بی رحمانه حذف کن!




عنوان مجموعه اشعار : کلاسیک
شاعر : گرشاسب طاهری


عنوان شعر اول : غزل

تنهایی از تو بر من تنها رسیده ااست
از تو رسیده هرچه که برما رسیده است

گفتم به‌گوش باد خزان داستانمان
آتش فکنده است به هرجا رسیده است

اخر رسید میوه ی دستت به دیگران
از اشکم آب خورد که حالا رسیده است

سیبی که روی لبت مانده سال ها
از اشتباه ادم و حوا رسیده است

سوزانده است کل جهان را ولی به من
از افتاب عشق تو سرما رسیده است

این شعر مثل میوه ی مانده درون خم
تلخ است بر زبان تو اما رسیده است

وقتی که خام‌بود به تن رنگ‌شاد داشت
بختش سیاه تا شده،خرما رسیده است

آخر سر مزار به دیدارم آمدی
رودی که مرده بود به دریا رسیده است


عنوان شعر دوم : رباعی ۱
بی صبر شراب ناب نتوان دیدن
در قاب سفال آب نتوان دیدن
پوشیدن چشم از حقیقت،رویاست
با دیده ی باز خواب نتوان دیدن

عنوان شعر سوم : رباعی ۲
سوزانده زمین‌و آسمان را غم ما
انگار که نیست هیچ خان را غم ما
از بس که به جای نان غم نان خوردیم
مارا غم‌نان گرفت و نان را غم ما
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهایی که از آقای «گرشاسب طاهری» می خوانیم، ما را به آیندۀ شعری او امیدوار می کند. او در کمتر از سه سال تجربۀ شاعری توانسته است برخی راه های ابتدایی شاعری را که شاعرانی دیگر در مدت زمانی طولانی طی می کنند، در زمانی کوتاه و موفقیت آمیز طی کرده است و از این منظر باید به او آفرین گفت.
شاعر برای ما دو رباعی و یک غزل فرستاده است. در مقایسه ای که میان شعرهای او در دو قالب یاد شده می توان انجام داد، به قضاوتی نسبی می رسیم. این قضاوت این است که رباعی های او منسجم تر و شاعرانه تر از غزل اوست. در رباعی ها او توانسته است حداقل از عهدۀ ضربۀ بیت آخر خوب برآید و به همین دلیل هر دو رباعی او جای تحسین دارد. در برابر، غزل او از بیت های معمولی و بیت های قابل توجه تشکیل شده است. در برخی بیت ها با شاعری مضمون یاب و تصویرساز رو به رو هستیم که می تواند از سیاه بودن خرما، یک تصویر شاعرانۀ خلاقانه بیافریند و در برابر، در برخی شعرهایش با شاعری رو به رو هستیم که به تکرار مکررات شاعران گذشته روی آورده است و با کلیشه هایی مانند سیب و حوا بازی می کند که از دل چنین کلیشه سازی هایی بیت های معمولی و قابل حذف بیرون می آید.
شاید - تأکید می کنم شاید!- فرصت فراخ تری که قالب غزل در اختیار شاعر قرار داده است، باعث شده است که او به سرودن بیت هایی معمولی در کنار بیت های خوب روی بیاورد. مهم ترین چیزی که این شاعر باید در این مقطع بیاموزد، قدرت حذف بی رحمانه و ویراستاری جدی و حرفه ای شعرهایش است. در این صورت او در غزل هم مانند رباعی شاعری موفق خواهد بود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.