تو حرف می‌زنی و شعر باله می‌رقصد




عنوان مجموعه اشعار : ترانه‌ من!
شاعر : محدثه نبی حسینی


عنوان شعر اول : .

تویی بهانه اشعار عاشقانه من
پر از جنون شده این عشق عاقلانه من

نگاه پر تپشت جان تازه ای داده
به بیت های پر از زخم و ناشیانه من

بدون بال، پریدم به سوی دامِ غزل
اسیر شعر تو گشتم، کجاست دانه من؟

نشسته مرغ دلم در سیاهِ چشمانت
نگاه کن به نگاهم ، از آشیانه من!

تو حرف میزنی و شعر باله می رقصد
طنین گرم صدایت شده ترانه من


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : جواد چراغی
با سلام

پیش‌تر چند اثر از خانم حسینی مطالعه کرده و یادداشتی نیز بر آن نوشته‌ام. آنچه که دریافته‌ام این است که خانم حسینی استعداد بسیار درخشانی در شعر کلاسیک دارند و با کمی تلاش میتوانند در آینده‌ای نزدیک تبدیل به یک غزل‌نویس ممتازی شوند. که این مساله دور از انتظار نیست. عاطفه جاری و زبان سالم و توجه به ظرفیت کلمات از نقاط قوت موجود در آثار خانم حسینی است. که برای آن مثالهایی نیز خواهم آورد.
یک اثر در قالب غزل و محتوای عشق پیش روی ماست با یک وزن و ردیف و قافیه پرکاربرد که به نوعی مساله نگاه به فرم ظاهری را برای مولف آسان نمونده است
در بیت نخست یک پارادوکس بسیار زیبا به کار رفته است(عشق عاقلانه) در نگاه اول شاید این ترکیب ساده و سطحی و دم دستی باشد اما نوع استفاده آن در ساختمان بیت نشان میدهد که هوشمندانه به کار رفته است. ارتباط بین عشق و عقل و جنون و زاویه دید نسبت به این ارتباط یکی از نقاط قوت بیت محسوب میشود.
اما بنظر من در مصرع نخست مولف ساده به مساله نگاه کرده است و راحت از کنار موضوع عشق رد شده است.

بیت دوم.
نسبت دادن (زخم) به (بیت) بسیار غیرملموس و انتزاعی است، و انگار اینجا منظور از (زخم) همان (ایراد) است اما نمیتوان آن را موفق ارزیابی کرد.

بیت سوم
در بافت‌معنایی بیت آنچه که غیرمنطقی ست (اسیر شعر تو گشتم) است منظور از (شعر تو) یعنی شعر طرف مقابل یعنی شعر معشوق نه شعری که برای معشوق سروده میشود. و استفاده از دانه که با توجه به حضور کلمه دام استفاده شده است اما معنای دیگری از آن نمیشود برداشت کرد بطور مثال وقتی دانه به خال صورت معشوق تشبیه میشود. در واقع هدف این است که صرفا معنای واقع‌گرایانه دانه مدنظر نباشد و تخیل در شعر برجسته شود.
نکته دیگر در مورد (دام غزل) اینکه غزل خود نوعی از شعر است و انگار مولف غزل را خطاب قرار داده و به نوعی شعر را برای غزل نوشته است.

بیت چهار
یک تصویر بسیار زیبا و شاعرانه‌ای رخ داده؛ چشم معشوق در واقع آشیانه‌ای ست که عاشق آنجا مسکن دارد و از همان چشم که آشیانه ست در واقع میخواهد نگاهی به چشمان خودش بکند که عاشق در آنجا منتظر است.
نکته‌ دیگر اینکه ترکیب (مرغ دل) شعر را رنگ و روی کهن و کلاسیک داده است تا حد امکان سعی شود از ترکیبات اینگونه در شعر استفاده نشود یا ترکیبات نو و تازه ای خود شاعر بسازد. مثلا همین ترکیب (سیاه چشمانت) یک ترکیب تازه محسوب میشود و با یک آشنایی زدایی از نحو کلام بجای اینکه بگوید چشمان سیاهت گفته سیاه چشمانت و انگار سیاهی را خواسته برجسته جلوه دهد که همین اتفاق بسیار زیبا و قابل تمجید است.

بیت پنج
اشاره به رقص باله که یک سوژه تازه است اتفاق خوبی در این شعر محسوب میشود و نیز نشان دهنده نگاه نو و مدرن شاعر میباشد که میتواند در غزل کلاسیک آن را گسترش داده و جایگاه و امضای خاص خود را پیدا کند.
و نیز حضور کلمه رقص اشاره‌ای دارد به آن سخن معروف که میگوید( شعر رقص کلمات است و حرف زدن راه رفتن کلمات).حال اینجا حرف زدن معشوق به رقص شعر نسبت داده شده که یک استفاده بسیار زیبایی محسوب میشود و بنظر درخشانترین مصرع این شعر است.
ارتباط موسیقیایی کلمه طنین و ترانه نیز قابل توجه است.


سخن اخر اینکه خانم حسینی با اندکی تلاش در زمینه عناصر شعر از جمله موسیقی و تخیل و عاطفه میتواند آثار بسیار قابلی از خود ارایه دهد.


شاعر بمانید