو، «شعر»مگر می‌شود سرود؟
یا یک «غزل» که از تو دل انگیزتر شود؟

مرگ مرا به پای غزل های من نویس
باشد که شعر بر رگ من نیشتر شود


#فرهاد_مرحبائی

@Asheghaneh_nagofteh

عنوان شعر دوم : غزل میریزد
غزل میریزد از چشمت، به روی صفحه ی دل ها
هنوزم عاشقت هستم، شبیه آن اوایل ها

تویی دریا منم ساحل، بیا نزدیک تر بانو
که دریا میشود آرام، در آغوش ساحل ها

چه می‌خواهم از این دنیا،به غیر از یک مکعبْ عشق؟
کنارت «مسکن مهر» است، از عشق تو منزل ها

تو باید مال من باشی، شده با زور با دعوا !!
ندارد منطق شاعر، تفاوت با اراذل ها

نمی‌دانستم عاشق بودنت، دشوار می‌گردد
«که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها»

منِ دیوانه را لطفا، در آغوشت بگیر امشب
به شدت خسته ام از دست این دنیای عاقل ها


#فرهاد_مرحبائی

@Asheghaneh_nagofteh

عنوان شعر سوم : بانوی بی بدیل
چرخید روی پنجه، فلک آفریده شد
خندید ناگهان و نمک آفریده شد

