شروع دوباره




عنوان مجموعه اشعار : توبه
شاعر : معصومه شعبانی


عنوان شعر اول : رسيدن به خدا
اي اسمان كمتر بنال روحم صفايي ميكند
اين جسم بي مقدار هم شايد ثنايي ميكند
سر شانه أم سنگين شده از اين همه الودگي
اهسته تَر باران بيا اشكم فدايي ميكند
چشمم دگر عاجز شده اشكي ندارد در نهان
اكنون بنالم در برت ناله چه هايي ميكند
يزدان ببين مأتم سرا شد اين سرا پرده دلم
هم أشك هم ناله كنارم سم زدايي ميكند
دريا نرو طوفان شده باكي ندارم ميروم
جانان شده يارم همين حق نا خدايي ميكند
باران ببار از اسمان اينك دلم غوغا شده
اين نابسامان پيكرم كشور گشايي ميكند
با لشكري هم جنس خود در جنگ با طوفان رود
دستي به إنش ميزنددل را هوايي ميكند





عنوان شعر دوم : ندارم
صلوات

عنوان شعر سوم : ندارم
صلوات
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
درود بر دوست گرامی. خوب است که تصمیم گرفته‌اید نوشتن را جدی بگیرید و با نقد شدن، متوجه کاستی‌های نوشته‌هایتان بشوید. کمتر از دو سال است که می‌نویسید اما نوشته‌تان در تمام بخش‌های شعری با مشکلات ریز و درشتی درگیر است. مشکلاتی که برای رفع آن‌ها به مطالعۀ خیلی بیشتری نیاز دارید. وزن، قافیه، زبان، مفهوم و در کل می‌توان گفت هیچ‌کدام از مقدمات شعریِ نوشتۀ شما سالم نیستند و به یادگیری و تمرین بیشتری در تمام زمینه‌ها نیاز دارید.
مشخص است که با مقدمات وزن شعر آشنایی دارید و سعی کرده‌اید وزن را در نوشته‌تان رعایت کنید اما این هم مشخص است که هنوز اطلاعات کاملی دربارۀ آن ندارید چون وزن نوشته‌تان گاهی متزلزل می‌شود. برای مثال «بنال» در مصرع اول از وزن خارج می‌شود و اگر قرار باشد وزن را خراب نکند باید «بنا» خوانده شود. این تفاوت هجای بلند و هجای کشیده است. در مصرع «يزدان ببين ماتم‌سرا شد اين سراپرده دلم» هم یک مشکلی وزنی ریز دیده می‌شود. اگر بخواهیم این مصرع وزن درستی داشته باشد، باید در دو واژۀ انتهایی «ه» ساکن بگیرد و آن را «سراپرده دلم» بخوانیم در حالی که شکل درست آن «سراپرده‌ی دلم» است که اگر به شکل درست بخوانیم، وزن خراب می‌شود! بخش‌هایی مثل همین دو مورد، این پیام را به ما می‌دهند که نیاز است در زمینۀ وزن شعر بیشتر و دقیق‌تر مطالعه کنید. قافیه‌ها هم شاید ظاهراً مشکلی نداشته باشند اما انواع «ی» که انتهای واژه‌های قافیه آمده‌اند کار را خراب کرده‌اند. کتاب «روزنه» نوشتۀ محمدکاظم کاظمی یکی از بهترین منابع مطالعه در زمینۀ مقدمات شعر است؛ لطفاً آن را بادقت مطالعه کنید.
«زبان» مسئلۀ دیگری است که دوستان منتقدم قبلاً هم به آن اشاره کرده بودند. نوشتن به زبان کهن برای من و شما سخت است! چرا؟ چون با آن زبان صحبت نمی‌کنیم و اگر بخواهیم با آن زبان بنویسیم باید خیلی بیشتر مطالعه کنیم تا تمام ظرافت‌های زبانی‌اش را بشناسیم. در مقابل، زبان و واژه‌های امروزی که از آن‌ها در زندگی روزمره استفاده می‌کنیم، برای ما شناخته‌شده‌تر است و نوشتن به این زبان ساده‌تر خواهد بود. گذشته از اینکه زبان شعر ما کهن باشد یا امروزی، باید سالم باشد. مشکلات زبانی و جمله‌بندی‌های اشتباهی که در نوشته‌های شما دیده می‌شود، باعث شده بیشتر مصرع‌ها و بیت‌ها معنی درست و درمانی نداشته باشند و نتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند.
ای آسمان کمتر بنال، گذشته از ایراد وزنی‌اش، چه مفهومی دارد؟ یعنی کمتر رعدوبرق بزن؟ نالیدن آسمان چطور است؟ اگر منظور رعدوبرق است، آن‌وقت چه ارتباطی به بقیۀ واژه‌های بیت و مفهوم آن دارد؟ سرشانۀ آدم چطور از آلودگی زیاد سنگین می‌شود؟ اشکم فدایی می‌کند یعنی چه؟ اشک چطور می‌تواند فدایی کند؟ ناله چه‌هایی می‌کند هم که مصداق بارز ضعف جمله‌بندی است. پیکرِ نابسامان چه مفهومی دارد و پیکر انسان چطور نابسامان می‌شود؟ و چطور می‌تواند کشورگشایی کند؟ شاید همۀ این سوال‌ها در پسِ ذهن شما جوابی داشته باشند اما منِ مخاطب به ذهن کسی که این جمله‌ها را نوشته کاری ندارم! من با یک نوشته روبه‌رو هستم که اگر سوالی برایم پیش بیاید، باید جوابش را در همین نوشته پیدا کنم. بیشتر جمله‌های این نوشته، مثل همین مواردی که گفتم، معنی و مفهوم خاصی ندارند و مخاطب چیزی از آن‌ها نمی‌فهمد.
پیشنهادم این است که اگر نوشته‌های دیگری هم مثل این نوشته دارید، همه را کنار بگذارید و نوشتن را دوباره شروع کنید؛ البته نه همین حالا! نوشتن را وقتی شروع کنید که حسابی در زمینه‌های مختلف مطالعه کرده‌اید. علاوه بر اینکه کتاب‌هایی در زمینۀ تئوری شعر و اجزای شاعری می‌خوانید، شعر هم زیاد بخوانید؛ البته شعرهای خوب امروزی را بخوانید که با زبان امروز بیشتر انس بگیرید. بعد از اینکه توانستید به مقدمات نوشتن مسلط شوید و جمله‌های ساده و سالمی را موزون‌نویسی کنید، نوبت آن است که به سمت خلق لحظات شاعرانه بروید. یعنی در قدم اول باید بتوانید با مخاطب ارتباطی حداقلی برقرار کنید و حرفتان را به شکلی ساده، منطقی، قابل فهم و رسا به مخاطب منتقل کنید، بعد به این فکر کنید که چطور می‌شود آن حرف‌ها را خلاقانه‌تر و شاعرانه‌تر نوشت که انتقال مفهوم با زیبایی همراه شود. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.