لب های سرخ حضرت بانوی بی بدیل
خشکید چون انار و تَرَک آفریده شد

قول سه بوسه داد،به عهدش وفا نکرد
از آن به بعد دوز و کلک آفریده شد

چون در عیار زلف طلایش جدل گرفت
ابهام ها زدود و محک آفریده شد

در حالت رکوع نشست او مقابلم
بین نماز شبهه و شک آفریده شد

با شاعران کرد زبان خو گرفته بود
شعری سرود، «گویش لک» آفریده شد

تا واژه در قیاس رُخش قد علم کند
ایزد اراده کرد، مَلَک آفریده شد

زیبایی و محبت و شادی و عشق را
در هم تنید،دلبر تک آفریده شد


#فرهاد_مرحبائی

@Asheghaneh_nagofteh
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
شاعر این سه شعر، چنانکه در معرفی خود قید کرده است، در اوایل کار شاعری‌اش قرار دارد، بنابرین شاید طبیعی باشد این که با مرور شعرها می‌بینیم شاعر بیانِ شعریِ چندان مشخص و متمایزی ندارد، در هر سه شعر، تفریباً فقط عناصرِ شکلی، یعنی ردیف و قافیه و وزن، هماهنگ با هم استفاده شده‌اند (غیر از بیت اولِ غزل اول که ایراد وزنی دارد و احتمالاً سهوی در تایپ صورت گرفته، چون از کلِ غزل‌ها معلوم است که شاعر با وزن آشناست، به هر حال در مصرع دوم یا باید «تا» حذف شود یا «هم»، تا وزن درست شود) و در باقیِ عناصر شعری، مثل زبان، نحو و ارتباطِ مصرع‌ها و بیت‌ها هماهنگیِ چندانی دیده نمی‌شود، در این مجال، از بعضی توانایی‌های شاعر که لازمۀ شاعری‌ست می‌گذریم و به مباحثی می‌پردازیم که شاید تجدیدنظر در آن‌ها، در ادامۀ مسیر به کارِ شاعر بیاید، به بعضی از این ناهماهنگی‌ها اشاره می‌شود:
شعر اول:
در بیتِ «شب ها بدون بوسه ی من خواب می‌روی/ باید که حجم غصه ی من بیشتر شود» ارتباطِ دو مصرع فقط در این حد است که شاعر در مصرع دوم از اتفاقی که در مصرع اول می‌افتد غصه‌دار است، در حالی که ارتباط دو مصرعِ یک بیت، باید از حدِ یک پیام عادی بیشتر باشد.
در سطرِ «مرگ مرا به پای غزل های من نویس»، «نویس» به جای «بنویس» استفاده شده که کاربردی سنّتی‌ست نه نو، در حالی که ـ همانطور که بارها در نقدهای همین سایت اشاره شده است ـ شاعری که شعر موزون می‌گوید، نباید صورتِ درستِ امروزیِ کلمات را به خاطر وزن، عوض کند و باید وزن و دیگر عناصر شعر، با هم هماهنگ و درست باشند. همچنین در سطرِ «باشد که شعر بر رگ من نیشتر شود» به طور کلی از سنّت کهنِ شعری استفاده شده که با بیان امروز سازگاری ندارد.
شعر دوم:
در بیتِ «تویی دریا منم ساحل، بیا نزدیک تر بانو/ که دریا میشود آرام، در آغوش ساحل ها» ارتباط دو مصرع مشخص نیست و تصویر درستی در ذهن مخاطب ساخته نمی‌شود.
در بیتِ «چه می‌خواهم از این دنیا،به غیر از یک مکعبْ عشق؟/ کنارت «مسکن مهر» است، از عشق تو منزل ها» نوعی بیان خارج از معمول دیده می‌شود که باعثِ ایجاد طنز هم نشده است، یعنی «مکعب» و «مسکن مهر» با بقیۀ عبارات، هماهنگیِ زمانی و زبانی ندارند و به جای طنز، به هم‌ریختگی ایجاد کرده‌اند.
بیتِ «تو باید مال من باشی، شده با زور با دعوا !!/ ندارد منطق شاعر، تفاوت با اراذل ها» هم، مثل بیتی که گفته شد، به هم‌ریختگی دارد، زیرا مصرع اول، بیانی روان و نحوی درست دارد، اما در مصرع دوم، وزن باعث شده که فعلِ تفاوت نداشتن، به شکلی از هم گسیخته شود که مانع از روان بودنِ بیت باشد، همچنین در اراذل‌ها (مثل اوایل‌ها در بیت اول)، به اجبار قافیه، کلمۀ جمع، بار دیگر جمع بسته شده است.
شعر سوم:
ردیف این شعر از نوعِ ردیف‌هایی است که قبل از این بسیار استفاده شده و همچنین این ردیف‌ها طوری‌اند که کلِ شعر را زیر سیطرۀ خود درمی‌آورند یعنی صرفاً پیروی از نوعی فرمولِ غزل نوشتن است، این شیوه معمولاً مانع از نوآوریِ واقعی شاعر می‌شود، زیرا ظاهرِ ردیف، بسیار نوگراست اما در باطن، آنچه به کلِ شعر از سوی همین ردیف تحمیل می‌شود، خلاقیتِ شاعر را محدود می‌کند به این‌که در تمام بیت‌ها، در مصرع اول عبارتی را در مورد معشوق بگوید و در مصرع دوم به آفریده‌شدنِ چیزی که به ظاهر مربوط به آن است اشاره کند، علاوه بر این نامتناسب‌بودنِ بیانِ کهن و امروزی در بعضی بیت‌ها وجود دارد، مثلاً در بیتِ «قول سه بوسه داد،به عهدش وفا نکرد/ از آن به بعد دوز و کلک آفریده شد» مصرعِ اول سنّتی و مصرع دوم با بیان جدید و امروزی است، یا در بیتِ «چون در عیار زلف طلایش جدل گرفت/ ابهام ها زدود و محک آفریده شد» عباراتِ مصرع اول سنّتی‌اند و دستور زبان هم درست به کار نرفته است، مصرع دوم، ابهام‌ها زدود، نیاز به رای مفعول دارد تا نحوِ درستی داشته باشد، چون ابهام زدودن، فعل است، اما ابهام‌ها زدودن، به دلیل وجودِ «ها»، کاربردِ سنّتیِ فعل است و امروزه استفاده نمی‌شود.
در پایان باید گفت، خودِ واقعیِ شاعر با عواطف و اندیشه‌اش در این شعرها چندان یافت نمی‌شود، و هر سه شعر، نوعی پیروی از شاعرانِ دیگر است نه بیانِ واقعیِ شاعر. منظور این نیست که شاعر، شرحی از زندگی‌اش بدهد یا این‌که حتماً چیزی را بگوید که تجربه‌اش را داشته، بلکه منظور این است که هر شاعری، به دلیل شخصیتِ منحصر به فردی که انسان نسبت به دیگران دارد، دارای تفاوت‌هایی در نگرش و سبکِ بیان است و باید همین تفاوت‌ها در سرودنِ شعر به کار بیاید تا هر شاعر را از شاعرِ دیگر مجزا کند، به عبارت دیگر، شاعر باید سعی کند سبک بیان و اندیشه‌ای را که به طور منحصر به فرد، در زندگی درونی و بیرونیِ خود با آن روبه‌روست در شعرش بیاورد، و به استفاده از فنونِ ظاهریِ شعر اکتفا نکند.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.